eitaa logo
حَیَّ عَلَی الله
1.1هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
8.1هزار ویدیو
126 فایل
کانالی با موضوعات مختلف به همراه کنفرانس با صلوات وارد شو اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم وصیت و دلنوشته های شهدای عزیزانتان را با ما به اشتراک بگذارید و به رسالت زینبی خود عمل کنید https://eitaa.com/Sahebzamanalamann
مشاهده در ایتا
دانلود
🔵احترام مسلمان از همه احترام‏ها بزرگتر است امام علی علیه‏السلام می‏فرماید: و خداوند حرمت مسلمانان را بر همه حرمت‏ها برتری داد و حقوق مسلمانان را هنگام بستن آنها با اخلاص و توحید محکم گردانید پس مسلمان کسی است که مسلمانان دیگر از زبان و دستش در آسایش باشند و این آسایش جز با حق برطرف نشود و اذیت کردن مسلمانی حلال نیست مگر در مواردی که واجب شمرده شده است. (شرح نهج البلاغه ابن‏ابی‏الحدید، ج 9، ص 288). ⚫️همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است از پیامبر روایت شده است که مسلمان برادر مسلمان است، نه به او خیانت می‏کند نه او را دروغ‏گو می‏پندارد و نه وی را خوار می‏گرداند. همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است؛ آبرویش، مالش و خونش. (ترمذی، ج2، ص218، ح 1992). احمد در کتاب مسند از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل می‏کند که همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است؛ خون و مال و آبرویش. (ابن حنبل، ج2، ص277 و ابن ماجه، پیشین، ص1298، ح 3933). مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ستم می‏کند و نه خوارش می‏شمارد، هر چیزی از مسلمان بر مسلمان دیگر حرام است. (ابن حنبل، پیشین، ص360). و نیز از انس بن مالک نقل شده است که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: هر کس که به سوی قبله ما بایستد و مانند ما نماز گذارد و از ذبح ما استفاده کند آن‏چه که برای ما است برای او است و آن‏چه که به ضرر ما است به ضرر او هم خواهد بود. (صدوق 178 ج 237 و مجلسی، ج65، ص269). امام موسی ابن جعفر علیه‏السلام از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله روایت می‏کند که خداوند اسلام را دین خود قرار داد و کلمه اخلاص را حصار آن معین کرد، پس هر کس به سوی قبله ما بایستد و مانند ما شهادت گوید و ذبح ما را حلال گرداند او مسلمان است، برای اوست آن‏چه برای ماست و به ضرر اوست آن‏چه که به ضرر ما است. (راوندی، ص 140 و مجلسی، ج 68، ص288). 11)
🔴اسلام محافظ خون‏بها از امام علی علیه‏السلام نقل شده است که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: به من دستور داده شده است که با مردم بجنگم تا بگویند لا اله الا الله، پس هرگاه بگویند لا اله الا الله از ناحیه من خون و اموال آنان در امان است مگر با حق، و حساب آنها با خدا است. (بخاری، ج 2، ص 131؛ مسلم، ج 1، ص 51، ح 32؛ ابی داوود سجستانی، ج2، ص93، ح 1556؛ ترمذی، ج5، ص3، ح 2606؛ ابن ماجه، ج2، ص1295، ح 3927 و 3928؛ نسائی ج7، ص77؛ ابن حنبل، ج1، 19 و 11؛ بیهقی، ج 8، ص176؛ جصاص، ج1، ص 28ـ29 و 54 و 549، و ج 2، ص310و311و312، ج 3، ص 31 و 107و 257و 533 و ابن حجر عسقلانی، ج12، ص275. البته در برخی از این منابع تفاوت کمی در لفظ حدیث وجود دارد). مسلم در کتاب صحیح خود از اسامة بن زید نقل کرده است که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ما را به جنگی اعزام کرد، در این جنگ من به مردی برخورد کردم که گفت لا اله الا الله اما من او را کشتم ولی در درونم چیزی واقع شد. این جریان را بعدا برای پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل کردم، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: آیا او گفت لا اله الا الله و تو او را کشتی! گفتم: ای پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله او این کلمه را به خاطر ترس از اسلحه من گفت. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: آیا تو قلب او را شکافتی تا بدانی که آن از قلبش خارج شده است یا نه. پس پیوسته رسول خدا این مطلب را بر من تکرار می‏کرد به طوری که آرزو داشتم تا قبل از آن روز مسلمان نمی‏شدم. (مسلم، ج1، ص67؛ متقی هندی، ج1، ص309 و سیوطی، ج2، ص 302). 12)
3⃣اخلاقی بودن وحدت همان‏گونه که بیان شد، وحدت تنها یک شعار و آرزو نیست بلکه برنامه عملی و فقه و مبنا و اخلاق و ساز و کار علمی و عملی است. در این جا بُعد اخلاقی بودن وحدت را بررسی می‏نماییم: وحدت دارای اخلاقیت خاصی است، هم‏چنان‏که تفرقه و اختلاف نیز دارای اخلاقیتی خاص می‏باشد از اخلاق وحدت، الفت، وفاق، مدارا، عفو، تسامح، پیروی حق و دوری از عصبیت می‏باشد. و اخلاقیت افتراق و تفرقه عبارت است از حسد، کشمکش، لجاجت، عناد و دشمنی و غضب. در دعای امام زین العابدین علیه‏السلام اخلاق افتراق و تفرقه بیان شده است. بخشی از این دعا به این شرح است: «پروردگارا! به تو پناه می‏برم از هیجان حرص و آز و از شدت خشم و چیرگی حسد و سستی صبر و کمی قناعت و خواب غفلت و انجام کارهای سخت و مقدم داشتن باطل بر حق و اصرار کردن بر گناه و کوچک شمردن معصیت و سنگین دانستن طاعت و بندگی و نیز به تو پناه می‏برم از فخرفروشی ثروتمندان و خوار و کوچک شمردن نیازمندان و بدرفتاری با زیردستان و ناسپاسی نسبت به کسی که به ما نیکی کرده است و به تو پناه می‏برم از این‏که به ستم‏گری کمک کنم یا این‏که ستم دیده‏ای را خوار گردانم یا آن‏چه حق ما نیست بخواهم یا درباره علم از روی نادانی سخن بگویم و به تو پناه می‏بریم از این‏که قصد غش و خیانت به کسی را در سر بپرورانیم و با اعمالمان به عجب و خودپسندی گرفتار شویم و آرزوهایمان را طولانی کنیم». (ابن ابی الحدید، ج6، ص185). و از اخلاق وحدت، دوری از عصبیت و ملتزم شدن به حق می‏باشد؛ همان‏گونه که خود عصبیت از اخلاق اختلاف و تفرقه شمرده شده است. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: نیست از ما کسی که مردم را به عصبیت دعوت کند یا به خاطر عصبیت با دیگران بجنگد. (ابی داوود سجستانی، ص5121). امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که تعصب ورزد یا برای او تعصب ورزیده شود بند ایمان را از گردن خود کنده است. (کلینی، ج2، ص307). و نیز فرمود: هر کس که تعصب ورزد خداوند او را به بندی از آتش خواهد بست. (پیشین، ص308) و از اخلاق موءمن آزاد شدن از انفعال و غضب است. از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل شده است که از هیچ دوستی، باطل پذیرفته نمی‏شود و نسبت به هیچ دشمنی، حق رد نمی‏گردد. (مجلسی، ج15، ص82). 13)
از امام علی علیه‏السلام نقل شده است که با فضیلت ترین شخص نزد خداوند کسی است که عمل کردن به حق در نزد او محبوب‏تر است از عمل کردن به باطل گرچه از او چیزی کم کند و او را محزون نماید و گرچه آن باطل به او فایده برساند و از امام صادق علیه‏السلام روایت شده است که موءمن هرگاه غضبناک شود غضبش وی را از حق خارج نگرداند و نیز هرگاه خشنود و راضی گردد خشنودیش او را به باطل نکشاند و موءمن هرگاه قدرت پیدا کند دست درازی به چیزی که برای او نیست نخواهد کرد. (پیشین، ج68، ص359). و نیز امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: حقیقت ایمان آن است که حق را گرچه به تو ضرر رساند بر باطل گرچه به نفع تو باشد ترجیح دهی. (پیشین، ج2، ص114). از اخلاق تفرقه، ظلم و سوء هم‏زیستی است و از اخلاق وحدت، الفت و مدارا است. امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: سلطنت بنی امیه با شمشیر و ستم و جور بود اما امامت ما با رفق، انس، وقار، تقیه، اختلاط نیکو، ورع و اجتهاد است. (پیشین، ج66، ص170). آری، وحدت دارای اخلاقی خاص است که فضای هم‏زیستی و تفاهم را میان مسلمانان به وجود می‏آورد. و هم‏زیستی میان مسلمانان شاخصه‏ها و اصول اخلاقی خاصی دارد که لازمه آن است و بدون آن هم‏زیستی تحقق نمی‏یابد. گشایش، همکاری، داد و ستد، تعامل و هم‏زیستی مشترک میان مسلمانان بدون این اخلاقیت خاص امکان‏پذیر نیست؛ همان‏گونه که برای مسلمانان ممکن نیست اهداف بزرگ دین اسلام را در زمین محقق نمایند و با چالش‏های بزرگ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مبارزه کنند مادامی که نتوانند این فضایی که لازمه هم‏زیستی و تسامح و تعامل مشترک و تفاهم و همکاری است محقق سازند. 14)
🔷روابط هم‏زیستی با احسان به همه مسلمانان اهل بیت اهتمام زیادی به این نکته داشته‏اند و راضی نشده‏اند که شیعیانشان از امت بزرگ اسلامی جدا افتند. از این رو اختلاف در اصول و فروع و تمایل به مذهب خاص نباید به عدم ارتباط با دیگر مسلمانان بینجامد، زیرا این امت با تمام گرایش‏ها و مذاهبی که دارد امتی واحد است؛ «این امت شما، امتی واحد است و من پروردگار شمایم پس مرا عبادت کنید» (انبیاء/92). و این امت به عنوان نیرویی بزرگ در روی زمین به شمار می‏آید و با چالش‏های بزرگی روبه‏رو است که باید با موضعی واحد و در صفی واحد با آنها به مبارزه برخیزد. امامان ما با همین مردم و در میان آنان زندگی می‏کردند و مسلمانان از تمامی مذاهب و گرایش‏ها گرد آنان جمع می‏شدند و از آنان علم می‏آموختند. مجالس اهل بیت و نشست آنان با فقهای مسلمان و حاملان حدیث نبوی و اهل علم از هر گرایش و هر منطقه‏ای همیشه بر پا بود و این حالت به خوبی برای کسانی که حدیث امامان و روش آنان را می‏شناسند روشن است. این روش، از حالت تسامح و هم‏زیستی مثبت و سالم با همه گرایش‏ها و مذاهب اسلامی حکایت می‏کند. البته در همین وقت، اهل بیت برای شیعیان خود و نیز برای همه مسلمانان خط فکری صحیح را در اصول و فروع به روشنی و صراحت و بدون مجامله و پنهان کاری رسم می‏کردند. در احادیث اهل بیت دعوت آشکار و صریحی به این گشاده‏رویی و تسامح با همه مسلمانان و هم‏زیستی مثبت و ایجاد روابط و همکاری با آنان وجود دارد که در این جا به برخی از آنها اشاره می‏کنیم: محمد بن یعقوب کلینی با سند صحیح از ابی اسامة زید الشحام نقل می‏کند که: ابو عبدالله علیه‏السلام فرمود: سلام مرا به تمام کسانی که از من اطاعت می‏کنند و گفتار مرا می‏گیرند برسان و بگو که من شما را به تقوای الهی و ورع در دینتان و اجتهاد برای خدا و راست‏گویی و ادای امانت و سجده طولانی و احسان به همسایه وصیت می‏کنم و برای همین امور هم محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آمده بود. امانت را به کسی که شما را امین قرار داده است بدهید خواه آدمی نیکوکار یا فاجر باشد، زیرا پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله دستور به بازگرداندن سوزن و نخ آن می‏داد. 15)
با قوم خود ارتباط برقرار کنید و در تشییع جنازه آنان حاضر شوید و از مریضان آنان عیادت کنید و حقوق آنان را پرداخت کنید، زیرا هر یک از شما هرگاه در دین خود ورع ورزد و سخن راست گوید و امانت پرداز باشد و با مردم حسن خلق داشته باشد گفته می‏شود او جعفری است و من از آن خوشحال می‏شوم و در من شادی ایجاد می‏شود و گفته می‏شود این ادب جعفر است. اما هرگاه غیر این صورت باشد بر من بلا و ننگ آن وارد می‏شود و گفته می‏شود این ادب جعفر است. به خدا قسم که پدرم به من گفت گاهی مردی در قبیله‏ای از شیعه علی وجود دارد که زینت آن حساب می‏شود، از همه آنان امانت دارتر است و داوری او نسبت به حقوق بهتر است و از آنان صادق تر است. آنان وصیت‏های خود را به او می‏کنند و امانت‏های خود را به او می‏سپارند و از عشیره در مورد او سؤال می‏شود، عشیره و قبیله می‏گویند چه کسی مثل او است، او از همه ما استوارتر و از همه ما راست‏گوتر است. (حر عاملی، ج8، ص398). و نیز به سند صحیح از معاویة بن وهب نقل شده است که می‏گوید: به امام صادق علیه‏السلام گفتم چگونه سزاوار است ما در میان خود و قوم خویش رفتار کنیم و نیز بین خود و دیگران زندگی نماییم؟ امام فرمود: امانت را به آنان پرداخت کنید و شهادت را چه به نفع آنان باشد و چه به ضررشان انجام دهید، مریضان آنان را عیادت کنید و در تشییع جنازه آنان شرکت نمایید. (پیشین، ج2). هم‏چنین حدیث دیگری به سند صحیح از وی نقل شده است که می‏گوید: به امام صادق علیه‏السلام گفتم چگونه در بین خود و قوم خویش و نیز بین خود و دیگران رفتار نماییم؟ امام صادق فرمود: نگاه به امامان خود بکنید؛ همان امامانی که به آنان اقتدا می‏کنید، رفتار کنید همان‏گونه که آنان رفتار می‏کنند، به خدا قسم آنان از مریضان غیر شیعه عیادت می‏کنند و در تشییع جنازه آنها شرکت می‏کنند و شهادت را برای آنها یا به ضرر آنها اقامه می‏کنند و امانت آنها را پرداخت می‏کنند. (پیشین، ج8، ص399). در روایت دیگری که کلینی با سند صحیح از حبیب حنفی نقل می‏کند، امده است که وی می‏گوید: شنیدم امام صادق می‏گوید بر شما باد ورع و کوشش و این‏که در تشییع جنازه‏ها حاضر شوید و از مریضان عیادت کنید و با قبیله خود در مساجد مردم حاضر شوید و برای مردم آن‏چه که برای خود دوست دارید دوست داشته باشید، آیا فردی از شما خجالت نمی‏کشد که همسایه او حقش را بشناسد اما او حق همسایه خویش را نشناسد. (پیشین). و به سند صحیح از مرازم نقل شده است که امام صادق علیه‏السلام فرمود: بر شما باد نماز خواندن در مساجد و هم‏زیستی نیکو با مردم و اقامه شهادت و تشییع جنازه‏ها، اینها اموری است که نسبت به مردمان بر شما لازم است، هیچ کسی در زندگی خود از مردم بی نیاز نمی‏شود و مردم به یک‏دیگر نیازمندند. (پیشین، ح 5). 16)
🖼جنگ شیعه _سنی افراییم هالیفی رئیس سابق سازمان جاسوسی صهیونیستی در مصاحبه ای گفته بود ..باید به درگیری و نبرد میان اهل سنت و شیعه شدت داد ..... 👆👆👆👆 @ala_allah
4⃣ سازوکارهای وحدت و این چهارمین قسم از عناصر وحدت است. وحدت دارای برنامه‏ای وسیع و بزرگ بوده و نیازمند همکاری و تلاش عقل‏ها است و برای این برنامه سازوکارهای علمی و عملی است که وحدت بدون فراهم‏سازی امکان‏پذیر نمی‏شود. در این‏جا توضیح کوتاهی از این دو سازکار بیان می‏گردد: ⚜الف: سازوکارهای علمی 1⃣مباحث علمی مشترک میان مسلمانان در اصول و فروع و فرهنگ عمومی و منابع قانون‏گذاری دارای عرصه‏های وسیع در عقاید، فقه، تفسیر، علوم قرآن، آیات فقهی، حدیث، جرح و تعدیل و اصول فقه می‏باشد. اخیرا در مجمع تقریب مذاهب اسلامی سعی شده است که بسیاری از این مشترکات محقق گردد که از آن جمله، حدیث نبوی مشترک، قواعد مشترک، تفسیر مقارن و راویان مشترک در سند روایات از طریق شیعه و سنی و نیز فقه مقارن و اصول مقارن و غیر اینها می‏باشد. 2⃣ حاکمیت فضای علمی بر موارد اختلاف میان مذاهب اسلامی: ما معتقدیم که نه سطحی کردن اختلاف بین مذاهب اسلامی صحیح است و نه عمق بخشیدن اختلاف میان آنان. هر دوی این گرایش‏ها خطا است و صحیح آن است که فضای علمی بر موارد اختلاف میان مسلمانان در اصول و فروع به شکلی روش‏مند، علمی و هدایت‏گر سایه افکند. ما این حقیقت را تجریه کرده‏ایم که بحث‏های علمی روش‏مند نسبت به موارد اختلافی میان مذاهب اسلامی در فقه و اصول عقاید و اصول فقه از اسباب تفاهم و نزدیکی و داد و ستد علمی شمرده می‏شود نه از عوامل اختلاف و تفرقه. به همین دلیل در میراث فقهی خود دو نوع بررسی را مشاهده می‏کنیم: بررسی‏های اختلافی و بررسی‏های مقارنه‏ای. دانشنامه شیخ ابوجعفر طوسی (کتاب الخلاف) به بررسی مسایل اختلافی می‏پردازد و نیز دانشنامه علامه حلی (تذکرة الفقها) تلاش دیگری در فقه مقارن است. آیت‏الله بروجردی در بحث‏های فقهی عالی خود بر فقه مقارن و فقه اختلافی تأکید زیادی داشته است. 17)
3⃣ داد و ستد علمی میان عالمان مسلمان از مذاهب مختلف اسلامی: بین فقهای مسلمان و عالمان آنان داد و ستد علمی وسیع در موارد اختلاف فکری، اصولی و عقیدتی بوده است؛ همان‏گونه که برخی از فقهای اهل سنت در نزد امامان شیعه و عالمان این مذهب و نیز برخی از عالمان شیعی در نزد فقها و عالمانی از اهل سنت حاضر می‏شدند. ابوحنیفه نعمان (150ـ80 ه.ق) دو سال نزد امام صادق علیه‏السلام (148ـ80 ه.ق) حاضر شد. مشهور است که وی درباره این دو سال گفته است: اگر این دو سال نبود نعمان هلاک می‏شد. هم‏چنین مالک بن انس (179ـ93 ه.ق) در مدینه نزد امام صادق علیه‏السلام حاضر می‏شد و امام علیه‏السلام نسبت به او اهتمام خاصی داشت و در کتاب مالک که معروف به «الموطأ» است چهل روایت از اهل بیت وجود دارد که برخی از آن روایات به طور مستقیم از امام صادق علیه‏السلام نقل شده است. ابن عقدة می‏گوید چهارهزار شیخ به طور مستقیم از امام صادق علیه‏السلام روایت می‏کنند و در رجال شیخ طوسی نام 3223 نفر از این چهارهزار نفر وجود دارد که بسیاری از آنان از راویان و محدثان اهل سنت‏اند. یکی از پیشوایان اهل تقریب به نام شیخ واعظ زاده می‏گوید: من 12000 حدیث از اهل بیت جمع کرده ام که همه آنها از طرق اهل سنت و کتب و منابع آنان نقل شده است. از جمله فقهای بزرگ ما شیخ مفید است که نزد تعدادی از بزرگان و فقهای اهل سنت از جمله ابویاسر و علی بن عیسی رمانی (384ـ296 ه) حاضر می‏شد. رمانی لقب مفید را در داستانی معروف به او داده است. هم‏چنین شیخ مرتضی علم‏الهدی نزد تعداد زیادی از فقها و علمای اهل سنت حاضر شده است؛ همان‏گونه که تعدادی از فقها و علمای اهل سنت نیز نزد سید مرتضی حاضر می‏شدند. حسن بن علی بن زیاد وشاء برای عیسی قمی نقل می‏کند که: من در این مسجد (مسجد کوفه) نهصد شیخ را درک کردم که هر کدام می‏گفتند که جعفر بن محمد به ما چنین گفت. و بسیاری از این شیوخ راویان اهل سنت بودند. در این عرصه سخن را به درازا نمی‏کشانیم؛ زیرا هر کس تاریخ فقه و اصول اعتقادی و فقهی را بخواند به داد و ستد وسیع میان علمای مکتب اهل بیت و علمای مسلمان سایر مذاهب پی خواهد برد و این داد و ستد علمی از نظر تحلیل و بررسی، آموزشی و نقلی از مهم‏ترین ساز و کارهای علمی است که موجب وحدت مسلمانان می‏شود و ما قسمتی از آن را در شرح زندگانی شهید ثانی در مقدمه کتاب «الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة» آورده‏ایم. 18)
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹مناظره های شیعه_سنی راهی را برو که علی❤️میرود اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و .... اللهم العن الجبت والطاغوت 👌👌👌👌👌 👆👆👆👆👆👆👆👆 👌👌👌👌👌👌👌👌 ✅✅✅✅✅✅✅✅ @ala_allah
⚜ب: ساز و کارهای عملی 1⃣اطاعت: این اولین ساز و کار عملی است و کسی که ما را به توحید امت مسلمان دعوت کرده و گفته است «همانا این امت شما امتی واحد است و من پروردگار شما هستم پس مرا عبادت کنید». (انبیاء/92) اطاعت را ابزاری برتر و قوی برای تحقق این وحدت قرار داده و گفته است «و خدا و رسولش را اطاعت کنید و با هم تنازع نکنید که سست می‏شوید و قدرت شما از بین می‏رود.»(انفال/46). جدا افتادن از اطاعت به طور حتم موجب اختلاف و تنازع می‏گردد؛ «خدا و رسول او را اطاعت کنید و با هم تنازع نکنید» و تنازع موجب تشتت امت و وحدت کلمه و موضع آنان می‏گردد و در نتیجه سبب سستی مواضع و استقرار مسلمانان خواهد شد؛ «و تنازع نکنید که سست می‏شوید». و سست‏شدن مساوی‏با عجز و ضعف و هدر رفتن نیرو و قدرت‏است؛«و قدرت شما از میان می‏رود». اطاعت وحدت امت اسلامی و وحدت صفوف و موقف و استقرار و کلمه آنان را محافظت می‏کند؛ به همین جهت است که اسلام برای اطاعت ارزش زیادی قایل شده و آن را بعد از ارزش توحید و ایمان مطرح کرده است. مبدأ اطاعت خود خدا است و بدون دستور الهی اطاعت برای احدی وجود ندارد و اطاعت پیامبر نشئت یافته از اطاعت خدا و دستور و اذن او است؛ از این رو اطاعتی برای کسی که خداوند اذن پیروی او را نداده است وجود ندارد. پس اطاعت از جنس توحید می‏باشد. خداوند به اطاعت رسول و صاحبان امر بعد از رسول، نسلی بعد از نسل دستور داده است؛ «از خداوند و رسول او و نیز صاحبان امر خود اطاعت کنید». (نساء/59). تکرار اطاعت در آیه کریمه اشاره به این مطلب دارد که اطاعت دو نوع است؛ 1⃣اطاعت در قانون‏گذاری که همان اطاعت اولی است و مخصوص خداوند است گرچه به واسطه تبلیغ پیامبر صورت گیرد؛ 2⃣اطاعت از اولیا که رسول خدا اولین فرد در میان اولیا است و بعد از او ولایت و سرپرستی بر امت در میان کسانی که خلیفه رسول خدا هستند ادامه می‏یابد. 19)
2⃣ پذیرش: چون نمی‏توان به حد مقبولی از تفاهم رسید، برای آسان سازی امور مسلمانان، باید به پذیرش هنگام نرسیدن به تفاهم پناه برد. البته در صورتی که ضرر مخالفت بیشتر و قوی تر بر امت از پذیرش رأی دیگر باشد. و این پذیرش رأی مخالف حتی در صورت ایمان به خطای رأی دیگر و باطل بودن آن بلامانع است و این سخت‏ترین مراحل عمل برای مراقبت از وحدت صفوف مسلمانان و کیان سیاست کلی اسلام است. موضع‏گیری امام علی علیه‏السلام نسبت به خلفای سابق بر او بهترین مثال بر پذیرش رأی مخالف است و ما آن‏را از کلام شیخ عبد المتعال صعیدی پژوهشگر مصری نقل می‏کنیم که بعد از آن‏که کلام امام علی به ابوبکر هنگام بیعت را نقل می‏کند، می‏گوید: و این کلام صراحت دارد در این که علی هنگامی که با ابوبکر بیعت کرد تا آخر بر عقیده خود بود که نسبت به خلافت سزاوارتر است اما نظرش آن بود که نسبت به بیعت با ابوبکر وحدت کلمه حفظ شود و رأی خود را سبب تفرقه میان مسلمانان قرار ندهد تا آن‏که با ابوبکر بیعت کرد و رأی خویش را در این‏که نسبت به خلافت سزاوارتر است مخفی نمود. از این رو علی علیه‏السلام در باطن و ظاهر با ابوبکر خالصانه برخورد کرد. (ثقافة التقریب، شماره اول). پذیرش بیعت توسط امام علیه‏السلام به هیچ وجه به معنای رضایت بر خلافت آنان نیست، بلکه امام مصلحت اسلام و مسلمانان را در این یافت که با خلفای سه گانه سازش نماید؛ از این رو با آنان همکاری نمود و با صداقت و حسن نیت به آنان مشورت می‏داد، به طوری که خلیفه دوم به طور مکرر می‏گفت خداوند مرا برای مشکلی که علی را نداشته باشد باقی نگذارد. برخی تصور می‏کنند که تقیه‏کننده در کارهای خود دو چهره است، چهره‏ای که به آن ایمان دارد و چهره‏ای که به آن تظاهر می‏کند؛ اما چنین نیست، بلکه تقیه سازش در رفتار سیاسی و عبادی و امور تجاری است تا برای امت اسلامی شکلی واحد آشکار گردد. مشروعیت تقیه اختصاص به حالت ترس و اضطرار ندارد بلکه حالات مدارای عبادی و سیاسی را نیز شامل می‏شود. هم‏چنین عبادتی که مسلمانان به عنوان تقیه انجام می‏دهند احتیاج به قضا و تکرار در وقت یا خارج وقت هنگام فقدان عامل تقیه ندارد؛ زیرا عمل به صورت صحیح واقع شده است.(1) در هر حال، قاعده تقیه در شریعت نوعی سازش در رفتار سیاسی و عبادی است. 20)