نمیتونم این حجم از غمیگن بودن رو
تو این سن تحمل کنم، یکی نجاتم بده لطفا.
گاهی اوقات مجبوریم بپذیریم
که بعضی از آدما فقط میتونن
توی قلبمون بمونن؛نه زندگیمون...!
یعنی حاضرم صبح تا شب جک های
شوهر عممو گوش کنم ولی هفت
صبح بیدار نشم برم کلاس مجازی.
تنها کسی که میتونه ادعا کنه این روزا
صدشو گذاشته برام، باتری گوشیمه.
من یاد گرفتم اعتماد کردن
مثل راه رفتن روی شیشهست
از دور برق میزنه،
اما نزدیک که میشی
فقط ردِ زخماش میمونه زیر پاهات؛
کسیو وسط راه ول نکنید شاید این راه
اصلا راهِ اون نبوده،بخاطر شما اومده.
کلا صمیمی نشدن با هر کسی
لطف بزرگیه که میتونید در حق خودتون بکنید.