هدایت شده از کانال اطلاع رسانی اوقاف زنجان
🔰🇮🇷ایستاده چون کوه
✍️ ۱۴ رمضان است و «محفل شعر امین» در مسجد حسینیه اعظم زنجان با حضور شاعران آیینی برگزار میشود.
مجری حاج خانم خالقیپور را صدا میزند.
او آرام آرام قدم برمیدارد و به میکروفون میرسد.
چند نفری تعارف میکنند روی صندلی بنشیند.
اما میایستد در مقابل جمعیت و شروع میکند به حرف زدن: «از وقتی این خبر را شنيدم انگار تازه بچههامو تو خاک گذاشتم.»
صدای شیون جمعیت بلند میشود.
یاد عید فطر یازدهم فروردین میافتد:
«به دوستم گفتم امسال خیلی بابرکته؛ قراره دوبار پشت سر حضرت آقا نماز عید فطر بخونیم، اول سال و آخر سال...»
سر به زیر میاندازم و نم چشم را با دستمالی میگیرم.
فکر میکنم این مادر که سه شهید تقدیم انقلاب کرده چطور با صلابت ایستاده.
یاد رهبر شهید میافتم. او هم در مواقع حساس محکم و استوار چون کوه میایستاد و حتی بدون عصا لشکرش را فرماندهی میکرد.
چنین رهبری چنین عاشقانی پرورش میدهد.
حاج خانم آنقدر محکم و با اقتدار حرف میزند که صلوات و احسنت جمعیت در مسجد جاری میشود.
یکی از شعرا بلند میشود و شعری میخواند:
دانی که چرا چو غنچه گل روییدم
اول ز وفا خاک حسین بوییدم
دوم ز ادب قامت خود خم کرده
من چادر مادر شهید بوسیدم
همه با صدای صلوات و احسنت خانم خالقیپور را همراهی میکنند که با قدمهایی استوار و آرام به سمت بانوان برمیگردد.
✍️ روایتی از سیده رقیه موسوی براساس خاطره مادر شهیدان خالقیپور در محفل شعر امین
#روایت
#مقاومت
📬 پیام مخاطب:
بخاطر دو نفر داری اینجوری میکنی؟! قصد بی احترامی ندارم اما به نظرم دو نفر منطقی نیست تو که داری این همه فعالیت میکنی حالا خود دانی و ایتا کلا بر نامه ای نیست که بخای داخلش چنل یا کانال بزنی
-
سلام علیکم
اولاً بله برام مخاطب ها خیلی ارزشمنده.
ثانیاً بنای کانال این نیست که در ظرفیت چند نفره بمونه.
ممنونم نظرتون برام محترمه🌱
#ناشناس
وقتی میگن تنگه هرمز رو نبستیم اما کسی جرات نداره رد بشه! هی یاد مامانم میوفتم که با دمپایی وامیستاد میگفت بیا کاریت ندارم🤣🩴