حاج مهدی رسولیارداسان!؟ - حاج مهدی رسولی.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
هـارداســان!؟... 🖤🥀
امــا بعـضی نـام ها، وارد شمارش زمـان نــمـیشوند
نــه با تــقویـم کم رنـگ مـیشوند و
نــه با تــکـرار عــادیـــ...
در حــافظهـ جمــعـی یــک مـــلـت مــیـمانـد
در حــافظهـ ملــت قـــدرشــناسـی کهـ مــعنـای صــداقـت را درک کردهـ اند:)
زمان متوقف نـشد اما جــای بعضی صـداها،
هـمچنان خالی مـی ماند
نهـ چون دیگر شنیدهـ نـمیشوند و بلکهـ
چون پـشت آن صـداها اراده هایی بود کهـ کمیابند...
وحالا بیش از آنکه وقتِ تکرار واژهها باشد
وقتِ مکث است؛
که بعضیها طوری زندگی میکنند
که نبودنشان، فقط یک فقدان نیست؛
یک یادآوری دائمی است...
یادآوریِ اینکه خدمت، اگر واقعی باشد،
بعد از رفتن هم ادامه پیدا میکند؛
در خاطرهها، در قضاوت مردم،
و در معیاری که از خود به جا میگذارد! :)
🖋زهرا گرایلی
«آیــنــا»
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفــتگــوی رهــبر شهــید بـا همــسر رئیس جمهـور شهـید:)
«آیــنــا»
پــایـان صهـیـونیـست حرامــزاده را
جوانان این خاک به پایان می رسانند...✊🏻
«آیـــنـــا»
عاقبت نور تو پهنای جهان میگیرد
جسم بیجان زمین از تو توان میگیرد
سالها قلب من از دوریت مرده ولی
خبری از تو بیاید ضربان میگیرد🌻
«آیــنــا»
تااداااا
سربازای آمریکایی روی ناو در حال تماشای پهپاد ایرانی شاهد:
«آینا»
@aina_ir
🖋از احوال ایـام...
آنگونه در پسِ این روزهایِ کشدارِ انتظار، غبارِ فراق بر جانم نشسته است که گویی نبضِ زمان بیحضورِ تو از تپش بازماندهـ...گاه که سقفِ آسمان بر سرم سنگینی میکند و حجمِ تنهایی، دلم را به انزوا میکشاند، چشم میبندم و در خیالی دور، آرزویی محال را در گلو فریاد میزنم: “پاشید!پاشیدد! آقا برگشتهه…”
آری، بازگشتِ تو، نه فقط پایانِ یک هجران، که احیایِ یک امید است. دلم برای آن نگاهِ پدرانه که همچون سایهساری امن، خستگیِمان را به جان میخرید، لک زده است. تو که در طوفانهایِ سهمگینِ روزگار، دستِ نوازشت بر سرِ بیپناهِ ما، تنها مرهمِ زخمهایمان بود؛ تو که مهربانیات، نه از سرِ ترحم، که از جنسِ نگاهِ یک پدر به فرزندانی بود که در غربتِ خویش، جز به عطرِ حضورِ تو دلخوش نیستند.
ای کاش این خوابِ پریشانِ فراق به سر آید و آن روزِ موعود برسد که بند از بندِ این سکوتِ مرگبار بگسلم و با اشکی که شوق، آن را به آیینه بدل کرده است، بر بلندایِ این بغضِ کهنه فریاد بزنم: “پاشید! آقا آمدهـ است…” و زیرِ سایهیِ آن نگاهِ مشفقانه، دوباره طعمِ امنِ بودن را بچشیم.»
نویسنده: زهرا گرایلی
@aina_ir
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این روزها، شهر همان شهر است، خیابانها همان خیابان...، اما انگار چیزی در هوا کم است؛ یک قوتِ قلب که وقتی بود، گویی کوه پشتِ دلمان ایستاده بود.»❤️🩹
🖋زهرا گرایلی
@aina_ir