eitaa logo
•°الرَحیٓل‌°•
18 دنبال‌کننده
404 عکس
175 ویدیو
7 فایل
رهروان عشق شد وقت هنگامه نزند کسی حرف از امان نامه! - علی الاصول میان سپاه شمر و حسین نه جای سازش و تسلیم، حرف عاشوراست!
مشاهده در ایتا
دانلود
قسمت اول | سیدعباس قبلاً هم گفته بودم که من تو شمال غریبم و جایی رو نمیشناسم و چون همش در رفت و آمدم توانایی یادگیری هم ندارم :/ جدیداً خیلی یهویی یه سری اتفاقاتی میوفته برای من : یه چند روزی بود که سخت دلم برای عتبات و حرم علی بن موسی الرضا تنگ شده بود، دیگه داشتم بی قرار میشدم که یه بزرگواری به بنده عرض کردن برید سیدعباس (ما رسم داریم به نوادگان امام کاظم ع میگیم سید؛ مثل سیدابراهیم خودمون) گفتم خب من تاالآن اصلا اینجا نرفتم جدشون چه شکلیه؟! عرض کردن با سه واسطه به امام کاظم میرسن عباس ابن محمد ابن زید ابن حسن ابن موسی علیهم السلام خلاصه تا شنیدم از نسل امام کاظم اند عزم بستم که برم ادامه دارد... .
لَا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنْسَى؛
•°الرَحیٓل‌°•
وَ لا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِی؛
إِلَهِي لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِي لَمْ تَهْدِنِی؛
•°الرَحیٓل‌°•
#زیارت قسمت اول | سیدعباس قبلاً هم گفته بودم که من تو شمال غریبم و جایی رو نمیشناسم و چون همش در
قسمت دوم | سیدعلی‌آقا ورودی امام زاده عکس آقا بزرگ بود دیدم پشتش یه پرچم بلنده سرم رو بلند کردم دیدم یا ابالفضل العباسه؛ یه نگاهی کردمو با خودم زمزمه کردم من زیر بیرق عباسم :) رفتم حسینیه امام... من به کبوتر های نجفی علاقه شدیدی دارم و بهم حس خیلی خوبی میدن وقتی وارد شدم دیدم از این کبوتران خیلیه و رفتم نجف... وارد امامزاده شدم دیدم مقتل داره کلی شیب می‌رفت پایین ناخودآگاه مرور شد: از باب القبله که میری داخل از دور ضریح دست تکون میده... رفتم کربلاء...
•°الرَحیٓل‌°•
#تیکه‌کتاب | #درگاه‌این‌خانه‌بوسیدنی‌است
لااقل یکی یکی برید. مردنه؛ خوردن که نیست! رسول از آن طرف با آرامش میان دعوا را گرفت: - چرا خوردنم هست. نگاهش کردم: - تیر، خمپاره، ترکش، این‌همه خوردنی. |
یا الهی خودت ردیفش کن :)
هدایت شده از مُـؤَثِـر
سخت است که مجبور شوی صاف بگیری، قد و کمری را که زِ غم خم شده باشد .. ‌‌
•°الرَحیٓل‌°•
سخت است که مجبور شوی صاف بگیری، قد و کمری را که زِ غم خم شده باشد .. ‌‌
نمی‌دونم چرا با این جمله یاد اون افتادم که می‌گفت: من دیگه اون رقیه ای که واسه تو ناز بکنه نمیشم...