eitaa logo
حَیَّ عَلَی الله
1.1هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
8.2هزار ویدیو
126 فایل
کانالی با موضوعات مختلف به همراه کنفرانس با صلوات وارد شو اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم وصیت و دلنوشته های شهدای عزیزانتان را با ما به اشتراک بگذارید و به رسالت زینبی خود عمل کنید https://eitaa.com/Sahebzamanalamann
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺شهید_محمدحسین_حمزه: هوشیار باشید که اسیر زیبایی‌هایی که دشمن فراهم می‌کند نشوید چرا که می‌خواهد اول دینتان را از دنیایتان جدا کند و بعد دینتان را از بین ببرد، خودتان را با سلاح معنویت تقویت کنید و برای رسیدن به این سلاح از خدا کمک بخواهید و در راه اهل بیت حرکت کنید و پشتوانه ولایت مطلقه فقیه باشید. @ala_allah
ای برادران و خواهران شهیدپرور ایران و ای کسانی که پیام ما را می شنوید، آگاه باشید، که زندگی دنیا شما را غافلگیر نکند. 🍀ای کسانی که علیه این انقلاب اسلامی شایعه پراکنی می کنید. آیا این فکر را کرده اید که خاک، روزی شما را در میان خود خواهد فشرد. 🌼هیچ کس صدای شما را در دل خاک نخواهد شنید. با مخالفین انقلاب اسلامی هیچ گونه سازش و صمیمیتی نداشته باشید، که خطری بزرگ است . 🍀 بدانید که تمام شهدای ما برای همین انقلاب اسلامی و برپایی حکومت اسلامی و قانون الله جان فدا کردند. مبادا از این مسیر منحرف شوید. 🌺شهید مدافع وطن باقر متقی @ala_allah
🖼وحدت خویش را که عامل اساسی در هر پیروزی است حفظ کرده و از هر گونه اختلافات حزبی و گروهی و قبیله ای بپرهیزید..... 🌺شهید علی سلیمانی فارسانی 👆👆👆👆 @ala_allah
👇👇👇👇👇👇👇 رفیقم میگفت : ۳۰ سال پیش خواستم برم شیراز . رفتم ترمینال و سوار اتوبوس شدم . صندلی جلوم زن و شوهری بودند که یه بچه توپول و شیرین ۳یا ۴ ساله داشتند. اتوبوس راه افتاد. ۱۶ ساعت راه بود. طی راه ؛ بچه توپول و شیرین که صندلی جلو بود؛ هی به سمت من نگاه میکرد و میخندید. چندبار باهاش دالی بازی کردم و بچه کلی خندید... دست بچه یه کاکائو که نمیخوردش . تو دالی بازی ؛ یهو یه گاز از کاکائو بچه زدم . بچه کمی خندید.. کمی بعد مادر بچه با خوشحالی به شوهرش گفت: ببین ؛ بالاخره کاکائو را خورد. دیدم پدر و مادرش خوشحالند؛ گفتم بذار بیشتر خوشحال بشند. خلاصه ۳ تا کاکائو را کم کم از دست بچه؛ یواشکی گاز زدم و بچه هم میخندید. مدتی بعد خسته شدم. چشمم را بستم و به صندلی تکیه دادم ، که یهو ای واییییی.. مردم از دل پیچه.....دل و رودم اومد تو دهنم..سرگیجه داشتم.. داشتم میترکیدم. دویدم رفتم جلو و به راننده وضعیت اورژانسی خودم را گفتم. راننده با غرغر تو یه کافه وایساد. عین سوپر من پریدم و رفتم دستشویی و رفع حاجت کردم. برگشتم واز راننده تشکر کردم و نشستم روی صندلی. اتوبوس راه افتاد. هنوز ۱۰ دقیقه نگذشته بود که درددل شروع شد. طوری شده بود که صندلی جلوی خودم را گاز میگرفتم .از درد میخواستم داد بزنم‌.چه دل پیچه وحشتناکی..تموم بدنم را میکشیدند..مردم خدا.... دویدم پیش راننده و با عز والتماس وضعیتم را گفتم. راننده اومد اعتراض کنه؛با صدای عجیبی که ازم درشد راننده زد بغل جاده و گفت: بدو داداش پریدم بیرون و دقایقی بعد برگشتم به اتوبوس. تشکر کردم.. از درد داشتم میمردم. دهنم خشک بود و چشام سیاهی میرفت. رفتم روی صندلی نشستم. گفتم چرا اینجوری شدم. غذای فاسد که نخورده بودم. دیدم دست بچه باز کاکائو هست. از پدر بچه پرسیدم : بچتون کاکائو خیلی میخوره؟ پدرش گفت: نه ؛ کاکائو براش بده. اومدم بپرسم پس چرا کاکائو بهش میدی؟ که مادرش گفت: حقیقت بچمون یوبست داره. روی کاکائو ، مسهل مالیدم تا شاید افاقه کنه؛ تا حالام دو یا ۳ تا هم خورده ؛ ولی بی فایده بوده. من بدبخت خواستم ادامه بدم که یهو درد مجددا اومد. میخاستم داد بزنم و کف اتوبوس غلط بزنم . رفتم پیش راننده؛ راننده با خشونت گفت : خجالت بکش ؛ وسط بیابونه؛ ماشین که شخصی نیست. برو بشین. مونده بودم بین درد و خجالت. یه فکری کردم. برگشتم پیش پدر و مادر بچه و گفتم : منم یوبس هستم . میشه به من هم کاکائو بدید.. ۳ تا کاکائو مسهلی گرفتم و رفتم پیش راننده عصبی و با ترس و خنده گفتم: عزیز چرا داد میزنی ؛ نوکرتم؛ فداتم ؛ دنیا ارزش نداره؛ شما ناراحت نشو؛ جون همه ما دست شماست. معذرت میخام. بیا و دهنت را شیرین کن‌.. راننده هم که سیبیل کلفت و لوطی بود؛ گفت : ایول ؛ دمت گرم ؛ بامرامی ؛ آخر مردای عالمی خلاصه ؛ ۳ تا کاکائو را کردم تو دهنش و رفتم سر جام نشستم و از درد عین مار به خودم پیچیدم. ۱۰ دقیقه نشده بود که راننده صدام کردو گفت: داداش ؛ جون بچت چی به خورد من دادی؟؟ترکیدم. داستان کاکائو و بچه را براش گفتم. رانتده زد بغل جاده و گفت بریم پایین. خلاصه تا شیراز هر نیم ساعت میزد کنار و میگفت: بریم رفیق.. مسافرها هم اعتراض که میکردند؛ راننده میگفت: پلیس راه گفته که یه گروه تروریست و نامرد؛ تو جاده میخ ریختند؛ تند تند باید لاستیکها را کنترل کنم که نریم ته دره... ملت هم ساکت بودند و دعا به جون راننده میکردند. *این را عرض کردم که بدانید برای انجام هر کاری؛مسئولش باید همدرد باشه؛ تا حس کنه طرف چی میکشه.اگه میخاد مشکل مردم حل بشه مسئول باید مستاجر باشه و ماهی دو میلیون هم بیشتر حقوقش ندهند و.... انوقت دیگه دلار 28و سکه 11و مرغ 40 و گوشت 200 و غيره نمیشد وای کاش شکلات مسهلی داشتیم و به هر مسئولی ۳ تا فقط۳ تا میدادیم تابگه داداش وایسا باهم بریم* @ala_allah
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹مسئولین باید این سخنان امام خمینی را امروز مرور کنند 👆👆👆👆👆👆👆👆 👌👌👌👌👌👌👌👌 ✅✅✅✅✅✅✅✅ @ala_allah
هر یک زن از شش زن در امریکا مورد تجاوز قرار گرفته و یا سعی شده بهش تجاوز بشه. [۱۴/۸ درصد مورد تجاوز قرار گرفته و ۲/۸ درصد سعی شده بهشون تجاوز بشه]. https://www.rainn.org/statistics/victims-sexual-violence @ala_allah
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹از ژاپن چی میدونید؟🤔 بهشت و جهنم خیالی نسازید از جایی👌🏻 👈ممنونم از خانم کوبایاشی با لهجه ی شیرینشون 🛑معنی این جمله رو فقط از خود جمله بفهمید، بهشت یعنی هیچ عیب و نقص و مشکلی وجود نداره و جهنم یعنی سرتاسر مشکلات و سختی و عیب و نقصه 🛑نگاه صفر و صدی نداشته باشید، نه به ایران نه به جهان!✋ 👆👆👆👆👆👆👆👆 👌👌👌👌👌👌👌👌 ✅✅✅✅✅✅✅✅ @ala_allah
⭕️ "براساس تحقیقات مرکز Pew Research تا سال 2050 ، تنها 13 درصد جمعیت جهان بی اعتقاد به معتقدات دینی خواهند بود. " 💢 "دین اسلام طبق تحقیقات،از هر دین دیگری سریع‌تر گسترش خواهد یافت" 💯 "در حقیقت پیش‌بینی می‌شود تا بین سالهای 2010 تا 2050 ، رشد مسلمانان تا 73 درصد برسد" 📝 قرآن در روزگاری این خبر را مے‌داد که مشرڪاݩ به پیامبر_اکرم ، امام_على و حضرت خدیجه علیهم‌السلام مے‌خندیدند که با دو نفر میخواهد دینش را جهانی کند !! أَلاَ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ (یونس_55) آگاه باشيد كه وعده ى خدا حتمى و راست است... 🌐 لایوساینس 🌐 https://www.google.com/amp/s/amp.livescience.com/50370-worlds-religious-population-will-grow.html @ala_allah
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 "میشل اونفری" فیلسوف سرشناس فرانسوی: 💢 ما رعایت حقوق_زنان را ضروری نمی‌بینیم ولی مسلمانان رعایت حقوق زن را "کرامت انسانی" می‌دانند، چون مسلمانان با شرافت و عزت‌مند هستند ولی ما شرافت خود را از دست داده‌ایم. 👆👆👆👆👆👆👆 👌👌👌👌👌👌👌 ✅✅✅✅✅✅✅ @ala_allah
🚨اسلام ستیزی در عصر پهلوی مطلع ترین همکاران خارجی من در تهران، که کمتر از همه به چشم می خورد، نماینده سیاسی اسرائیل در تهران بود. او یکی از دیپلمات های ارشد کشور خود به شمار می رفت، در تهران عنوان سفارت نداشت. زیرا با وجود روابط صمیمانه اسرائیل با حکومت شاه، چون ایران یک کشور اسلامی بود، شاه ترجیح می داد روابط با اسرائیل در سطح غیر رسمی باقی بماند. با وجود این چون قریب هشتاد هزار یهودی در ایران زندگی می کردند و جامعه یهودیان ایران در کلیه رشته های تجارت و اقتصاد ایران رسوخ کرده بودند، دیپلمات های اسرائیلی در تهران به شبکه اطلاعاتی وسیعی در ایران دست داشتند که نظیر آن در اختیار هیچ کشوری نبود.» یکی از شیوه های ضدیت رژیم پهلوی با اساس اسلام، مانورهایی بود که روی کلیات تعالیم زرتشت (پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک) در کتب منتسب به رژیم، حتی در سرهم بندی هایی تحت عنوان«مأموریت برای وطنم» و«انقلاب سفید» به چشم می خورد. این تلاش مذبوحانه، زمینه را برای قلم به مزدهای فرصت طلبی که در جستجوی نان و نام، برای هر کلمه صادره از عالی ترین مقام سیاسی کشور، وقت و نیروی بی ارزش خود را وقف می کردند فراهم می کرد و در نتیجه، کمتر هفته ای بود که در مجله ای یا روزنامه ای، کلیات مزبور، به عنوان سخنان وحی پیامبر پارسیان، به نحوی طرح نشود. کیست که عاشق پندار و کردار و گفتار نیک نباشد؟ و در عین حال هر کسی، راه خود می رود و همان را«نیک» می داند، شخص او که به اعتراف خودش و تأکید تمام اسناد موجود، دست نشانده استعمار در شهریور ۱۳۲۰ و ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود، حکمرانی خود را«نیک» می پنداشت و ادامه آن را«کردار نیک» و حمایت لفظی از سلطنت خویش را«گفتار نیک» می دانست. طرفداران او نیز، چنین می پنداشتند و چنان می کردند و می گفتند. در حالی که عموم اندیشمندان حقیقت جوی، آن پندار و کردار و گفتار را پوششی برای اسلام زدایی رژیم می دانستند. رژیم شاه در بخش معارضه و مبارزه با اساس اسلام، سعی داشت آئین اسلام را، یک دین«سامی» و به خصوص عربی جلوه داده، چنان«نماید» که گویی این آئین، برای مردم جزیره العرب، با فرهنگی منحط و بسیار عقب مانده که هیچ تناسبی با ملت پیشرفته ای مانند«ایرانیان» نداشته و ندارد، شکل گرفته است. این تلقینات استعماری، در کتاب های درسی رژیم گذشته و جزوات و کتب و مقالات جراید و حتی در تبلیغات رسانه های گروهی صوتی(رادیو تلویزیون) قابل لمس بود. و نیز، کتاب هایی که در آن زمان به عنوان دفاع از اسلام، توسط علمای بزرگوار و پاسداران متعهد حریم مرزهای اعتقادی جامعه تدوین و نوشته می شد، بخش های معتنابهی از آن، در زمینه پاسخگویی به این قبیل تلقینات و تبلیغات بوده که خود، گواه وجود تبلیغات ضد این مطالب، در سطح جامعه می باشد. محمدرضا در پیگیری سیاست اسلام زدایی، از تمام امکانات موجود، حتی روحانیون وابسته نیز مدد می گرفت. تشکیل «مؤسسه دارالترویج» در شهرستان قم و«سپاه دین» در کشور! مستقیماً زیرنظر رژیم و در تعقیب همین سیاست بود. منظور شاه از«تمدن بزرگ» مسأله ارتقاء سطح زندگی مادی مردم ایران نبوده است و این اصطلاح با یک مفهوم روانشناسی قوی همراه بود و آن این که: «ایرانیان باید از راه و روش زندگی سنتی اسلامی زدوده شوند و در جهت تمدن اروپای غربی گام بردارند.» نویسندگان آمریکایی کتاب«هزیمت…» آورده اند: «… شاه(محمدرضا) چنین می نمود که مجذوب آئین های دینی دوران پیش از اسلام است. در جمع نزدیکان وی بسیارند کسانی که هیچ گاه وی را مسلمانی دیندار ندانسته اند، بی گمان واقعیات بسیاری بدبینی آنان را تأیید می کند: رسم کردن گاه شماری ایران باستان؛ اشارات بیش از پیش آشکار به عصر کورش و سرانجام، جشن های عظیم سال ۱۹۷۱(۱۳۵۰ش) در پرسپولیس، رویدادی که بیش از هر رویداد دیگر خشم پیشوایان مذهبی را برانگیخت و شاه را به طور قطع، از انبوه مردم دیندار کشور جدا ساخت… تضاد میان آراستگی خیره کننده پرسپولیس و فقر دهکده های همجوار چندان زننده بود که هیچ کس نمی توانست آن را ندیده گیرد.» محمدرضا در عین حال که به صورت خفیف در موارد مقتضی، تظاهر به اسلام می کرد، با احیای مذاهب منسوخه و باطله در قالب «برگزاری جشن های مذهبی اقوام پیش از اسلام، در کاخ سلطنتی و واگذاری مدیریت جشن به همسر خود و پذیرایی از مدعوین، با شراب های سفارشی وارداتی از فرانسه، آن هم در ماه رمضان، دشمنی خود را با اسلام نشان می داد. او تاریخ مبدأ هجرت نبوی(ص) را که نشانه دلبستگی ملت به اسلام بوده است، از رسمیت حذف و به جای آن، تاریخ شاهنشاهی قبل از اسلام را رسمیت بخشیده و بدین ترتیب، کاری ترین ضربه را بر باقی مانده اسلام وارد کرد. طرح مستمر نام پادشاهان قبل از اسلام و برگزاری جشن های دو هزار و پانصد ساله در کنار قبر«کورش» هدفی جز اسلام زدایی از جامعه ایرانی را تعقیب نمی کرد، و تقویت بهائیان و نصب فلان یهودی صهیونی
ست در رأس رادیو، تلویزیون و تقویت اقتصادی آنان، انگیزه ای جز همان هدف شوم نداشت. @ala_allah
✴️جشن هنر شیراز جشن هنر شیراز از سال 1346 تا 1356 شمسی به مدت ده سال در آخر تابستان برگزار می‌شد. این جشن زیر نظر فرح پهلوی در تخت جمشید با گردهمایی عده زیادی از هنرمندان داخلی و خارجی آغاز به کار ‌کرد. به جرأت می‌توان گفت در این جشن‌ها مظاهر تمدنی غرب به وضوح قالب مشاهده بود. وجود آوازخوانان، بازیگران، رقاصان و نوازندگان از اقصی نقاط جهان و تبلیغ و ترویج فساد و ابتذال که هیچ‌گونه سنخیتی با فرهنگ ایرانی - اسلامی نداشت، نشانه تفوق فرهنگی غرب بر جامعه ایران در دوره پهلوی بود. سردمداران رژیم پهلوی با راه‌اندازی این جشن در واقع قصد داشتند ایران را پیشرو در جذب فرهنگ ابتذال‌گرایانه غربی نشان داده و باورهای فرهنگ غربی را بیش از پیش ترویج کنند. امام خمینی با بینش صحیح و درک واقع‌بینانه این موضوع، به شدت از برگزاری جشن هنر شیراز انتقاد کرد و مردم را به مقابله با آن دعوت نمود. ایشان معتقد بود که این جشن با سبک و سیاق ابتذال‌گرایانه، باعث ترویج فساد در جامعه و سیطره فرهنگ منحط غربی در کشور مسلمان ایران خواهد شد.[1]  در واقع امام به درستی از پشت پرده برپایی این جشن که همانا سرگرم کردن جوانان مملکت با ترویج فساد و بی‌بندباری برای به انحراف کشیدن آنان بود، آگاهی داشت، بنابراین در سخنرانی خود علیه این جشن با پیش کشیدن نفوذ فرهنگی غرب، تلاش کرد، مردم را از نقشه‌ای که غربیان برای به فساد کشاندن جامعه مسلمان ایران داشتند، آگاه کند. [1]. صحیفه نور، ج3، 3229-231. @ala_allah