هدایت شده از در این گوشه از دنیا🇮🇷
خدایا ازت ممنونم که یه جوری همه چیز رو چیدی که ما هم بتونیم توی این راه یه کاری بکنیم.
که ما هم هرشب با سرخوشی بیایم توی خیابونا و پیش خودمون فکر کنیم عجب کار مهمی! ما هم برای انقلاب و برای آقا و برای اسلام و برای ایران قدم برداشتیم.
من همیشه نگران بودم که مجاهدت به من و امثال من نرسه
اما داره میرسه!
تو سفرهت رو پهن کردی تا همه، جا بشن.
حالا میدونم این توی خیابون اومدن هم راحت ترین نوع مجاهدته،
اما هست!
و من دلخوشم که سهمی توش دارم.
هدایت شده از در این گوشه از دنیا🇮🇷
قاب هشتادویکم
[ماهیقرمزِ عید، بیجان روی خاکهای ناشی از انفجار جنگ افتاده است.]
دوستی های عمیق و طولانی به یه جایی میرسه که دیگه انقدر شبیه به هم میشید که بقیه عملا اَح اَح خودتون به به🤣
تو تجمع رفته بودیم آقاهه که بلندگو داشت میگفت بلند بگید ماشالا
بعد یه بچه ی کوچولوی کیوتی بود داد میزد مالالا
من انقدر خندیدم به این کیوتچه نزدیک بود برم گازش بگیرم بخورمش دیگه مامانش جمعش کرد