🔵احترام مسلمان از همه احترامها بزرگتر است
امام علی علیهالسلام میفرماید: و خداوند حرمت مسلمانان را بر همه حرمتها برتری داد و حقوق مسلمانان را هنگام بستن آنها با اخلاص و توحید محکم گردانید پس مسلمان کسی است که مسلمانان دیگر از زبان و دستش در آسایش باشند و این آسایش جز با حق برطرف نشود و اذیت کردن مسلمانی حلال نیست مگر در مواردی که واجب شمرده شده است. (شرح نهج البلاغه ابنابیالحدید، ج 9، ص 288).
⚫️همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است
از پیامبر روایت شده است که مسلمان برادر مسلمان است، نه به او خیانت میکند نه او را دروغگو میپندارد و نه وی را خوار میگرداند. همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است؛ آبرویش، مالش و خونش. (ترمذی، ج2، ص218، ح 1992).
احمد در کتاب مسند از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل میکند که همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است؛ خون و مال و آبرویش. (ابن حنبل، ج2، ص277 و ابن ماجه، پیشین، ص1298، ح 3933).
مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ستم میکند و نه خوارش میشمارد، هر چیزی از مسلمان بر مسلمان دیگر حرام است. (ابن حنبل، پیشین، ص360).
و نیز از انس بن مالک نقل شده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: هر کس که به سوی قبله ما بایستد و مانند ما نماز گذارد و از ذبح ما استفاده کند آنچه که برای ما است برای او است و آنچه که به ضرر ما است به ضرر او هم خواهد بود. (صدوق 178 ج 237 و مجلسی، ج65، ص269).
امام موسی ابن جعفر علیهالسلام از پیامبر صلیاللهعلیهوآله روایت میکند که خداوند اسلام را دین خود قرار داد و کلمه اخلاص را حصار آن معین کرد، پس هر کس به سوی قبله ما بایستد و مانند ما شهادت گوید و ذبح ما را حلال گرداند او مسلمان است، برای اوست آنچه برای ماست و به ضرر اوست آنچه که به ضرر ما است. (راوندی، ص 140 و مجلسی، ج 68، ص288).
11)
🔴اسلام محافظ خونبها
از امام علی علیهالسلام نقل شده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: به من دستور داده شده است که با مردم بجنگم تا بگویند لا اله الا الله، پس هرگاه بگویند لا اله الا الله از ناحیه من خون و اموال آنان در امان است مگر با حق، و حساب آنها با خدا است. (بخاری، ج 2، ص 131؛ مسلم، ج 1، ص 51، ح 32؛ ابی داوود سجستانی، ج2، ص93، ح 1556؛ ترمذی، ج5، ص3، ح 2606؛ ابن ماجه، ج2، ص1295، ح 3927 و 3928؛ نسائی ج7، ص77؛ ابن حنبل، ج1، 19 و 11؛ بیهقی، ج 8، ص176؛ جصاص، ج1، ص 28ـ29 و 54 و 549، و ج 2، ص310و311و312، ج 3، ص 31 و 107و 257و 533 و ابن حجر عسقلانی، ج12، ص275. البته در برخی از این منابع تفاوت کمی در لفظ حدیث وجود دارد).
مسلم در کتاب صحیح خود از اسامة بن زید نقل کرده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله ما را به جنگی اعزام کرد، در این جنگ من به مردی برخورد کردم که گفت لا اله الا الله اما من او را کشتم ولی در درونم چیزی واقع شد.
این جریان را بعدا برای پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل کردم، پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: آیا او گفت لا اله الا الله و تو او را کشتی! گفتم: ای پیامبر صلیاللهعلیهوآله او این کلمه را به خاطر ترس از اسلحه من گفت. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: آیا تو قلب او را شکافتی تا بدانی که آن از قلبش خارج شده است یا نه. پس پیوسته رسول خدا این مطلب را بر من تکرار میکرد به طوری که آرزو داشتم تا قبل از آن روز مسلمان نمیشدم. (مسلم، ج1، ص67؛ متقی هندی، ج1، ص309 و سیوطی، ج2، ص 302).
12)
3⃣اخلاقی بودن وحدت
همانگونه که بیان شد، وحدت تنها یک شعار و آرزو نیست بلکه برنامه عملی و فقه و مبنا و اخلاق و ساز و کار علمی و عملی است. در این جا بُعد اخلاقی بودن وحدت را بررسی مینماییم:
وحدت دارای اخلاقیت خاصی است، همچنانکه تفرقه و اختلاف نیز دارای اخلاقیتی خاص میباشد از اخلاق وحدت، الفت، وفاق، مدارا، عفو، تسامح، پیروی حق و دوری از عصبیت میباشد.
و اخلاقیت افتراق و تفرقه عبارت است از حسد، کشمکش، لجاجت، عناد و دشمنی و غضب.
در دعای امام زین العابدین علیهالسلام اخلاق افتراق و تفرقه بیان شده است.
بخشی از این دعا به این شرح است:
«پروردگارا! به تو پناه میبرم از هیجان حرص و آز و از شدت خشم و چیرگی حسد و سستی صبر و کمی قناعت و خواب غفلت و انجام کارهای سخت و مقدم داشتن باطل بر حق و اصرار کردن بر گناه و کوچک شمردن معصیت و سنگین دانستن طاعت و بندگی و نیز به تو پناه میبرم از فخرفروشی ثروتمندان و خوار و کوچک شمردن نیازمندان و بدرفتاری با زیردستان و ناسپاسی نسبت به کسی که به ما نیکی کرده است و به تو پناه میبرم از اینکه به ستمگری کمک کنم یا اینکه ستم دیدهای را خوار گردانم یا آنچه حق ما نیست بخواهم یا درباره علم از روی نادانی سخن بگویم و به تو پناه میبریم از اینکه قصد غش و خیانت به کسی را در سر بپرورانیم و با اعمالمان به عجب و خودپسندی گرفتار شویم و آرزوهایمان را طولانی کنیم». (ابن ابی الحدید، ج6، ص185).
و از اخلاق وحدت، دوری از عصبیت و ملتزم شدن به حق میباشد؛ همانگونه که خود عصبیت از اخلاق اختلاف و تفرقه شمرده شده است.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: نیست از ما کسی که مردم را به عصبیت دعوت کند یا به خاطر عصبیت با دیگران بجنگد. (ابی داوود سجستانی، ص5121).
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که تعصب ورزد یا برای او تعصب ورزیده شود بند ایمان را از گردن خود کنده است. (کلینی، ج2، ص307).
و نیز فرمود: هر کس که تعصب ورزد خداوند او را به بندی از آتش خواهد بست. (پیشین، ص308)
و از اخلاق موءمن آزاد شدن از انفعال و غضب است.
از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که از هیچ دوستی، باطل پذیرفته نمیشود و نسبت به هیچ دشمنی، حق رد نمیگردد. (مجلسی، ج15، ص82).
13)
از امام علی علیهالسلام نقل شده است که با فضیلت ترین شخص نزد خداوند کسی است که عمل کردن به حق در نزد او محبوبتر است از عمل کردن به باطل گرچه از او چیزی کم کند و او را محزون نماید و گرچه آن باطل به او فایده برساند و از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که موءمن هرگاه غضبناک شود غضبش وی را از حق خارج نگرداند و نیز هرگاه خشنود و راضی گردد خشنودیش او را به باطل نکشاند و موءمن هرگاه قدرت پیدا کند دست درازی به چیزی که برای او نیست نخواهد کرد. (پیشین، ج68، ص359).
و نیز امام صادق علیهالسلام میفرماید: حقیقت ایمان آن است که حق را گرچه به تو ضرر رساند بر باطل گرچه به نفع تو باشد ترجیح دهی. (پیشین، ج2، ص114).
از اخلاق تفرقه، ظلم و سوء همزیستی است و از اخلاق وحدت، الفت و مدارا است.
امام صادق علیهالسلام میفرماید: سلطنت بنی امیه با شمشیر و ستم و جور بود اما امامت ما با رفق، انس، وقار، تقیه، اختلاط نیکو، ورع و اجتهاد است. (پیشین، ج66، ص170).
آری، وحدت دارای اخلاقی خاص است که فضای همزیستی و تفاهم را میان مسلمانان به وجود میآورد.
و همزیستی میان مسلمانان شاخصهها و اصول اخلاقی خاصی دارد که لازمه آن است و بدون آن همزیستی تحقق نمییابد.
گشایش، همکاری، داد و ستد، تعامل و همزیستی مشترک میان مسلمانان بدون این اخلاقیت خاص امکانپذیر نیست؛ همانگونه که برای مسلمانان ممکن نیست اهداف بزرگ دین اسلام را در زمین محقق نمایند و با چالشهای بزرگ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مبارزه کنند مادامی که نتوانند این فضایی که لازمه همزیستی و تسامح و تعامل مشترک و تفاهم و همکاری است محقق سازند.
14)
🔷روابط همزیستی با احسان به همه مسلمانان
اهل بیت اهتمام زیادی به این نکته داشتهاند و راضی نشدهاند که شیعیانشان از امت بزرگ اسلامی جدا افتند.
از این رو اختلاف در اصول و فروع و تمایل به مذهب خاص نباید به عدم ارتباط با دیگر مسلمانان بینجامد، زیرا این امت با تمام گرایشها و مذاهبی که دارد امتی واحد است؛ «این امت شما، امتی واحد است و من پروردگار شمایم پس مرا عبادت کنید» (انبیاء/92).
و این امت به عنوان نیرویی بزرگ در روی زمین به شمار میآید و با چالشهای بزرگی روبهرو است که باید با موضعی واحد و در صفی واحد با آنها به مبارزه برخیزد.
امامان ما با همین مردم و در میان آنان زندگی میکردند و مسلمانان از تمامی مذاهب و گرایشها گرد آنان جمع میشدند و از آنان علم میآموختند. مجالس اهل بیت و نشست آنان با فقهای مسلمان و حاملان حدیث نبوی و اهل علم از هر گرایش و هر منطقهای همیشه بر پا بود و این حالت به خوبی برای کسانی که حدیث امامان و روش آنان را میشناسند روشن است. این روش، از حالت تسامح و همزیستی مثبت و سالم با همه گرایشها و مذاهب اسلامی حکایت میکند. البته در همین وقت، اهل بیت برای شیعیان خود و نیز برای همه مسلمانان خط فکری صحیح را در اصول و فروع به روشنی و صراحت و بدون مجامله و پنهان کاری رسم میکردند.
در احادیث اهل بیت دعوت آشکار و صریحی به این گشادهرویی و تسامح با همه مسلمانان و همزیستی مثبت و ایجاد روابط و همکاری با آنان وجود دارد که در این جا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
محمد بن یعقوب کلینی با سند صحیح از ابی اسامة زید الشحام نقل میکند که: ابو عبدالله علیهالسلام فرمود: سلام مرا به تمام کسانی که از من اطاعت میکنند و گفتار مرا میگیرند برسان و بگو که من شما را به تقوای الهی و ورع در دینتان و اجتهاد برای خدا و راستگویی و ادای امانت و سجده طولانی و احسان به همسایه وصیت میکنم و برای همین امور هم محمد صلیاللهعلیهوآله آمده بود.
امانت را به کسی که شما را امین قرار داده است بدهید خواه آدمی نیکوکار یا فاجر باشد، زیرا پیامبر صلیاللهعلیهوآله دستور به بازگرداندن سوزن و نخ آن میداد.
15)
با قوم خود ارتباط برقرار کنید و در تشییع جنازه آنان حاضر شوید و از مریضان آنان عیادت کنید و حقوق آنان را پرداخت کنید، زیرا هر یک از شما هرگاه در دین خود ورع ورزد و سخن راست گوید و امانت پرداز باشد و با مردم حسن خلق داشته باشد گفته میشود او جعفری است و من از آن خوشحال میشوم و در من شادی ایجاد میشود و گفته میشود این ادب جعفر است. اما هرگاه غیر این صورت باشد بر من بلا و ننگ آن وارد میشود و گفته میشود این ادب جعفر است. به خدا قسم که پدرم به من گفت گاهی مردی در قبیلهای از شیعه علی وجود دارد که زینت آن حساب میشود، از همه آنان امانت دارتر است و داوری او نسبت به حقوق بهتر است و از آنان صادق تر است. آنان وصیتهای خود را به او میکنند و امانتهای خود را به او میسپارند و از عشیره در مورد او سؤال میشود، عشیره و قبیله میگویند چه کسی مثل او است، او از همه ما استوارتر و از همه ما راستگوتر است. (حر عاملی، ج8، ص398).
و نیز به سند صحیح از معاویة بن وهب نقل شده است که میگوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم چگونه سزاوار است ما در میان خود و قوم خویش رفتار کنیم و نیز بین خود و دیگران زندگی نماییم؟ امام فرمود: امانت را به آنان پرداخت کنید و شهادت را چه به نفع آنان باشد و چه به ضررشان انجام دهید، مریضان آنان را عیادت کنید و در تشییع جنازه آنان شرکت نمایید. (پیشین، ج2).
همچنین حدیث دیگری به سند صحیح از وی نقل شده است که میگوید: به امام صادق علیهالسلام گفتم چگونه در بین خود و قوم خویش و نیز بین خود و دیگران رفتار نماییم؟ امام صادق فرمود: نگاه به امامان خود بکنید؛ همان امامانی که به آنان اقتدا میکنید، رفتار کنید همانگونه که آنان رفتار میکنند، به خدا قسم آنان از مریضان غیر شیعه عیادت میکنند و در تشییع جنازه آنها شرکت میکنند و شهادت را برای آنها یا به ضرر آنها اقامه میکنند و امانت آنها را پرداخت میکنند. (پیشین، ج8، ص399).
در روایت دیگری که کلینی با سند صحیح از حبیب حنفی نقل میکند، امده است که وی میگوید: شنیدم امام صادق میگوید بر شما باد ورع و کوشش و اینکه در تشییع جنازهها حاضر شوید و از مریضان عیادت کنید و با قبیله خود در مساجد مردم حاضر شوید و برای مردم آنچه که برای خود دوست دارید دوست داشته باشید، آیا فردی از شما خجالت نمیکشد که همسایه او حقش را بشناسد اما او حق همسایه خویش را نشناسد. (پیشین).
و به سند صحیح از مرازم نقل شده است که امام صادق علیهالسلام فرمود: بر شما باد نماز خواندن در مساجد و همزیستی نیکو با مردم و اقامه شهادت و تشییع جنازهها، اینها اموری است که نسبت به مردمان بر شما لازم است، هیچ کسی در زندگی خود از مردم بی نیاز نمیشود و مردم به یکدیگر نیازمندند. (پیشین، ح 5).
16)
🖼جنگ شیعه _سنی
افراییم هالیفی رئیس سابق
سازمان جاسوسی صهیونیستی
در مصاحبه ای گفته بود ..باید به
درگیری و نبرد میان اهل سنت
و شیعه شدت داد .....
👆👆👆👆
@ala_allah
4⃣ سازوکارهای وحدت
و این چهارمین قسم از عناصر وحدت است.
وحدت دارای برنامهای وسیع و بزرگ بوده و نیازمند همکاری و تلاش عقلها است و برای این برنامه سازوکارهای علمی و عملی است که وحدت بدون فراهمسازی امکانپذیر نمیشود. در اینجا توضیح کوتاهی از این دو سازکار بیان میگردد:
⚜الف: سازوکارهای علمی
1⃣مباحث علمی مشترک
میان مسلمانان در اصول و فروع و فرهنگ عمومی و منابع قانونگذاری دارای عرصههای وسیع در عقاید، فقه، تفسیر، علوم قرآن، آیات فقهی، حدیث، جرح و تعدیل و اصول فقه میباشد.
اخیرا در مجمع تقریب مذاهب اسلامی سعی شده است که بسیاری از این مشترکات محقق گردد که از آن جمله، حدیث نبوی مشترک، قواعد مشترک، تفسیر مقارن و راویان مشترک در سند روایات از طریق شیعه و سنی و نیز فقه مقارن و اصول مقارن و غیر اینها میباشد.
2⃣ حاکمیت فضای علمی بر موارد اختلاف میان مذاهب اسلامی:
ما معتقدیم که نه سطحی کردن اختلاف بین مذاهب اسلامی صحیح است و نه عمق بخشیدن اختلاف میان آنان. هر دوی این گرایشها خطا است و صحیح آن است که فضای علمی بر موارد اختلاف میان مسلمانان در اصول و فروع به شکلی روشمند، علمی و هدایتگر سایه افکند.
ما این حقیقت را تجریه کردهایم که بحثهای علمی روشمند نسبت به موارد اختلافی میان مذاهب اسلامی در فقه و اصول عقاید و اصول فقه از اسباب تفاهم و نزدیکی و داد و ستد علمی شمرده میشود نه از عوامل اختلاف و تفرقه. به همین دلیل در میراث فقهی خود دو نوع بررسی را مشاهده میکنیم: بررسیهای اختلافی و بررسیهای مقارنهای.
دانشنامه شیخ ابوجعفر طوسی (کتاب الخلاف) به بررسی مسایل اختلافی میپردازد و نیز دانشنامه علامه حلی (تذکرة الفقها) تلاش دیگری در فقه مقارن است.
آیتالله بروجردی در بحثهای فقهی عالی خود بر فقه مقارن و فقه اختلافی تأکید زیادی داشته است.
17)
3⃣ داد و ستد علمی میان عالمان مسلمان از مذاهب مختلف اسلامی:
بین فقهای مسلمان و عالمان آنان داد و ستد علمی وسیع در موارد اختلاف فکری، اصولی و عقیدتی بوده است؛ همانگونه که برخی از فقهای اهل سنت در نزد امامان شیعه و عالمان این مذهب و نیز برخی از عالمان شیعی در نزد فقها و عالمانی از اهل سنت حاضر میشدند.
ابوحنیفه نعمان (150ـ80 ه.ق) دو سال نزد امام صادق علیهالسلام (148ـ80 ه.ق) حاضر شد. مشهور است که وی درباره این دو سال گفته است: اگر این دو سال نبود نعمان هلاک میشد. همچنین مالک بن انس (179ـ93 ه.ق) در مدینه نزد امام صادق علیهالسلام حاضر میشد و امام علیهالسلام نسبت به او اهتمام خاصی داشت و در کتاب مالک که معروف به «الموطأ» است چهل روایت از اهل بیت وجود دارد که برخی از آن روایات به طور مستقیم از امام صادق علیهالسلام نقل شده است.
ابن عقدة میگوید چهارهزار شیخ به طور مستقیم از امام صادق علیهالسلام روایت میکنند و در رجال شیخ طوسی نام 3223 نفر از این چهارهزار نفر وجود دارد که بسیاری از آنان از راویان و محدثان اهل سنتاند.
یکی از پیشوایان اهل تقریب به نام شیخ واعظ زاده میگوید: من 12000 حدیث از اهل بیت جمع کرده ام که همه آنها از طرق اهل سنت و کتب و منابع آنان نقل شده است.
از جمله فقهای بزرگ ما شیخ مفید است که نزد تعدادی از بزرگان و فقهای اهل سنت از جمله ابویاسر و علی بن عیسی رمانی (384ـ296 ه) حاضر میشد. رمانی لقب مفید را در داستانی معروف به او داده است. همچنین شیخ مرتضی علمالهدی نزد تعداد زیادی از فقها و علمای اهل سنت حاضر شده است؛ همانگونه که تعدادی از فقها و علمای اهل سنت نیز نزد سید
مرتضی حاضر میشدند.
حسن بن علی بن زیاد وشاء برای عیسی قمی نقل میکند که: من در این مسجد (مسجد کوفه) نهصد شیخ را درک کردم که هر کدام میگفتند که جعفر بن محمد به ما چنین گفت. و بسیاری از این شیوخ راویان اهل سنت بودند.
در این عرصه سخن را به درازا نمیکشانیم؛ زیرا هر کس تاریخ فقه و اصول اعتقادی و فقهی را بخواند به داد و ستد وسیع میان علمای مکتب اهل بیت و علمای مسلمان سایر مذاهب پی خواهد برد و این داد و ستد علمی از نظر تحلیل و بررسی، آموزشی و نقلی از مهمترین ساز و کارهای علمی است که موجب وحدت مسلمانان میشود و ما قسمتی از آن را در شرح زندگانی شهید ثانی در مقدمه کتاب «الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة» آوردهایم.
18)
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹مناظره های شیعه_سنی
راهی را برو که علی❤️میرود
#اسلام_محمدی
#ولایت
#غدیر_را_فراموش_نکنیم
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد
و آل محمد و .... اللهم العن الجبت والطاغوت
#پیشنهاد_دانلود 👌👌👌👌👌
👆👆👆👆👆👆👆👆
👌👌👌👌👌👌👌👌
✅✅✅✅✅✅✅✅
@ala_allah
⚜ب: ساز و کارهای عملی
1⃣اطاعت:
این اولین ساز و کار عملی است و کسی که ما را به توحید امت مسلمان دعوت کرده و گفته است «همانا این امت شما امتی واحد است و من پروردگار شما هستم پس مرا عبادت کنید». (انبیاء/92) اطاعت را ابزاری برتر و قوی برای تحقق این وحدت قرار داده و گفته است «و خدا و رسولش را اطاعت کنید و با هم تنازع نکنید که سست میشوید و قدرت شما از بین میرود.»(انفال/46).
جدا افتادن از اطاعت به طور حتم موجب اختلاف و تنازع میگردد؛ «خدا و رسول او را اطاعت کنید و با هم تنازع نکنید» و تنازع موجب تشتت امت و وحدت کلمه و موضع آنان میگردد و در نتیجه سبب سستی مواضع و استقرار مسلمانان خواهد شد؛ «و تنازع نکنید که سست میشوید».
و سستشدن مساویبا عجز و ضعف و هدر رفتن نیرو و قدرتاست؛«و قدرت شما از میان میرود».
اطاعت وحدت امت اسلامی و وحدت صفوف و موقف و استقرار و کلمه آنان را محافظت میکند؛ به همین جهت است که اسلام برای اطاعت ارزش زیادی قایل شده و آن را بعد از ارزش توحید و ایمان مطرح کرده است.
مبدأ اطاعت خود خدا است و بدون دستور الهی اطاعت برای احدی وجود ندارد و اطاعت پیامبر نشئت یافته از اطاعت خدا و دستور و اذن او است؛ از این رو اطاعتی برای کسی که خداوند اذن پیروی او را نداده است وجود ندارد. پس اطاعت از جنس توحید میباشد.
خداوند به اطاعت رسول و صاحبان امر بعد از رسول، نسلی بعد از نسل دستور داده است؛ «از خداوند و رسول او و نیز صاحبان امر خود اطاعت کنید». (نساء/59).
تکرار اطاعت در آیه کریمه اشاره به این مطلب دارد که اطاعت دو نوع است؛ 1⃣اطاعت در قانونگذاری که همان اطاعت اولی است و مخصوص خداوند است گرچه به واسطه تبلیغ پیامبر صورت گیرد؛ 2⃣اطاعت از اولیا که رسول خدا اولین فرد در میان اولیا است و بعد از او ولایت و سرپرستی بر امت در میان کسانی که خلیفه رسول خدا هستند ادامه مییابد.
19)
2⃣ پذیرش:
چون نمیتوان به حد مقبولی از تفاهم رسید، برای آسان سازی امور مسلمانان، باید به پذیرش هنگام نرسیدن به تفاهم پناه برد. البته در صورتی که ضرر مخالفت بیشتر و قوی تر بر امت از پذیرش رأی دیگر باشد. و این پذیرش رأی مخالف حتی در صورت ایمان به خطای رأی دیگر و باطل بودن آن بلامانع است و این سختترین مراحل عمل برای مراقبت از وحدت صفوف مسلمانان و کیان سیاست کلی اسلام است.
موضعگیری امام علی علیهالسلام نسبت به خلفای سابق بر او بهترین مثال بر پذیرش رأی مخالف است و ما آنرا از کلام شیخ عبد المتعال صعیدی پژوهشگر مصری نقل میکنیم که بعد از آنکه کلام امام علی به ابوبکر هنگام بیعت را نقل میکند، میگوید: و این کلام صراحت دارد در این که علی هنگامی که با ابوبکر بیعت کرد تا آخر بر عقیده خود بود که نسبت به خلافت سزاوارتر است اما نظرش آن بود که نسبت به بیعت با ابوبکر وحدت کلمه حفظ شود و رأی خود را سبب تفرقه میان مسلمانان قرار ندهد تا آنکه با ابوبکر بیعت کرد و رأی خویش را در اینکه نسبت به خلافت سزاوارتر است مخفی نمود. از این رو علی علیهالسلام در باطن و ظاهر با ابوبکر خالصانه برخورد کرد. (ثقافة التقریب، شماره اول).
پذیرش بیعت توسط امام علیهالسلام به هیچ وجه به معنای رضایت بر خلافت آنان نیست، بلکه امام مصلحت اسلام و مسلمانان را در این یافت که با خلفای سه گانه سازش نماید؛ از این رو با آنان همکاری نمود و با صداقت و حسن نیت به آنان مشورت میداد، به طوری که خلیفه دوم به طور مکرر میگفت خداوند مرا برای مشکلی که علی را نداشته باشد باقی نگذارد.
برخی تصور میکنند که تقیهکننده در کارهای خود دو چهره است، چهرهای که به آن ایمان دارد و چهرهای که به آن تظاهر میکند؛ اما چنین نیست، بلکه تقیه سازش در رفتار سیاسی و عبادی و امور تجاری است تا برای امت اسلامی شکلی واحد آشکار گردد.
مشروعیت تقیه اختصاص به حالت ترس و اضطرار ندارد بلکه حالات مدارای عبادی و سیاسی را نیز شامل میشود.
همچنین عبادتی که مسلمانان به عنوان تقیه انجام میدهند احتیاج به قضا و تکرار در وقت یا خارج وقت هنگام فقدان عامل تقیه ندارد؛ زیرا عمل به صورت صحیح واقع شده است.(1)
در هر حال، قاعده تقیه در شریعت نوعی سازش در رفتار سیاسی و عبادی است.
20)