#تلنگر_و_تفکر
وقتی انسان اعتقاد دارد در خانهاش مهمانی به نام امام زمان ارواحنافداه هست، او را نمیبیند اما امام، او را میبیند؛ پس اعمالش را کنترل میکند. این اعتقاد، اول اعمال ظاهری انسان را تحت تأثیر قرار میدهد. دیگر انسان داد نمیزند، صدایش را بلند نمیکند. فحاشی نمیکند. غیبت نمیکند. دروغ نمیگوید.
و بعد همین اعتقاد، صفات درونی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد.
⤴️استاد اخلاق، حاج آقا زعفریزاده
#تعجیل_در_فرج_گناه_نکنیم
@ala_allah
#تلنگر_و_تفکر
همیشه این جمله را با خودت تکرار کن:
«« من مستحق آرامشم »»
ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ؛
منوط به ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﮑﻦ!
و ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ؛
ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﮑﻦ!
ﻣﺎ ﺁینه ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ،
ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﻢ...
و این یعنی رسیدن به آرامش
@ala_allah
فاطربودن_خدا........
✨فاطر بودن خدا بدان معنی است که
✨آن حضرت،جهان هستی را
✨درحالی پدید آورد
✨که هیچ موجودی
✨وجودنداشت
✨که از روی آن تقلید و اقتباس کند.......
🍃سوره انعام ،آیه ۱۴
@ala_allah
#تلنگر_و_تفکر '!
عزیزۍمیفرمود:
آدمدهدقیقهبرهقصابیبویگوشتمیگیره
اگردهسالهاومدیهیئتو
بویخدانگرفتییعنیامامحسین😍
شدهسرگرمیت،
یعنیباختی …! :)
@ala_allah
✨به نام خدا
… وَيَومَ تَقومُ السّاعَةُ يَومَئِذٍ يَخسَرُ المُبطِلونَ
و آن روز که قیامت برپا شود اهل باطل زیان میبینند!
جاثیه/ ۲۷
🌿🌿🌿🌿
با افرادی معاشرت کنید که عادتهایی دارند که دوست دارید خودتان داشته باشید! انسانها با هم رشد میکنند.
✍جیمز کلیر
@ala_allah
⤵️آیتاللهبهجت(ره):
با کسی رفاقت کنید
که همین که او را دیدید،
به یاد خدا بیفتید...
و با کسانی که در فکر گناه هستند
و انسان را از یاد خدا باز میدارند، نشست و برخواست نکنید.
@ala_allah
🔰-چرا با وجودیکه در قرآن کریم آمده است: «لَا إِکرَاهَ فِی الدِّین»، اگر مسلمانی به پارهای از احکام اسلام عمل نکند توسط حکومت مجازات میشود؟ آیا این مجازات، مجبور کردن افراد به دین نیست؟
اگرچه اصل پذیرش دین برای هیچکس اجباری نیست و نباید دیگران را به قبول دین وادار کرد، اما اگر کسی با آگاهی، قدرت و ارادۀ خویش اصل دین را پذیرفت، نمیتواند به انجام احکام و قوانین فردی و اجتماعی آن بیاعتنا و کاهل باشد و باید حیثیت و اعتبار خود و جامعۀ اسلامی را حفظ کند.
خالی از لطف نیست که تمثیلی را برای تبیین بهتر موضوع بیان کنیم. تصور کنید شخصی در مسابقهای شرکت میکند. مسلّماً در اصل ورود او به مسابقه هیچ اجباری نیست؛ اما زمانی که شرکت کرد، باید به همۀ قواعد مسابقه احترام بگذارد و سلیقهورزی نکند. دینداری نیز همینگونه است؛ یعنی هرچند در اصل ورود به دین اجبار و اکراهی نیست، هرگاه کسی کلیت دین را پذیرفت، به پذیرش جزئیات آن نیز موظف خواهد بود.
بنابراین قاعده «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّین» فقط شامل پذیرش ابتدایی دین میشود و اگر کسی با اختیار خود به دین رو آورد، از آن پس نمیتواند مطابق میل خود رفتار کند؛ بلکه باید رفتار و گفتار خود را بر اساس دستورهای دینی سامان دهد؛ اگرچه انجام برخی دستورها برای او اکراه داشته باشد.
▫️کتاب مشکاة، تفسیر قرآن کریم، ج۶، صص ۲۹۵-۲۹۶.
@ala_allah
#تلنگر_و_تفکر
من در اتاق یک رئیسی رفتم، کار داشتم.
تا در را باز کردم دیدم
یک دختری حالا یا دختر یا خانم، خیلی زیبا است.
داخل اتاق رئیس رفتم گفتم:
شما با این خانم محرم هستی؟ گفت: نه!
گفتم: چطور با یک دختر به این زیبایی تو در یک اتاق هستی و در هم بسته است.
گفت: آخر ما حزب اللهی هستیم.
گفتم: خوشا به حالت که اینقدر به خودت خاطرت جمع است.
حضرت امیر به زنهای جوان سلام نمیکرد.
گفتند: یا علی، رسول خدا سلام میکند تو چرا سلام نمیکنی؟
گفت: رسول خدا سی سال از من بزرگتر بود. من سی سال جوان هستم. میترسم به یک زن جوان سلام کنم یک جواب گرمی به من بدهد، دل علی بلرزد.
گفتم: دل علی میلرزد، تو خاطرت جمع است.
بعضیها خودشان را از امیر❤️المؤمنین حزب اللهیتر میدانند
#غیرت_علوی #حجاب_فاطمی #تقوای_مجازی
@ala_allah
#تلنگر_و_تفکر
هیچ خانم نامحرمی را نگاه نمیڪرد.
همیشه میگفت : اگر قرار است چشمی به آقا امامزمان (عج) بیفتد ؛ نباید با نگاه به نامحرم آلوده شود .
در خیابان هم ڪه بودیم همیشه ملاحظه میڪرد ڪه نگاهش به نامحرم نیفتد و مراعات میڪرد
🌺 مدافع حرم
شهید_مسلم_خیزاب
#حجاب_خونبهای_شهیدان #غیرت_علوی #حجاب_فاطمی #تعجیل_در_فرج_گناه_نکنیم
@ala_allah
#تلنگر_و_تفکر
⤵️⤵️⤵️⤵️⤵️
در تعریف اسلام ، حجاب فقط یک پوشش نیست!
یک هویت است،
یک نماد است،
یک فرهنگ است،
فرهنگی که موجودیت تعاریفی مانند حیا،عفت،غیرت، بنیان خانواده و ... به طور مستقیم و یا غیر مستقیم به آن مربوط می شود
زنان باحجاب در جامعه کنونی فقط زنانی پوشیده نیستند بلکه سربازانی هستند در صف مقدم جبهه فرهنگی،
رزمندگانی هستند در حال جهاد،
مدافعانی هستند برای دفاع از حریم دین.
مومنانی هستند که خداوند با نظر رحمت و عنایت به انها می نگرد.
آنها به وسیله حجاب برای خود احترام و عزت و ارزش و برای جامعه هویت و معنویت و آرامش را به ارمغان می آورند.
حجاب در عین حال که آنها را از نگاه نامحرمان می پوشاند و حافظ حریم آنهاست ، بالی ست برای پروازشان به اوج کرامت و معنویت،
سکوی ست برای رشد و تعالی خود و خانواده شان،
حریمی است برای پرورش نسلی مومن و با غیرت و متقی .
و در آخر حجاب به معنای واقعی کلمه آینه تمام نمای هویت یک زن مسلمان است
#حجاب_فرمان_الهی #حجاب_دشمن_شناسی #حجاب_امنیت #حجاب_آرامش #حجاب_جامعه #حجاب_خانواده #حجاب_فرهنگ #حجاب_اصالت #حجاب_ارزش #حجاب_آزادی #حجاب_شخصیت #قدر_خودتو_بدون #غیرت_علوی #حجاب_فاطمی #تعجیل_در_فرج_گناه_نکنیم
@ala_allah
#تلنگر_و_تفکر
وقتی حیا رفت؛
ایمان انسان هم میرود!
چون حیا پوششی برای ایمان
است؛ آنوقت هر چه شیطان میگوید
انجام میدهی...
همه رقم جنایت میکنی!
⤴️ آیت الله مجتهدی
#غیرت_علوی
#حجاب_فاطمی
@ala_allah
⛔ *خانم هایی که از ظاهر زیبا برخوردارند یا با ظاهری زیبا (و آرایش و کم حجاب⛔)به خیابان می آیند,این داستان عجیب را حتماً بخوانند و برای دیگران بفرستند*
👇👇👇
⭕ *هنوز جای تاوَلها روی مچ دستم باقیست*❗
🛑خاطره ای عجیب از راویِ کتاب سه دقیقه در قیامت
✔️(این خاطره، در ویرایشِ جدید به کتاب اضافه شده است)
📗كتاب سه دقيقه در قيامت، چاپ و با ياري خدا، با اقبال مردم روبرو شد. استقبال مردم از اين كتاب خيلي خوب بود و افراد بسياري خبر ميدادند كه اين كتاب تأثير فراواني روي آنها داشته .
✍️ *اصل داستان*
يك روز صبح، طبق روال هميشه از مسير بزرگراه به سوي محل كار ميرفتم .
يك خانم خيلي بدحجاب كنار بزرگراه ايستاده و منتظر تاكسي بود. از دور او را ديدم كه دست تكان ميداد، بزرگراه خلوت و هوا مساعد نبود، براي همين توقف كردم و اين خانم سوار شد.
✴️بي مقدمه سلام كرد و گفت:ميخواهم بروم بيمارستان ... من پزشك بيمارستان هستم. امروز صبح ماشينم روشن نشد. شما مسيرتان كجاست؟
گفتم: محل كار من نزديك همان بيمارستان است. شما را ميرسانم. آن روز تعدادي كتاب سه دقيقه در قيامت روي صندلي عقب بود.
اين خانم يكي از كتابها را برداشت و مشغول خواندن شد. بعد گفت: ببخشيد اجازه نگرفتم، ميتونم اين كتاب را بخوانم؟
گفتم: كتاب را برداريد. هديه براي شماست. به شرطي كه بخوانيد.
تشكر كرد و دقايقي بعد، در مقابل درب بيمارستان توقف كردم .
خيلي تشكر كرد و پياده شد .
✴️من هم همينطور مراقب اطراف بودم كه همكاران من، مرا در اين وضعيت نبينند! كافي بود اين خانم را با اين تيپ و قيافه در ماشين من ببينند و ...
چند ماه گذشت و من هم اين ماجرا را فراموش كردم. تا اينكه يك روز عصر، وقتي ساعت كاري تمام شد، طبق روال هميشه، سوار ماشين شدم و از درب اصلي اداره بيرون آمدم .
✳️همين كه خواستم وارد خيابان اصلي شوم، ديدم يك خانم چادري از پياده رو وارد خيابان شد و دست تكان داد!
توقف كردم. ايشان را نشناختم، ولي ظاهرًا او خوب مرا ميشناخت!
شيشه را پايين كشيدم. جلوتر آمد و سلام كرد وگفت: مرا شناختيد؟خانم جواني بود. سرم را پايين گرفتم وگفتم: شرمنده، خير.
گفت: خانم دكتري هستم كه چند ماه پيش، يك روز صبح لطف كرديد و مرا به بيمارستان رسانديد. چند دقيقه اي با شما كار دارم.
گفتم: بله، حال شما خوبه؟
رسم ادب نبود، از طرفي شايد خيلي هم خوب نبودكه يك خانم غريبه، آن هم در جلوي اداره وارد ماشين شود .
✴️ماشين را پارك كردم و پياده شدم و در كنار پياده رو، در حالي كه سرم پايين بود به سخنانش گوش كردم.
گفت: اول از همه بايد سؤال كنم كه شما راوي كتاب سه دقيقه هستيد؟ همان كتابي كه آن روز به من هديه داديد؟ درسته؟ ميخواستم جواب ندهم ولي خيلي اصرار كرد .
گفتم: بله بفرماييد، در خدمتم.
✳️گفت: خدا رو شكر، خيلي جستجو كردم. از مطالب كتاب و از مسيري كه آن روز آمديد، حدس زدم كه شما اينجا كار ميكنيد. از همکارانتان پيگيري کردم، الان هم يكي دو ساعته توي خيابان ايستاده و منتظر شما هستم.
گفتم: با من چه كار داريد؟
گفت: اين كتاب، روال زندگي ام را به هم ريخت. خيلي مرا در موضوع معاد به فكر فرو برد. اينكه يك روزي اين دوران جواني من هم تمام خواهد شد و من هم پير ميشوم و خواهم رفت. جواب خداوند را چه بدهم؟!
درسته که مسائل ديني رو رعايت نميكردم، اما در يك خانواده معتقد بزرگ شده ام.
يك هفته بعد از خواندن اين كتاب، خيلي در تنهايي خودم فكر كردم. تصميم جدي گرفتم كه توبه كامل كنم .
❇️من نميتوانم گناهانم را بگويم، اما واقعاً تصميم گرفتم كه تمام كارهاي گذشته ام را ترك كنم. درست همان روز كه تصميم گرفتم ،تصادف وحشتناكي صورت گرفت و من مرگ را به چشم خود ديدم!
من كاملاً مشاهده كردم كه روح از بدنم خارج شد، اما مثل شما ،ملك الموت مهربان و بهشت و زيباييها را نديدم!
✴️دو ملك مرا گرفتند تا به سوي عذاب ببرند، هيچكس با من مهربان نبود. من آتش را ديدم. حتي دستبندي به من زدند كه شعله ور بود.
اما يكباره داد زدم: من كه امروز توبه كردم. من واقعاً نيت كردم كه كارهاي گذشته را تكرار نكنم.
✴️يكي از دو مأموري كه در كنارم بود گفت: بله، از شما قبول ميكنيم، شما واقعاً توبه كردي و خدا توبه پذير است. تمام كارهاي زشت شما پاك شده، اما حق الناس را چه ميكني؟
گفتم: من با تمام بديها خيلي مراقب بودم كه حق كسي را در زندگي ام وارد نكنم .
حتي در محل كار، بيشتر ميماندم تا مشكلي نباشد. تمام بيماران از من راضي هستند و...
❇️آن فرشته گفت: بله، درست ميگويي،
اما هزار و صد نفر از مردان هستند كه به آنها در زمينه حق الناس بدهكار هستي!
🩸وقتي تعجب مرا ديد، ادامه داد: خداوند به شما قد و قامت و چهره اي زيبا عطا كرد، اما در مدت زندگي، شما چه كردي؟!
❇️با لباسهاي تنگ و نامناسب⛔
آرايش و موهاي رنگ شده⛔
و بدون حجاب⛔
صحيح از خانه بيرون
ميآمدي، اين تعداد از مردان، با ديدن شما دچار مشكلات مختلف شدند .
👌🏻بسياري از آنها