عشق چیز عجیب غریبیه!
یه وقت دیوونت میکنه و از فرط عشق داد میزنی اصلا من چون دوست دارم این کارا رو میکنم؛
یه وقتی مثل موج دریا که به ساحل میرسه به ساحلت میرسونه و آرومت میکنم و در عین آرامش داد میزنی دوست دارم❣
#راحیل
هدایت شده از دالانِ خیال^^
دست به قلم
جایی که فقط من هستم و قلم
کلمات و جملات و سطرهای خطخطی اول اینجا متولد میشن و بعد پا میذارن دالان خیال ...
۹ اردیبهشت، وقتی فهمیدم بیست و یکم همین ماه، روز مخصوص زیارت امام رضاست، به دلم افتاد از آقاجان یه عیدی بگیرم
راستش نمیدونم این تصمیم از کجا اومد، اما به هر حال، مثل یه راز بین خودم و خدا و امام رضا نگهش داشتم و توی دفتر مجازی دست به قلم ثبتش کردم >>>
به کل اتفاقات امروز فکر کردم تا اون بخش شگفتانگیزش رو پیدا کنم؛
اتفاق عجیب و غریبی نیوفتاد، اما امروز فهمیدم تو زندگیم آدمایی هستن که بودن هر کدومشون باعث آرامشه!
آدمایی که وقتی باهاشون حرف میزنم
وقتی کنارشونم
وقتی از خاطراتم میگم
حال دلم خوب میشه
کنارشون معذب نیستم
کمحرف نمیشم
خجالتی و درونگرا نیستم
بلکه خودِ خودِ واقعیمم ...
و چی از این بهتر؟
تعداد این آدمها تو زندگیم کمه، از انگشتای یه دستم کمتر
اما حضورشون انقدر پررنگ و خوشرنگه که به اندازهی یه دنیا میارزه >>>
امروز،
امام رضا شگفتانهی زندگیم رو بهم نشون داد، وجود آدمایی که به حضورشون عادت کرده بودم
و همین عادت باعث شده بود یادم بره چقدر باید بابت بودنشون شکرگزار باشم…
رفیقایی که از ۴۰۲
شدن شگفتانهی زندگیم❤️🩹
#اندراحوالات
#قائدناالشهید
من همکاری با کسایی رو تجربه کردم که اصلا حتی پایبند رهبری هم نبودن و منتظر بودن حسرت السلطنه بیاد و مملکت رو برای خودشون آباد کنند
▫️
روز شهادت آقا واقعا از شبش به من فشار عجیبی وارد شده بود!
(میدونم که میدونید اصلا روند کانال روزمرگی نیست اما میخوام مطلبی رو بگم)
خب حق هم داشتم اگر روضه خوان بودید حتما درک میکردید؛
خلاصه که از لحظه فهمیدن شهادت آقا بی قرار شدم!
البته که هنوز صدای اذان نشنیده بودم
کوتاهش کنم بعد از اینکه از خیابان فارغ شدم و داشتم هماهنگی ها رو با همکاران انجام میدادم
یکهو دیدم یکی از همان بی طرف های منتصب به طرافداران سلطنت پیام داده:
سلام تسلیت
چیزی نمیپرسم
چون میدونم حالت چقدر بهم ریخته
این شد مضمون پیامش
من هم که عادت دارم به سبک هر کس جواب پیامش را میدهم
یادداشت کردم:
سلام
تبریک شهادت
من خوبم،بسپارید به همت با بچه ها تا آخرین قطره خونمون میایستیم
چیزی نیست عزیز دلم فقط دو روزه کمرم صاف نمیشه!
همین بس بود برای تمام کردن حجت ها من لحنم فرق کرده بود و دیگر قرار نیست و نخواهد بود که به نسخه قبل از رفتن آقایم برگردم!
چنانچه دستگاه عامل ( سیستم) را وقتی بروز (آپدیت) میکنی دیگر قرار نیست به نسخه( ورژن) قبلی خود برگردد!
من وقتی آقایم بود
تا جان در حنجره و نفس هایم بود به تبیین و تحلیل بیانات ایشان پرداختم
و میدانم کم کاری کردم که اگر نکرده بودم مثل خیلی ها الآن کنار ایشان بودم
اما امروز
من دیگر نمیتوانم تبیین کنم و توضیح دهم که چرا بر اساس فصل هشتم و اصل ۱۰۷ قانون اساسی وظایف آقا چیز دیگری است و قرار نیست آن انتظاراتی که دیگران دارند را به جا بیاورد
من دیگر نمیتوانم تبیین کنم اما فکر کردید تمام میکنند؟!
دست می کشند؟!
مجتبی بعد علی تنها نمیشود؟!
منتظر باشید مجتبی هم تنها میشود مجتبی هم نیاز به تبیین دارد!
چنانچه از اول شروع به تبیین کردیم که این موروثی شدن نیست و این انتخاب خبرگان است!...
چنانچه با تحلیلگرانی که از نظامیون، خودشان را صاحب تحلیل تر میدانند جنگیدیم که این مذاکره با بقیه مذاکرات فرق میکند و نظر رهبری پشتش است! چنانچه با ایشان هماکنون میجنگیم که جنگ در حال پیشرفتن است و نظامیون بنا بر دلیل و مسائلی ریز ریز جزئیات را بیان نمیکنند!
چنانچه تبیین و ذکر می کنیم حرف آقای شهیدمان را که از سر بی اطلاعی صحبت نکنید و اگر چیزی را کشف نکردید به مسئولین اعتماد کنید!
(البته که قبول دارم در حد رد یا تصدیق کردن خبرها دولت یا رسانه ملی موظف بود!)
تازه علاوه بر غربت امروز سیدمجتبی غربت سیدعلی هم هنوز باقیست!
میگویند دیدید سید علی فرمان مستقیم نداد که تنگه را ببندند سیدعلی سازشکار بود و آرام طی میکرد! ولی سید مجتبی جگر دارد و مستقیم فرمان بسته بودن تنگه را صادر کرده!...
در جواب این جماعت نابخرد باید بگوییم:
عاقبت صلح حسن جنگ حسینی دارد؛...
▫️
خسته ام از اینهمه جاهلیت!
از اینکه این همه صاحب تحلیل داریم اما وقتی نوبت به مسائل ایران میرسد عوامانه ترین حرف ها را روی هم تلنبار میکنند!
افسوس و صد افسوس...
✍🏻ابنة الشهید
استادی که تو کلاس مجازی مثل کلاس حضوری میشه باهاش برخورد کرد رو طلا میگیرم؛
#همین_حوالی