eitaa logo
اختر‌پنجم؛
546 دنبال‌کننده
465 عکس
76 ویدیو
1 فایل
دفترچه خاطراتِ تصویری نرگس ۱۹ ساله. سوره هم صدام میکنن، فکر کنم دانشجوی دبیری فیزیک. https://abzarek.ir/service-p/msg/4036565
مشاهده در ایتا
دانلود
توی خانواده ی ما، دختری که بعد از ۹ شب میومد خونه وقیح بود، کسی که آهنگ گوش میداد، کسی که با نامحرم حرف میزد، کسی که نظر سیاسی مخالف میداد کلا کافر محسوب میشد😔😂. یبار یکی به من گفت با اجازه ی کی میخوای چادر عربی بپوشی :)؟
من یه قفل هایی رو توی این خانواده باز کردم که خودم باورم نمیشه😭
ولی خب پدرم و مادرم واقعا هیچوقت رفتارهای غیر منطقی نداشتن، چرا یه نوع نگاهایی داشتن و دارن که بخاطر سنشونه ولی خب همیشه پذیرا بودن، با اینکه من میبینم چقدر براشون سخته پذیرفتن خیلی کارایی که من انجام میدم ولی خب من خیلی حرف میزنم براشون و نوع نگاهم رو توضیح میدم که بفهمن دقیقا دارم چیکار میکنم، برای همینم هم اونا نرم تر شدن هم من.
+هرج و مرج _من رو یاد متروی شلوغ میندازه وقتی ایستگاه ۱۵ خرداد پیاده میشم، حس زندگی میده، حس سرشلوغی میده
+رها شده _حس دلتنگی میده
+نقاشی _احساس شوق :)
وای میخواستم یه نقاشی جدید بکشم راستی😭
+گریپ فروت _یاد دبیرستان میفتم، خیلی بچه های ادایی ای داشت🙁😂 جدی جدی زنگ تفریح ازینا میخوردن
+گندم _با شنیدنش یاد یه دشت پر از گندم میفتم، درحالی که آفتاب گرم و باد هم زمان هست و نفسم از دوییدن و خندیدن گرفته.
+گلگون یه سریال میبینم، اسمش وکیل ارواحه. یاد شخصیت اصلی مرد اون میفتم😂
اختر‌پنجم؛
+عهه همیشه چادری هستی؟ _بله، ولی جدی جدی شماها هیچ ایده ای درباره ی خانواده ی خیلی مذهبی ندارید :
+ https://eitaa.com/akhtar5/1891 خودم این سوال رو پرسیدم و خودمم همیشه چادریم و خب :))) چادری بودن جااالبه. راستش من مسیر زندگیم و عقایدم با اتفاقات و صحبت های رندم عوض میشد و یه بار یکی میخواست بره سر قرار و دوستش بهش گفت چه تیپ متفاوتی زدی... تو این استایلی نیستی و خودش در ادامش گفت اره دیگه آدم استایلی رو میزنه که چشم کسی که دوستش داره رو بگیره و من اونجا با خودم گفتم خب من که خدارو دوست دارم :) و فکر میکنم با این استایل خدا بیشتر دوستم داره و همین کافیه _نگاه تو ام به این مسئله جالبه :)
+میدونی نرگس من خودم چادریم ولی خب از یه جایی به بعد چون فهمیدم حتی اگه انتخاب خودمم نباشه مجبورم سر کنم بخاطر خونوادم، و اینکه اونا هیچوقت با چادر نزدن من قرار نیست کنار بیام کم کم از چادر زده شدم و دیگه اون حس خوب قبل و بهش ندارم. میدونی همش با خودم میگم خب اول اینکه من خودم عقل دارم و میتونم برای نوع حجابم تصمیم بگیرم نیاز نیست کسی مجبورم کنه واقعا، و بعدشم اینکه منم دوست دارم یسری استایلارو امتحان کنم.. بنظرت الان باید چیکار کنم که اون احساس خوبم نسبت به چادرم برگرده ؟ چطوری دوباره با چادرم دوست باشم ؟ میدونی من بدم نمیاد ازش ولی این موضوع که چه بخوام چه نخوام به اجبار باید روی سرم باشه اذیتم میکنه. واقعا نمیدونم باید چیکار کنم..