شب جمعه شد و یاد حرم افتادم
از همین جا یه سلام دادم
که ثوابش برسه به روح اجدادم :)
امشب وقتی روضه خوان روضه میخواند تمام زندگی ام را می شنیدم و از نو مرور میکردم
خودش بود؛
آری من از زینب خواهری کردن را آموختم :)
موقع خطابه شیره یا عقابه؟
اون که با اشاره انگشت سبابه
کاخ یزید رو میکنه عین خرابه
دختر ابوترابه❣
از سرباز به فرمانده:
فرمانده پیام دریافت شد:
ایستاده در غبار
دست به ذوالفقار
نه یک قدم جلوتر نه یک قدم عقب تر.
راستی روضه خوان بودن زیاد هم بد نیست گرچه داغ دل و آوارگی دارد اما همهی آوارگی اش سامان است :)
#همین_حوالی