eitaa logo
امامت و امارت
185 دنبال‌کننده
85.4هزار عکس
47.9هزار ویدیو
4.3هزار فایل
گزارش شخصی امامت وامارت پردیسان
مشاهده در ایتا
دانلود
ورود به اتاق Skyroom - دروس خارج فقه الاداره - حضرت استاد آیت الله قوامی : https://www.skyroom.online/ch/a32616797/feghh
اپلیکیشن اندروید اسکای روم را از کافه بازار دریافت کنید : https://cafebazaar.ir/app/online.skyroom
‏عکس از M.H.Abedin
⭕️ چله زیارت عاشورا از روز عاشورا (امروز) تا روز اربعین.
خدایا مدیون حسینی اکه امسال محرم اشک کسای که اشکمو در اوردند درنیاری: ⚫️وقایع لحظه شهادت امام حسین علیه السلام.... ☑️يكي از اهل كوفه روايت كرده است : «من نديدم كسي را كه فرزندان و يارانش كشته شده باشد اما اينگونه شجاع و پر جرأت باشد. مردان سپاه بر او مي تاختند اما او با شمشير بر آنان حمله مي كرد... تا اينكه به فرمان عمر سعد لشكريانش ازهمه سو به امام (علیه السلام) حمله کردند. 🔴 در اين لحظه يكي از دشمنان سنگي زد كه به پيشاني حضرت اصابت كرد و خون بر صورت وي جاري شد. 🌹امام خواست آن خون را پاك كند كه تيري سه شاخه و زهر آلود بر سينه و قلب حضرت نشست... 🌷امام فرمود : «بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله» و سر به سوي آسمان بلند كرد و فرمود : « خدايا تو مي داني این قوم مردي را مي كشند كه روي زمين پسر پيغمبري غير از او نيست». 🔘 آنگاه تير را گرفت و از پشت بيرون كشيد، خون مانند ناودان بيرون جست، پس امام دست خود را از آن خون پر كرد و به سوي آسمان پاشيد. ▪️حاضران مي گويند حتی يك قطره از آن خون به زمين برنگشت و از آن لحظه، آسمان كربلا سرخ شد... 🌸سپس دوباره دست خود را از آن خون پر كرد و صورت و محاسن خويش را با آن آغشته نمود.. 🔥«زرعه بن شریک» به حضرت نزدیک شد و شمشیری به دست چپ آن حضرت زد. سپس شخصی دیگر، از پشت، تیغ بر شانه امام (علیه السلام) وارد آورد. ⚫️هرکه با هرچه در دست داشت حضرت را میزد که حضرت از شدت آن ضربات، با صورت بر خاک افتاد... 🌹امام افتان و خیزان بود ؛ گاه به مشقت از جای برمی خاست ولی دوباره بر زمین می افتاد ... 🌷 امام در گودال قتلگاه افتاد و واپسین راز و نیاز خود با خدای خویش را آغاز کرد... 🌟هر چه می گذشت زیباتر و برافروخته تر می شد... ⚡️یکی از راویان نوشته است: «به خدا قسم ، هیچ کشته به خون آغشته ای را نیکوتر و درخشنده روی تر از حسین ندیدم. ما برای کشتن وی رفته بودیم ولی رخسار و زیبایی هیئت او،اندیشه قتل وی را از یاد من برد... 🔥شمر بر سر یارانش فریاد کشید:«چرا این مرد را منتظر گذاشته اید؟!» 🔥آنگاه خود تیغ به دست گرفت و به همراه سنان برای بریدن سر مطهر امام (علیه السلام) رهسپار شد ... ▪️زیر خنجر بود ، اما دیده باز ▪️اشک او بر گونه،سرگرم نماز ▪️اشک او می شست خونِ گونه را ▪️شرمگین می کرد این گردونه را ▪️مست بود و اشک دیده ،باده اش ▪️خاک گرم کربلا، سجاده اش ▪️ در دل گودال کرد از بس سجود ▪️شد زفرط سجده چشمانش کبود ▪️یک نفر «پهلو شکسته» در برش ▪️کیست یارب این،به غیراز مادرش؟ ▪️مادرش آمد و لیکن مضطر است ▪️بر گلوی تشنه ی او خنجر است ▪️خنجر از بس بوسه زد بر حنجرش ▪️رفت تا گردون صدای مادرش... 🔥لعنة الله علی قوم الظالمین 🌹"السلام عليک يا اباعبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار و لا جعل الله آخر العهد مني لزيارتکم" 🌹السلام علي الحسين 🌹و علي علي بن الحسين 🌹و علي اولاد الحسين 🌹و علي اصحاب الحسين ⬛️ آجرک الله یا صاحب الزمان(عج)... 🍂🍁🔥🍂🍁🔥🍂🍁🔥🍂🍁🔥 📕‌امالی شیخ صدوق،مجلس 30 📕ارشاد،شیخ مفید،ج2 📕در کربلا چه گذشت،شیخ عباس قمی‌
🏴گزارش ساعت به ساعت روز بر اساس مقاتل (عاشورای ۲۱ مهرماه ۵۹ شمسی) 🕐 حدود ۱۲:۵۰ اذان ظهر 🏴 شهادت حبیب بن مظاهر! 🌹حبیب بن مظاهر موقع اذان ظهر شهید شد. چون که نوشته‌اند امام(ع) خطاب به اصحاب گفت یکی برود با عمر سعد مذاکره بکند و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی‌شود.» حبیب به او گفت: «ای حمار! فکر می‌کنی نماز شما قبول می‌شود و نماز پسر پیامبر(ص) قبول نمی‌شود؟» به جنگ او رفت اما از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب کشته شد. امام(ع) از شهادت حبیب متاثر شد و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می‌گذارم.» 🌹امام‌(ع) نماز را شکسته و به قاعده «نماز خوف» خواند. گروهی از اصحاب به امام‌(ع) اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند. زهیر و سعید بن عبدالله حنفی خودشان را سپر امام کردند. نوشته اند سعید بن عبدالله ۱۳ تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. در آخرین نفس از امام پرسید: «آیا وفا کردم؟» 🏴گزارش ساعت به ساعت روز بر اساس مقاتل (عاشورای ۲۱ مهرماه ۵۹ شمسی) 🕑 حدود ساعت ۱۴ 🏴شهادت حضرت عباس(ع) 🌹عاقبت امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) تنها ماندند. (ع) اجازه میدان خواست اما امام او را مامور رساندن آب به خیمه ها کرد. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس(ع) دلاور در حالیکه با شجاعت تمام سعی در آوردن مشک آب برای زنان و کودکان داشت در محاصره دشمن دو دستش قطع شده و با عمودی آهنین بر سرش زدند که از اسب بر زمین افتاد. اباعبدلله سراسیمه خود را بر پیکر قطعه قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام(ع) برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود «اکنون دیگر پشتم شکست.» 🏴گزارش ساعت به ساعت روز بر اساس مقاتل (عاشورای ۲۱ مهرماه ۵۹ شمسی) 🕒 حدود ساعت ۱۵ 🏴شهادت حضرت علی اصغر(ع) 🏴شهادت حضرت عبدالله(ع) 🌹امام(ع) به طرف خیمه‌ها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعدا در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه‌اش نکنند. وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره اش علی اصغر را به میدان برد تا او را سیراب کند که به تیر حرمله کشته شد. 🌹امام(ع) به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می‌شد. بعضی تیر می‌انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می‌کردند. شمر و ده نفر به مقابله امام(ع) آمدند. بعد از شهادت امام(ع)، بر پیکر مبارکش جای ۳۳ زخم نیزه و ۳۴زخم شمشیر شمرده شد. 🌹در مقاتل نوشته اند زمانی که امام(ع) در آستانه شهادت بود اما کسی جرات نمی‌کرد به سمت ایشان برود اهل حرم از صدای اسب ایشان ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام عبدالله بن حسن (ع) دوید و به طرف مقتل امام آمد. او را در بغل عمویش کشتند. امام ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند: «خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر!»
عصر عاشورا فرا میرسد و با شهادت یاران امام حسین علیه السلام، کم کم جبهه حزب الله دارد از مردان با غیرت خالی میشود... و چون اینگونه میشود، یزیدیان خبیث دارند خودشان را برای غارت خیام و اسارت خوبان آماده میکنند... زنان و دخترکان چه کنند؟ چه میتوانند بکنند؟ درد من این است که تا حامی ناموس باشد... و امروزِ من و تو، چقدر شبیه این لحظات است... بسیاری از زنان و دختران شیعه به در خانه چشم دوخته اند تا مردی از راه برسد تا به او دل بسپارند... تا با او، دینشان کامل شود... تا با او، لذت همسر شدن و مادر شدن را بچشند، تا با او، نسل محبین اهل بیت علیهم السلام را تربیت کنند، تا در این آخرالزمان فقط باشند... همین بودن این نسل، خودش جهاد است، چراکه در آنچه تعیین کننده است است... از طرفی دیگر مردان مردی هستند که میخواهند علمدار باشند... تا همچون امامان معصومشان اولاد فراوان داشته باشند... تا خطاب (تناحکوا تناسلوا تکثروا) روی زمین نماند... افسوس و صد افسوس که جامعه ما، در فکری دیگر است... و چه می دانیم اگر امروز به فکر نسل شیعه نباشیم، فردا چه خواهد شد... مگر در موصل یا رِقه، کسی فکرش را میکرد که روزی بازار کنیز فروشی راه بیاندازند؟ و ما چه میدانیم که کنیز شدن یک دختر و زن آزاد یعنی چه؟ اگر امروز هشیار نشویم، بدون هیچ درگیری و خونریزی، تعیین کننده را باخته ایم... وقتی مولوی های وهابی چنین تبلیغ میکنند که اگر شده با نان خشک شکم های خود را سیر کنید، زاد و ولد کنید که آینده ایران برای ماست، دیگر چه بهانه ای باقی می ماند؟ آن ها در عمل همینگونه رفتار کرده اند و ما فقط شعار داده ایم... درد من همین است که تا حامی ناموس باشد... مگر ما پیرو آن میر و آن علمدار نیستیم؟ ما را چه شده؟ مگر میر ما، حسین بن علی نیست که فقط در کربلا ۳ همسرش یعنی رباب و ام لیلا و ام اسحاق حضور داشته اند؟؟؟ مگر همین ام اسحاق روز عاشورا از امام حسین علیه السلام باردار نبود؟؟؟ مگر... یائسه شدن بیش از یک میلیون دختر ایرانی بس نیست؟؟؟ دختران شیعه را به اسارت تجرّد گرفته اید تا کار از کار بگذرد و این ها هم به قافله یک میلیونی یائسگان بپیوندند؟؟؟ میگویند پسران مجرد ازدواج کنند... بارها گفته ام که حتی اگر مجردهای معتاد و زندانی و مهاجر به دیگر کشورها هم با دختران مجرد ایرانی ازدواج کنند باز هم جمعیتی حداقل بالغ بر بیش از یک میلیون دختر و زن ایرانی مازاد خواهیم داشت... آمدیم و پسری نخواست ازدواج کند، دختر من و تو باید بسوزد؟؟؟ البته چه بسیارند پسران و دختران مجرّدی که خودشان، خودشان را اسیر تجرّد کرده اند، اما بیشتر باید به پدران و مادران و جامعه نهیب زد، چرا که آنها هستند که میتوانند جوانان را جهت دهی کنند... آیا وقت آن نرسیده که دل مومنین خاشع شود و نسل شیعه را دریابند؟؟؟ ⭕ با انتشار مطالب، ما را در ترویج حلال های الهی یاری کنید. 👇👇👇👇 ✅آی دی کانال در پیام رسان های : @Chandhamsari_Ormavi