شمع را باید از این خانه به در بردن و کشتن
تا که همسایه نگوید که تو در خانه مایی
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بـگریزد که بدانست که دربند تـو خوشتر ز رهــایی
#شعر
من نمیتونم یه دستی همه چیز رو هندل کنم
غم تو رو
زندگیمو
جهاد تبیین رو و و و ...
بیا برگرد
من نیاز دارم یه بار دیگه بیای بشینی رو اون صندلی حسینیه امام با بغض بگی بنده به جد عزادار هستم ...
من دوباره شور کار بگیرم 😭😭