اینو برسونید به دست اونایی که از دیدن شاهزادشون پشت ترامپ خر ذوق شدن
بگید قاتلش ترامپ بود
بگید فقط دو سالش بود
بگید خونوادشون از نظر مالی ضعیف بودن
بگید باباش راننده تاکسی بود
بگید تو خونشون مهمات نبود
بگید این بچه هنوز هیچی از سیاست نمیفهمید.
«آینا»
@aina_ir
گاهی نرسیدن، نامِ دیگرِ دلتنگی نیست؛ نامِ دیگرِ امتحان است:)
من از جاده جا ماندهام، اما مگر میشود دل، از کاروانی که مقصدش تویی، عقب بماند؟...
حسین جان، سهمِ من از اربعین، همین اشکیست که هر قدمش، راهی به سوی تو میجوید🥀❤️🩹
«آینا»
@aina_ir
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از هرچهــ گذریم، از خاکــمان نمیگذریــم
«آینا»
@aina_ir
ای ماهِ دورمانده، کجایِ شبِ منی؟
یک شهر گریه مانده به ماه شبِ منی
من از تمامِ پنجرهها سر کشیدهام
شاید تو ماه باشی و ماهِ شبِ منی
از بس فرشتگان خبرِ رفتنت گرفتند
افتادهاند زار،تو ماه شبِ منی
گفتم: «مگر چه کردم و او را چه شد؟»
گفتند: «عشق، حکمِ قضایِ شبِ منی»
درگاهِ ملکوت به رویم گشوده بود
اما تو نبودی؛ درِ آنجا بسته شد به منی
هر شب به عرش رفتم و پرسیدم از خدا:
«این هجر چیست؟» گفت: «بلایِ شبِ منی»
دیدم فرشتهای ورقِ نامهام گرفت
اشکش چکید رویِ دعایِ شبِ منی
گفتم: «سلامِ من برسانید اگر به او...»
لرزید بال و گفت: «کجایِ شبِ منی؟»
گفتم: «بگوییدش که هنوز این دلِ غریب
در انتظارِ یک خبریست از آشنایِ منی»
اما سکوت کرد ملک، و آسمان گریست
گویی تو را ربوده شب ، از ابتدایِ منی
ای کاش یک فرشته، فقط یک شب از بهشت
پایین بیاید و بشود پیکِ راهِ منی
تا نامهای به دست تو از دوردستها
آرد؛ نوشته باشد: «تو تمامِ جانِ منی»
من بیتو از خودم به خدا دور ماندهام
تو از منی، ولی به خدا دور ماندهای
ای عشق، ای غیابِ پر از ردّ پایِ تو
هر جا روم، تویی و منم، جایِ پایِ تو
من ماندهام کنارِ درِ بستهٔ ملکوت
با یک دعای سوخته در دست، برایِ تو
شاید شبی ز عرش فرود آیدت نسیم
شاید، خدا کند که بیایی؛ برایِ من
آنگاه من تمامِ فرشتنگان را صدا کنم:
«ای اهلِ آسمان!حالا،
رسید زمانی که فریاد زنم امده آن ماه شبم.»
شاعر: زهرا گرایلی
«آینا»
@aina_ir