عملیات ضد صهیونیستی در کرانه باختری
🔹همزمان با حملات موشکی انتقامجویانه ایران به اهداف مهم رژیم صهیونیستی، جوانان مبارز فلسطینی در کرانه باختری اقدام به عملیات ضد صهیونیستی کردند.
🔹یک شهرک نشین صهیونیست، پلیس رژیم اشغالگر را در جریان عملیات تیراندازی در جنوب غرب جنین قرار داده و گفته است دو جوان مقاوم فلسطینی به سمت خودروی صهیونیستی تیراندازی کردهاند.
@Akhbaredaaagh
❤️ و این هم پیکر شهید حسین سلامی فرمانده فقید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
@akhbaredaaagh
🔴محسن رضایی:
●قرار بود در روز دوم نیز تعداد دیگری از مقامات را ترور کنند ولی تهاجم ما این عملیات را ناکام گذاشت.
●ما میدونستیم بزودی کشور ما مورد تجاوز قرار میگیره، رهبری تدبیر کردن و گفتن برید مذاکره کنید تا برای مردم روشن بشه، حتی اگر مذاکره هم بکنیم باز دست به تجاوز میزنند
●ما در جنگ با عراق مقاومت کردیم و ۳۵ سال امنیت کشور تامین شد. در این جنگ هم اگر ایستادگی کنیم تا ۵۰ سال آینده امنیت کشور تامین خواهد شد. ولی اگر موفق شوند کشور دچار بحرانهای بزرگی خواهد شد.
●ما از حداکثر توانمندی خود استفاده نکردهایم. ما منتظر این هستیم که کشورهای غربی حساب خودشان را از اسراییل جدا کنند. چنانچه ما از حداکثر توانمندی های خود استفاده کنیم، دنیا با بحران مواجه خواهد شد. ما این را نمیخواهیم.
●اتفاقات این دو روز به واسطهی ریزپرندههایی بود که ظرف دو ماه گذشته به شکل قاچاقی وارد کشور شده و روی پشت بامها مستقر شده بود.
رژیم صهیونسیتی از امکانات کافی برای تهاجم از بیرون مرزها برخوردار نیست.
@akhbaredaaagh
🚨مجری: چرا پاسخ گسترده نمیدهیم ؟
🔴محسن رضایی: به زودی با یک ائتلاف وارد نبرد خواهیم شد بایست برای آن آماده باشیم و هیچکدام از سلاح های خود را هنوز رو نکرده ایم
🔻 مجری: کی رخ میدهد؟
🔻 محسن رضایی: زود است
🔻مجری: پاسخ ما چیست ؟
🔻 محسن رضایی: چیزی که تا کنون جهان آن را ندیده است.
@akhbaredaaagh
🔷بازتاب گسترده تجمع بزرگ راهپیمایی روی ده کیلومتری در روزنامههای امروز
@akhbaredaaagh
محسن رضایی:
مردم توقع دارند با شدت بیشتری برخورد کنیم اما نیاز است جنگ را مدیریت کنیم
@akhbaredaaagh
🔴محسن رضایی: آقای پزشکیان و عراقچی با نیروهای نظامی بسیار هماهنگ هستند و آقای پزشکیان تا الان با یک روحیه جهادی کاملا پشت سر رهبر انقلاب حرکت کرده است
@akhbaredaaagh
هدایت شده از کانال اخبارداغ
#دار_مکافات
میخوام سرگذشت زندگیم روبنویسم که برای همه عبرت بشه؛ 16سالم بودکه برام یه خواستگاراومد یه پسرخوب ومذهبی و متدین که اسمش علی بود و24سالش بودوقتی باهاش صحبت کردم ازش خیلی خوشم اومد پدرم بخاطر سن کمم مخالف بود
ولی باپافشاری علی واصرارهای من قبول کرد وقتی محرم شدیم روزبه روزبیشتر عاشقش میشدم اونم واقعا منو دوست داشت یک روزکه باهم بیرون رفته بودیم
بهم گفت فرزانه میخوام یه چیزی بهت بگم اماقول بده که ناراحت نشی ومنطقی برخوردکنی!!
https://eitaa.com/joinchat/2040659971Ceea316cf2f