معمولا آدما نمیتونن چیزی رو از من پنهون کنن؛ یا حس ششمم میفهمه یا خوابشو میبینم یا بالاخره خودم تهشو در میارم :)
واقعاً این روزا،
روزای خوبی برای پرورشی بودن نیست!
سلام بر کمردرد و کوفتگی
باید خدمتتون عرض کنم که سرایدار مدرسمون( یک آقای نسبتا جوان) از بالای نردبام رفتن میترسن و برای اینکه از این تور استتارها بزنم به سقف مدرسه خودم دست به کار شدم و رفتم بالا اونم با پوشش عبا؛ و بله آخر سر داشتم میومدم پایین و دستم پر بود و عبا گیرکرد زیرپامو با زانو اومدم رو پلهی آهنی آخر نردبام و الان یه کف دست رو زانوم کبود شده و میشَلم راه میرم.
به قول حضرت آقا «تولد این حقیر اصلا قابل اعتنا نیست، حادثه بسیار کم اهمیت و کوچکی است.» اما ممنون از اونایی معرفت داشتن و یادشون بود و ساعت ۰۰:۰۰ تبریک گفتن :)
میشه یکی برام کادو اکانت پریمیوم تلگرام بگیره من ری اکت 🎂رو فعال کنم، برام ری اکت کیک بذارید؟