از آن فزت برب الکعبه گفت و چشم خود را بست
که بعد از فاطمه زندان خود میدید دنیا را
ز جبریل امین برخواست این فریاد بر گردون
الا یا اهـل عالـم تسلیت، کشتند مـولا را
علی بیهوش در محراب خون افتاده بود اما
به زخم خویش حس میکرد اشک چشم زهرا را
دوباره از درون زخم او فـواره مـیزد خون
ز رویش هرچه یاران پاک میکردند خونها را
میگفت: پنجره ای که بهت آسیب میزنه رو ببند..
حتی اگه ویو خوبی داشته باشه..
#فکت
@aks_sokhango 🕊
ای رقیب،از منع ما بگذر که جانبازان عشق
از سر جان بگذرند اما زِ جانان نگذرند
#شعر
@aks_sokhango 🕊
میشه امشب برامون بنویسی
#شب_قدر سالِ دیگه، تو بین الحرمین قرآن سربگیریم..؟
❤️🩹:)
@aks_sokhango 🕊
یا رب ان لنا فیک املا طویلا کثیرا
"خدایا ما رو تو خیلی حساب کردیم"
💚🍂
#انگیزشی
@aks_sokhango 🕊