قرآن کریم در بسیاری از موارد بر این اصل تأکید نموده است: «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید و شما بر لب حفرهای از آتش بودید خدا شما را از آن نجات داد، این چنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار میسازد، شاید پذیرای هدایت شوید. باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنان همان رستگاراناند. و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند پس از آنکه نشانههای روشن به آنان رسید. (آل عمران/105ـ103).
«خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و نزاع و کشمکش نکنید که سست میشوید و قدرت شما از میان میرود و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است». (انفال/46).
«کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند و به دستههای گوناگون تقسیم شدند تو هیچ گونه رابطهای با آنان نداری». (انعام/159).
«آنان پراکنده نشدند مگر بعد از آنکه علم و آگاهی به سراغشان آمد و این تفرقهجویی به خاطر انحراف از حق بود و اگر فرمانی از سوی پروردگارت صادر نشده بود که تا سر حد معینی زنده باشند در میان آنان داوری میشد و کسانی که بعد از آنها وارثان کتاب شدند نسبت به آن در شک و تردید همراه با بدبینی هستند». (شوری/15ـ14).
اختلاف چیزی است که واقع شده است و لازم است با این اختلاف به واسطه اصل وحدت برخورد کنیم. ما آنگاه که با مسایل اختلافی در عرصه عقاید و فقه برخورد میکنیم این چنین نیست که تنها دلیل را گرفته و همه چیز دیگر را رها سازیم؛ زیرا روش صحیح آن است که هر دو مسئله، یعنی رأی و دلیل و حجت، را دریافت نماییم و همچنین اصل وحدت را در مسیر تعامل با اختلاف در رأی و فهم معتبر بدانیم.
همانگونه که بیان شد، اختلاف در رأی و دلیل و اجتهاد حقیقتی است که واقع شده است و انکار آن نه ممکن است و نه صحیح و کوتاه آمدن در این زمینه به منزله کوتاه آمدن از دیدگاه و دلیل است و کوتاه آمدن در این دو چیز جز با دلیل و برهان و رأیی که بر پایه دلیل و برهان است صحیح نیست.
اما در کنار این اختلاف، اسلام اصل وحدت را در چگونگی تعامل با اختلاف وضع کرده است. و این مسئله اهمیت بسیاری دارد که چگونه با اختلاف در رأی و نظر برخورد نماییم؛ آیا جایز است که هر گاه در رأی اختلاف کردیم همدیگر را طرد نماییم؟ و آیا اختلاف نظر در فقه و اصول و سیاست به معنای قطع رابطه و طرد کردن و رد دیگران است یا به معنای گفتوگو و تفاهم میباشد؟
7)
2⃣ فقه وحدت
وحدت دارای فقه و قانون است و این فقه از اصل بودن وحدت سرچشمه میگیرد. فقه وحدت، سازماندهی فقهی برای همزیستی فقهی میان مسلمانان است.
همزیستی فقهی از ضروریات
حیات اجتماعی است.
جوامع اسلامی در بر دارنده مذاهب فقهی مختلفی در عبادات و احوال شخصی و اجتماعی و امر قضا و عقود است و دارای فقه واحدی نیست.
در فقه اهل بیت احکام خاصی نسبت به همزیستی فقهی وجود دارد که در این جا سه قاعده از آنها بیان میگردد:
1⃣قاعده تقیه:
یعنی مسلمانی که پیرو مذهب اهل بیت است در عبادات به احکام فقهی اهل سنت ملتزم میشود و در نتیجه، با آنها نماز میگذارد و در عید فطری که آنان افطار میکنند او نیز افطار میکند و اگر در تشخیص عید با آنان اختلاف داشته باشد و نتواند آن روز را روزه بگیرد افطار میکند سپس روزه آن روز را قضا مینماید.
هم چنین ملتزم به همان روزی میشود که آنان برای وقوف در عرفات تعیین میکنند. پس حتی اگر رأی او در تشخیص روزی که وقوف در عرفات واجب است با رأی اهل سنت متفاوت باشد او طبق نظر اهل سنت عمل میکند.
باید دانست که تقیه تنها برای هنگام ترس از ستم حاکمان و استبداد آنان تشریع نشده بلکه به خاطر یکسان سازی مظاهر عبادت و تألیف قلبها و محافظت بر یکسان سازی اشکال عبادت نیز تشریع شده است.
8)
2⃣ قاعده الزام و التزام:
قاعده دیگری در همزیستی فقهی میان مسلمانان میباشد.
این قاعده در دو نکته خلاصه میشود:
🔸الف ـ التزام فقهی به صحیح بودن عقود و معاملاتی که از نظر مذاهب دیگر کامل است؛ از این رو اگر در نزد آنها طلاق صحیح باشد ازدواج با زن مطلقه به موجب فقهی که متمایل به آن هستند جایز خواهد بود و هرگاه میراث در برخیمذاهب اهل سنت صحیح باشد اما در مذهب اهلبیت صحیح نباشد ما به عنوان پیروان مذهب اهل بیت مالک را در آن مذهب وارث ارث میدانیم. این یکی از دو معنی قاعده الزام و التزام است که مهمترین قاعده فقه وحدت میباشد.
🔹ب_ نکته دوم در این قاعده ملزم دانستن مذاهب دیگر است نسبت به آنچه که در نظرشان صحیح میباشد و این الزام را در تعامل مشترک میان پیروان مذهب اهل بیت و پیروان مذاهب دیگر باید در نظر گرفت.
پس هرگاه شخصی از غیر مذهب شیعه بمیرد و فردی طبق مذهب میت وارث او باشد جایز است از او ارث ببرد، گرچه از نظر مذهب اهل بیت از میت ارث نمیبرد. بنابراین شیعه هرگاه وارث میت سنی باشد به موجب مذهب فقهی آن میت میتواند از او ارث ببرد گرچه طبق مذهب شیعه حق ارث نداشته باشد. و این مقتضای همین قاعدهای است که ذکر شد. بنابراین، این قاعده از مهمترین عناصر فقه وحدت است که تعامل مشترک میان مذاهب مختلف و مذهب اهل بیت را تصحیح میکند و جوی آرام را برای همزیستی فقهی میان مسلمانان به وجود میآورد.
وجود همزیستی وحدت گرایانه و سالم در جامعه اسلامی میان مذاهب فقهی از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ از این رو لازم است مسلمانان با یکدیگر همزیستی داشته باشند و برای این همزیستی مبانی فقهی، اصولی و اخلاقی خاصی وجود دارد. قاعده الزام و التزام جوی فقهی و شرعی را برای تعامل مشترک در مسایل اختلافی میان این مذاهب در معاملات و احکام شخصی به وجود میآورد.
9)
3⃣ قاعده حفاظت و احترام:
قاعده سوم در فقه وحدت، حفاظت مسلمان میباشد که قاعدهای مهم از قواعد فقه اسلامی است. اگر قاعده تقیه و الزام مخصوص فقه اهل بیت است، قاعده حفاظت مسلمان و احترام او مربوط به همه مذاهب فقهی اسلامی میباشد. در ذیل به طور اجمال توضیحی درباره این قاعده ارایه میگردد:
اسلام به هر مسلمانی از هر مذهبی مادامی که ضروریات دین را انکار نکند اصول و فروعی در حفاظت از او عطا میکند و هیچ کس حق ندارد این حقوق را از او بگیرد مگر با حق دیگری.
⚪️احترام مسلمان از احترام کعبه مهم تر است
عبدالله بن عمر میگوید: پیامبر را دیدم که بر گرد کعبه طواف میکند و با خود میگوید: ای کعبه! چقدر تو و بویت پاکیزه است، چقدر تو بزرگی و حرمتت عظیم است اما قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست حرمت شخص مؤمن در نزد خداوند از حرمت تو بیشتر است. (ابن ماجه، ج2، ص1297، ح 3932).
در روایت دیگری آمده است که امام باقر علیهالسلام در مقابل کعبه ایستاد و گفت: ستایش مخصوص خداوندی است که تو را گرامی داشت و نمونهای برای مردم و محل امنیت قرار داد. به خدا قسم حرمت مؤمن عظیمتر از حرمت تو است. (مجلسی، ج 71، ص233).
10)
🖼دست های ناپاکی که
بین شیعه و سنی اختلاف
می اندازند نه شيعه هستند
و نه سنی ....
⤴️خمینی ره
@ala_allah
🔵احترام مسلمان از همه احترامها بزرگتر است
امام علی علیهالسلام میفرماید: و خداوند حرمت مسلمانان را بر همه حرمتها برتری داد و حقوق مسلمانان را هنگام بستن آنها با اخلاص و توحید محکم گردانید پس مسلمان کسی است که مسلمانان دیگر از زبان و دستش در آسایش باشند و این آسایش جز با حق برطرف نشود و اذیت کردن مسلمانی حلال نیست مگر در مواردی که واجب شمرده شده است. (شرح نهج البلاغه ابنابیالحدید، ج 9، ص 288).
⚫️همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است
از پیامبر روایت شده است که مسلمان برادر مسلمان است، نه به او خیانت میکند نه او را دروغگو میپندارد و نه وی را خوار میگرداند. همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است؛ آبرویش، مالش و خونش. (ترمذی، ج2، ص218، ح 1992).
احمد در کتاب مسند از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل میکند که همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است؛ خون و مال و آبرویش. (ابن حنبل، ج2، ص277 و ابن ماجه، پیشین، ص1298، ح 3933).
مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ستم میکند و نه خوارش میشمارد، هر چیزی از مسلمان بر مسلمان دیگر حرام است. (ابن حنبل، پیشین، ص360).
و نیز از انس بن مالک نقل شده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: هر کس که به سوی قبله ما بایستد و مانند ما نماز گذارد و از ذبح ما استفاده کند آنچه که برای ما است برای او است و آنچه که به ضرر ما است به ضرر او هم خواهد بود. (صدوق 178 ج 237 و مجلسی، ج65، ص269).
امام موسی ابن جعفر علیهالسلام از پیامبر صلیاللهعلیهوآله روایت میکند که خداوند اسلام را دین خود قرار داد و کلمه اخلاص را حصار آن معین کرد، پس هر کس به سوی قبله ما بایستد و مانند ما شهادت گوید و ذبح ما را حلال گرداند او مسلمان است، برای اوست آنچه برای ماست و به ضرر اوست آنچه که به ضرر ما است. (راوندی، ص 140 و مجلسی، ج 68، ص288).
11)
🔴اسلام محافظ خونبها
از امام علی علیهالسلام نقل شده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: به من دستور داده شده است که با مردم بجنگم تا بگویند لا اله الا الله، پس هرگاه بگویند لا اله الا الله از ناحیه من خون و اموال آنان در امان است مگر با حق، و حساب آنها با خدا است. (بخاری، ج 2، ص 131؛ مسلم، ج 1، ص 51، ح 32؛ ابی داوود سجستانی، ج2، ص93، ح 1556؛ ترمذی، ج5، ص3، ح 2606؛ ابن ماجه، ج2، ص1295، ح 3927 و 3928؛ نسائی ج7، ص77؛ ابن حنبل، ج1، 19 و 11؛ بیهقی، ج 8، ص176؛ جصاص، ج1، ص 28ـ29 و 54 و 549، و ج 2، ص310و311و312، ج 3، ص 31 و 107و 257و 533 و ابن حجر عسقلانی، ج12، ص275. البته در برخی از این منابع تفاوت کمی در لفظ حدیث وجود دارد).
مسلم در کتاب صحیح خود از اسامة بن زید نقل کرده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله ما را به جنگی اعزام کرد، در این جنگ من به مردی برخورد کردم که گفت لا اله الا الله اما من او را کشتم ولی در درونم چیزی واقع شد.
این جریان را بعدا برای پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل کردم، پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: آیا او گفت لا اله الا الله و تو او را کشتی! گفتم: ای پیامبر صلیاللهعلیهوآله او این کلمه را به خاطر ترس از اسلحه من گفت. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: آیا تو قلب او را شکافتی تا بدانی که آن از قلبش خارج شده است یا نه. پس پیوسته رسول خدا این مطلب را بر من تکرار میکرد به طوری که آرزو داشتم تا قبل از آن روز مسلمان نمیشدم. (مسلم، ج1، ص67؛ متقی هندی، ج1، ص309 و سیوطی، ج2، ص 302).
12)
3⃣اخلاقی بودن وحدت
همانگونه که بیان شد، وحدت تنها یک شعار و آرزو نیست بلکه برنامه عملی و فقه و مبنا و اخلاق و ساز و کار علمی و عملی است. در این جا بُعد اخلاقی بودن وحدت را بررسی مینماییم:
وحدت دارای اخلاقیت خاصی است، همچنانکه تفرقه و اختلاف نیز دارای اخلاقیتی خاص میباشد از اخلاق وحدت، الفت، وفاق، مدارا، عفو، تسامح، پیروی حق و دوری از عصبیت میباشد.
و اخلاقیت افتراق و تفرقه عبارت است از حسد، کشمکش، لجاجت، عناد و دشمنی و غضب.
در دعای امام زین العابدین علیهالسلام اخلاق افتراق و تفرقه بیان شده است.
بخشی از این دعا به این شرح است:
«پروردگارا! به تو پناه میبرم از هیجان حرص و آز و از شدت خشم و چیرگی حسد و سستی صبر و کمی قناعت و خواب غفلت و انجام کارهای سخت و مقدم داشتن باطل بر حق و اصرار کردن بر گناه و کوچک شمردن معصیت و سنگین دانستن طاعت و بندگی و نیز به تو پناه میبرم از فخرفروشی ثروتمندان و خوار و کوچک شمردن نیازمندان و بدرفتاری با زیردستان و ناسپاسی نسبت به کسی که به ما نیکی کرده است و به تو پناه میبرم از اینکه به ستمگری کمک کنم یا اینکه ستم دیدهای را خوار گردانم یا آنچه حق ما نیست بخواهم یا درباره علم از روی نادانی سخن بگویم و به تو پناه میبریم از اینکه قصد غش و خیانت به کسی را در سر بپرورانیم و با اعمالمان به عجب و خودپسندی گرفتار شویم و آرزوهایمان را طولانی کنیم». (ابن ابی الحدید، ج6، ص185).
و از اخلاق وحدت، دوری از عصبیت و ملتزم شدن به حق میباشد؛ همانگونه که خود عصبیت از اخلاق اختلاف و تفرقه شمرده شده است.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: نیست از ما کسی که مردم را به عصبیت دعوت کند یا به خاطر عصبیت با دیگران بجنگد. (ابی داوود سجستانی، ص5121).
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که تعصب ورزد یا برای او تعصب ورزیده شود بند ایمان را از گردن خود کنده است. (کلینی، ج2، ص307).
و نیز فرمود: هر کس که تعصب ورزد خداوند او را به بندی از آتش خواهد بست. (پیشین، ص308)
و از اخلاق موءمن آزاد شدن از انفعال و غضب است.
از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که از هیچ دوستی، باطل پذیرفته نمیشود و نسبت به هیچ دشمنی، حق رد نمیگردد. (مجلسی، ج15، ص82).
13)
از امام علی علیهالسلام نقل شده است که با فضیلت ترین شخص نزد خداوند کسی است که عمل کردن به حق در نزد او محبوبتر است از عمل کردن به باطل گرچه از او چیزی کم کند و او را محزون نماید و گرچه آن باطل به او فایده برساند و از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که موءمن هرگاه غضبناک شود غضبش وی را از حق خارج نگرداند و نیز هرگاه خشنود و راضی گردد خشنودیش او را به باطل نکشاند و موءمن هرگاه قدرت پیدا کند دست درازی به چیزی که برای او نیست نخواهد کرد. (پیشین، ج68، ص359).
و نیز امام صادق علیهالسلام میفرماید: حقیقت ایمان آن است که حق را گرچه به تو ضرر رساند بر باطل گرچه به نفع تو باشد ترجیح دهی. (پیشین، ج2، ص114).
از اخلاق تفرقه، ظلم و سوء همزیستی است و از اخلاق وحدت، الفت و مدارا است.
امام صادق علیهالسلام میفرماید: سلطنت بنی امیه با شمشیر و ستم و جور بود اما امامت ما با رفق، انس، وقار، تقیه، اختلاط نیکو، ورع و اجتهاد است. (پیشین، ج66، ص170).
آری، وحدت دارای اخلاقی خاص است که فضای همزیستی و تفاهم را میان مسلمانان به وجود میآورد.
و همزیستی میان مسلمانان شاخصهها و اصول اخلاقی خاصی دارد که لازمه آن است و بدون آن همزیستی تحقق نمییابد.
گشایش، همکاری، داد و ستد، تعامل و همزیستی مشترک میان مسلمانان بدون این اخلاقیت خاص امکانپذیر نیست؛ همانگونه که برای مسلمانان ممکن نیست اهداف بزرگ دین اسلام را در زمین محقق نمایند و با چالشهای بزرگ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مبارزه کنند مادامی که نتوانند این فضایی که لازمه همزیستی و تسامح و تعامل مشترک و تفاهم و همکاری است محقق سازند.
14)
🔷روابط همزیستی با احسان به همه مسلمانان
اهل بیت اهتمام زیادی به این نکته داشتهاند و راضی نشدهاند که شیعیانشان از امت بزرگ اسلامی جدا افتند.
از این رو اختلاف در اصول و فروع و تمایل به مذهب خاص نباید به عدم ارتباط با دیگر مسلمانان بینجامد، زیرا این امت با تمام گرایشها و مذاهبی که دارد امتی واحد است؛ «این امت شما، امتی واحد است و من پروردگار شمایم پس مرا عبادت کنید» (انبیاء/92).
و این امت به عنوان نیرویی بزرگ در روی زمین به شمار میآید و با چالشهای بزرگی روبهرو است که باید با موضعی واحد و در صفی واحد با آنها به مبارزه برخیزد.
امامان ما با همین مردم و در میان آنان زندگی میکردند و مسلمانان از تمامی مذاهب و گرایشها گرد آنان جمع میشدند و از آنان علم میآموختند. مجالس اهل بیت و نشست آنان با فقهای مسلمان و حاملان حدیث نبوی و اهل علم از هر گرایش و هر منطقهای همیشه بر پا بود و این حالت به خوبی برای کسانی که حدیث امامان و روش آنان را میشناسند روشن است. این روش، از حالت تسامح و همزیستی مثبت و سالم با همه گرایشها و مذاهب اسلامی حکایت میکند. البته در همین وقت، اهل بیت برای شیعیان خود و نیز برای همه مسلمانان خط فکری صحیح را در اصول و فروع به روشنی و صراحت و بدون مجامله و پنهان کاری رسم میکردند.
در احادیث اهل بیت دعوت آشکار و صریحی به این گشادهرویی و تسامح با همه مسلمانان و همزیستی مثبت و ایجاد روابط و همکاری با آنان وجود دارد که در این جا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
محمد بن یعقوب کلینی با سند صحیح از ابی اسامة زید الشحام نقل میکند که: ابو عبدالله علیهالسلام فرمود: سلام مرا به تمام کسانی که از من اطاعت میکنند و گفتار مرا میگیرند برسان و بگو که من شما را به تقوای الهی و ورع در دینتان و اجتهاد برای خدا و راستگویی و ادای امانت و سجده طولانی و احسان به همسایه وصیت میکنم و برای همین امور هم محمد صلیاللهعلیهوآله آمده بود.
امانت را به کسی که شما را امین قرار داده است بدهید خواه آدمی نیکوکار یا فاجر باشد، زیرا پیامبر صلیاللهعلیهوآله دستور به بازگرداندن سوزن و نخ آن میداد.
15)
با قوم خود ارتباط برقرار کنید و در تشییع جنازه آنان حاضر شوید و از مریضان آنان عیادت کنید و حقوق آنان را پرداخت کنید، زیرا هر یک از شما هرگاه در دین خود ورع ورزد و سخن راست گوید و امانت پرداز باشد و با مردم حسن خلق داشته باشد گفته میشود او جعفری است و من از آن خوشحال میشوم و در من شادی ایجاد میشود و گفته میشود این ادب جعفر است. اما هرگاه غیر این صورت باشد بر من بلا و ننگ آن وارد میشود و گفته میشود این ادب جعفر است. به خدا قسم که پدرم به من گفت گاهی مردی در قبیلهای از شیعه علی وجود دارد که زینت آن حساب میشود، از همه آنان امانت دارتر است و داوری او نسبت به حقوق بهتر است و از آنان صادق تر است. آنان وصیتهای خود را به او میکنند و امانتهای خود را به او میسپارند و از عشیره در مورد او سؤال میشود، عشیره و قبیله میگویند چه کسی مثل او است، او از همه ما استوارتر و از همه ما راستگوتر است. (حر عاملی، ج8، ص398).
و نیز به سند صحیح از معاویة بن وهب نقل شده است که میگوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم چگونه سزاوار است ما در میان خود و قوم خویش رفتار کنیم و نیز بین خود و دیگران زندگی نماییم؟ امام فرمود: امانت را به آنان پرداخت کنید و شهادت را چه به نفع آنان باشد و چه به ضررشان انجام دهید، مریضان آنان را عیادت کنید و در تشییع جنازه آنان شرکت نمایید. (پیشین، ج2).
همچنین حدیث دیگری به سند صحیح از وی نقل شده است که میگوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم چگونه در بین خود و قوم خویش و نیز بین خود و دیگران رفتار نماییم؟ امام صادق فرمود: نگاه به امامان خود بکنید؛ همان امامانی که به آنان اقتدا میکنید، رفتار کنید همانگونه که آنان رفتار میکنند، به خدا قسم آنان از مریضان غیر شیعه عیادت میکنند و در تشییع جنازه آنها شرکت میکنند و شهادت را برای آنها یا به ضرر آنها اقامه میکنند و امانت آنها را پرداخت میکنند. (پیشین، ج8، ص399).
در روایت دیگری که کلینی با سند صحیح از حبیب حنفی نقل میکند، امده است که وی میگوید: شنیدم امام صادق میگوید بر شما باد ورع و کوشش و اینکه در تشییع جنازهها حاضر شوید و از مریضان عیادت کنید و با قبیله خود در مساجد مردم حاضر شوید و برای مردم آنچه که برای خود دوست دارید دوست داشته باشید، آیا فردی از شما خجالت نمیکشد که همسایه او حقش را بشناسد اما او حق همسایه خویش را نشناسد. (پیشین).
و به سند صحیح از مرازم نقل شده است که امام صادق علیهالسلام فرمود: بر شما باد نماز خواندن در مساجد و همزیستی نیکو با مردم و اقامه شهادت و تشییع جنازهها، اینها اموری است که نسبت به مردمان بر شما لازم است، هیچ کسی در زندگی خود از مردم بی نیاز نمیشود و مردم به یکدیگر نیازمندند. (پیشین، ح 5).
16)
🖼جنگ شیعه _سنی
افراییم هالیفی رئیس سابق
سازمان جاسوسی صهیونیستی
در مصاحبه ای گفته بود ..باید به
درگیری و نبرد میان اهل سنت
و شیعه شدت داد .....
👆👆👆👆
@ala_allah