eitaa logo
العِـلْمُ الـنّافِعُ
314 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
469 ویدیو
78 فایل
👈اين كانال صرفا جهت نشر اعتقاد اهل بيت(عليهم السلام) و رد شبهات مخالفان شيعه وتهاجم به اعتقادات غيرصحيح تأسيس شده است . 🌹خوش آمديد ✅لطفا كانال را به دوستان خود معرفى بفرمائيد @alalmolnafea
مشاهده در ایتا
دانلود
😭 اینجا مطامیر است! نمی‌دانم چقدر معنی این کلمه را می‌دانی… اما مطامیر یعنی جایی که نمی‌توانی از زیر راه پله‌ها قد بلند کنی و نماز بخوانی… و تنها جایی که قدت برسد، دیوار نمور مطامیر است. جایی که فرزند رسول خدا (ص) روی خاک و کلوخ‌ها می‌نشیند. مطامیر یعنی جایی به بلندای آه و رنج‌های امام موسی کاظم (ع) در زندان هارون. مطامیر یعنی حرف زدن خاک‌های زمین نمدار با مولا.یعنی ذره ذره آب شدن جسم و جان آقاجان. شهادت مظلومانه و غریبانه امام موسی کاظم علیه‌السلام تسلیت باد🖤
مقتل امام کاظم علیه‌السلام 🛑كَانَ اَلَّذِي تَوَلَّى بِهِ اَلسِّنْدِيُّ قَتْلَهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ سَمّاً جَعَلَهُ فِي طَعَامٍ قَدَّمَهُ إِلَيْهِ وَ يُقَالُ إِنَّهُ جَعَلَهُ فِي رُطَبٍ أَكَلَ مِنْهُ فَأَحَسَّ بِالسَّمِّ وَ لَبِثَ ثَلاَثاً بَعْدَهُ مَوْعُوكاً مِنْهُ ثُمَّ مَاتَ فِي اَلْيَوْمِ اَلثَّالِثِ . وَ لَمَّا مَاتَ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَدْخَلَ اَلسِّنْدِيُّ بْنُ شَاهَكَ عَلَيْهِ اَلْفُقَهَاءَ وَ وُجُوهَ أَهْلِ بَغْدَادَ وَ فِيهِمُ اَلْهَيْثَمُ بْنُ عَدِيٍّ وَ غَيْرُهُ فَنَظَرُوا إِلَيْهِ لاَ أَثَرَ بِهِ مِنْ جَرَاحٍ وَ لاَ خَنْقٍ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنَّهُ مَاتَ حَتْفَ أَنْفِهِ فَشَهِدُوا عَلَى ذَلِكَ. وَ أُخْرِجَ وَ وُضِعَ عَلَى اَلْجِسْرِ بِبَغْدَادَ وَ نُودِيَ هَذَا مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ قَدْ مَاتَ فَانْظُرُوا إِلَيْهِ فَجَعَلَ اَلنَّاسُ يَتَفَرَّسُونَ فِي وَجْهِهِ وَ هُوَ مَيِّتٌ 🔰 سندى بن شاهك زهرى در غذاى آن بزرگوار ريخته و به نزد امام کاظم علیه السلام آورد، و برخى گفته‌اند:آن زهر را در رطب قرار داد پس حضرت از آن(غذا يا رطب مسموم)ميل فرموده اثر زهر را در بدن خويش احساس فرمود،و پس از آن سه روز آن بزرگوار به‌بيمارى سختى مبتلا شد و در روز سيم از دنيا رفت. و چون حضرت از دنيا رفت سندى بن شاهك فقهاء و بزرگان اهل بغداد را به‌نزد آن بزرگوار گرد آورده و در ميان ايشان بود هيثم بن عدى و ديگران،پس همگى جنازۀ موسى بن جعفر عليهما السّلام را نگريستند و ديدند اثرى از زخم يا خفگى در بدن آن بزرگوار نيست،و همه را گواه گرفت كه او به‌مرگ طبيعى از دنيا رفته و آنان همگى به‌اين مطلب گواهى دادند،پس جنازۀ آن حضرت را از زندان بيرون آورده كنار جسر بغداد گذاردند،و جار زدند اين موسى بن جعفر است كه مرده است او را بنگريد، مردم مى‌آمدند و چهرۀ آن جناب را به‌دقت مى‌نگريستند و مي‌رفتند 📚:الإرشاد ج۲ ص۲۳۷  
➖مقتل امام کاظم علیه السلام2 🛑عنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلصَّيْرَفِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: تُوُفِّيَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فِي يَدِ اَلسِّنْدِيِّ بْنِ شَاهَكَ فَحُمِلَ عَلَى نَعْشٍ وَ نُودِيَ عَلَيْهِ هَذَا إِمَامُ اَلرَّافِضَةِ فَاعْرِفُوهُ فَلَمَّا أُتِيَ بِهِ مَجْلِسَ اَلشُّرْطَةِ أَقَامَ أَرْبَعَةَ نَفَرٍ فَنَادَوْا أَلاَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَرَى اَلْخَبِيثَ بْنَ اَلْخَبِيثِ فَلْيَخْرُجْ وَ خَرَجَ سُلَيْمَانُ بْنُ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْجَعْفَرِيُّ عَنْ قَصْرِهِ إِلَى اَلشَّطِّ فَسَمِعَ اَلصِّيَاحَ وَ اَلضَّوْضَاءَ فَقَالَ لِغِلْمَانِهِ وَ لِوُلْدِهِ مَا هَذَا قَالُوا اَلسِّنْدِيُّ بْنُ شَاهَكَ يُنَادِي عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى نَعْشِهِ فَقَالَ لِوُلْدِهِ وَ غِلْمَانِهِ يُوشِكُ أَنْ يَفْعَلَ هَذَا بِهِ فِي اَلْجَانِبِ اَلْغَرْبِيِّ فَإِذَا عَبَرَ بِهِ فَانْزِلُوا مَعَ غِلْمَانِكُمْ فَخُذُوهُ مِنْ أَيْدِيهِمْ فَإِنْ مَانَعُوكُمْ فَاضْرِبُوهُمْ وَ خَرِّقُوا مَا عَلَيْهِمْ مِنَ اَلسَّوَادِ فَلَمَّا عَبَرُوا بِهِ نَزَلُوا إِلَيْهِمْ فَأَخَذُوهُ مِنْ أَيْدِيهِمْ وَ ضَرَبُوهُمْ وَ خَرَّقُوا عَلَيْهِمْ مِنْ سَوَادِهِمْ وَ وَضَعُوهُ فِي مَفْرَقِ أَرْبَعَةِ طُرُقٍ وَ أَقَامَ اَلْمُنَادِينَ يُنَادَى أَلاَ وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَرَى اَلطِّيِّبَ بْنَ اَلطَّيِّبِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فَلْيَخْرُجْ وَ حَضَرَ اَلْخَلْقُ وَ غُسِّلَ وَ حُنِّطَ بِحَنُوطٍ فَاخِرٍ وَ كَفَّنَهُ بِكَفَنٍ فِيهِ حِبَرَةٌ اُسْتُعْمِلَتْ لَهُ بِأَلْفَيْنِ وَ خَمْسِمِائَةِ دِينَارٍ عَلَيْهَا اَلْقُرْآنُ كُلُّهُ وَ اِحْتَفَى وَ مَشَى فِي جَنَازَتِهِ مُتَسَلِّباً مَشْقُوقَ اَلْجَيْبِ إِلَى مَقَابِرِ قُرَيْشٍ فَدَفَنَهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ هُنَاكَ وَ كَتَبَ بِخَبَرِهِ إِلَى اَلرَّشِيدِ فَكَتَبَ اَلرَّشِيدُ إِلَى سُلَيْمَانَ بْنِ أَبِي جَعْفَرٍ وَصَلَتْكَ رَحِمٌ يَا عَمِّ وَ أَحْسَنَ اَللَّهُ جَزَاكَ وَ اَللَّهِ مَا فَعَلَ اَلسِّنْدِيُّ بْنُ شَاهَكَ لَعَنَهُ اَللَّهُ تَعَالَى مَا فَعَلَهُ عَنْ أَمْرِنَا . 🔰حسن‌بن‌عبداللّٰه صيرفىّ‌ از قول پدرش گفت: موسى‌بن‌جعفر عليهماالسّلام در زندان سندىّ‌ بن شاهك وفات يافت و حضرت را بر تابوتى گذاشته و نداء كردند: اين امام رافضى(شيعه)هاست،او را بشناسيد،وقتى آن بزرگوار را به محلّ‌ شرطه‌ها(پاسگاه پليس)آوردند،چهار نفر را برپا داشت تا صدا بزنند هر كس مى‌خواهد خبيث ابن خبيث😭(العياذ باللّٰه)را ببيند،بيايد،در اين هنگام سليمان بن أبى جعفر(عموى هارون)از قصرش بيرون آمد و به كنار شطّ‍‌ رفت و داد و فرياد و غلغله به گوشش رسيد از غلامان و كنيزانش پرسيد:چه خبر است‌؟ گفتند:سندىّ‌ بن شاهك بر جنازۀ موسى بن جعفر نداء مى‌كند او به غلامان و فرزندانش گفت:آنها بزودى به قسمت غرب(شهر)مى‌روند وقتى از آنجا عبور كردند با غلامان خود به آنجا برويد و جنازه را از دست آنها بگيريد،اگر مقاومت كردند،آنها را بزنيد و لباس‌هاى سياهشان(يعنى درجه و لباس‌هاى فرم آنها)را پاره كنيد. وقتى جنازه را از آن قسمت عبور دادند،غلامان به آنجا رفتند و آنها را زدند و لباس‌هاى فرمشان را پاره كردند و جنازۀ آن حضرت را گرفتند و بر سر چهار راه قرار دادند و مناديان نداء در دادند:هر كس مى‌خواهد طيّب بن طيّب موسى بن- جعفر عليهما السّلام را ببيند،بيايد مردم جمع شدند و حضرت را غسل دادند و با حنوطى فاخر و گرانبها،ايشان را حنوط‍‌ كردند و سليمان بن أبى جعفر آن حضرت را در كفنى كه براى خود ترتيب داده بود،از برد يمانى،كه قيمت آن دو هزار و پانصد دينار بوده و تمام قرآن بر آن نوشته شده بود،كفن كرد،و خود با پاى برهنه،بدون عمامه و گريبان چاك،آن حضرت عليه‌السّلام را تشييع كرد و در«مقابر قريش»دفن نمود. خبر به هارون رسيد،هارون نامه‌اى به او نوشت و به ظاهر از او تشكّر كرد و گفت:خداوند به تو جزاى خير بدهد،به خدا قسم سندىّ‌ بن شاهك ملعون،اين كارها را سرخود و بدون دستور ما انجام داده است. 📚: عيون أخبار الرضا عليه السلام ج ۱، ص ۹۹
ِ ➖مقتل امام کاظم علیه السلام 3 🛑قالَ سَمِعْتُ رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِنَا يَقُولُ لَمَّا حَبَسَ الرَّشِيدُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ فَخَافَ نَاحِيَةَ هَارُونَ أَنْ يَقْتُلَهُ فَجَدَّدَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع طَهُورَه‏ فَاسْتَقْبَلَ بِوَجْهِهِ الْقِبْلَةَ وَ صَلَّى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ ثُمَّ دَعَا بِهَذِهِ الدَّعَوَاتِ فَقَالَ يَا سَيِّدِي نَجِّنِي مِنْ حَبْسِ هَارُونَ وَ خَلِّصْنِي مِنْ يَدِه‏ 🔰عليّ‌ بن ابراهيم بن هاشم از پدرش گويد: از يكى از شيعيان شنيدم كه مى‌گفت:وقتى هارون،موسى بن جعفر عليهما السّلام را زندانى كرد، حضرت،شب هنگام،از جهت هارون در ترس بودند كه مبادا ايشان را بكشد. لذا تجديد وضو كردند و رو به قبله ايستادند و چهار ركعت نماز خواندند و سپس دست به دعا برداشته،چنين گفتند: «يا سيّدي نجّني من حبس هارون و «خلّصني من يده،يا مخلّص الشّجر من بين رمل و طين،و يا مخلّص اللّبن من بين فرث و دم،و يا مخلّص الولد من بين مشيمة و رحم و يا مخلّص النّار من الحديد و الحجر،و يا مخلّص الرّوح من بين الاحشاء و الأمعاء، خلّصني من يدي هارون». (يعنى:اى آقاى من،سرور من،مرا از زندان هارون نجات بده و از دست او رهايم كن.اى كه درخت را از بين گل و شن بيرون مى‌آورى!اى كه شير را از بين مجراى خون و سرگين خارج مى‌كنى . اى كه جنين را از ميان رحم و مشيمه خارج مى‌كنى!اى كه آتش را از آهن و سنگ بيرون مى‌آورى!اى كه روح را از بين امعاء و احشاء خارج مى‌كنى! مرا از دست هارون نجات بده. راوى مى‌گويد:وقتى حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام اين دعاها را خواند، هارون در خواب مردى سياه پوست را ديد كه بسراغش آمده و شمشيرى در دست دارد كه از نيام بيرون كشيده و بالاى سرش ايستاده است و مى‌گويد:هارون! موسى بن جعفر را از حبس آزاد كن و گر نه،گردنت را با اين شمشير مى‌زنم. هارون از هيبت آن مرد وحشت كرده،دربان را طلبيد و به او گفت:به زندان برو و موسى بن جعفر عليهما السّلام را آزاد كن. راوى ادامه داد:دربان به سمت زندان حركت كرد،به زندان رسيد و در زد،مأمور زندان گفت:كيست‌؟گفت:خليفه،موسى بن جعفر را فراخوانده است او را بيرون بياور و آزادش كن. زندانبان فرياد زد:اى موسى!خليفه تو را فراخوانده است.حضرت موسى بن جعفر-عليهما السّلام-ترسان و نگران از جا برخاست و گفت:حتما تصميم بدى در مورد من گرفته است كه در اين دل شب مرا فراخوانده است، حضرت گريان و اندوهگين و نااميد از حيات خود،برخاست و با اندامى لرزان به نزد هارون رفت(مترجم گويد:اين اوصاف و حالات از يك مرد الهى عادى كه دلش بياد خدا آرام گرفته،بسيار بعيد است چه برسد به مقام شامخ ولايت مطلقۀ الهيّه بايد بگوئيم اين عبارات را راوى ،به اصل داستان افزوده‌اند). حضرت فرمود:سلام بر هارون، هارون نيز جواب سلام حضرت را داد و گفت:ترا به خدا قسم مى‌دهم آيا امشب دعا كرده‌اى‌؟ حضرت فرمود:بله، هارون پرسيد:چه دعايى‌؟حضرت فرمود:تجديد وضوء كردم و چهار ركعت نماز خواندم و سر به آسمان بلند كردم و گفتم:يا سيّدى خلّصني من يد هارون.-و تا آخر دعا را ذكر فرمود. هارون گفت:خداوند دعايت را مستجاب كرد،اى دربان!او را آزاد كن! سپس چند خلعت طلبيد و سه عدد از آنها را به حضرت پوشاند و اسب خود را به ايشان داد و ايشان را گرامى داشت و احترام نمود و نديم و همدم خويش گرداند.سپس گفت:آن دعاها را برايم بخوان،حضرت آنها را به او تعليم فرمود. راوى ادامه داد:هارون حضرت را آزاد كرد و به دربانش سپرد تا ايشان را به منزل برساند و همراه او باشد،و موسى بن جعفر عليهما السّلام در نزد هارون از احترام و اكرام برخوردار بودند و هر پنجشنبه نزد هارون مى‌رفتند تا اينكه يك بار ديگر هارون ايشان را دستگير كرد و ديگر آزادشان نكرد تا بالأخره ايشان را بسندىّ‌ بن- شاهك سپرد و او آن حضرت را با سمّ‌ شهيد كرد. 📚عیون الاخبار: ج 1 ص 93
🖼 | مومن قریش 🏴به مناسبت سالروز وفات حضرت ابوطالب، پدر بزرگوار امیرالمومنین سلام الله علیهما🏴
➖سالروز وفات حضرت ابوطالب علیه‌السلام 🛑وَ فِي الْيَوْمِ السَّادِسِ وَ الْعِشْرِينَ كَانَتْ وَفَاةُ أَبِي طَالِبٍ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ عَلَى قَوْلِ ابْنِ عَيَّاشٍ. 🔰مرحوم شیخ طوسی: در روز بیست و ششم رجب (امروز) حضرت ابوطالب علیه‌السلام بنابر قول ابن عیاش(صاحب کتاب مقتضب الاثر)از دنیا رفتند 📚: مصباح المتهجد ج 2 ص 812.
🗓 تقویم شیعه - 26 رجب 🏴 وفات حضرت ابوطالب علیه السلام عموی گرامی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بیست و ششم رجب سال دهم بعثت، سید بطحا حضرت ابوطالب (علیه السلام) عموی گرامی رسول خدا در ۸۱ سالگی وفات نمودند و پیامبر در فراق ایشان که یکی از حامیان بزرگ آن‌حضرت در سالهای بسیار سخت اول بعثت در مکه به شمار می‌رفتند، بسیار اندوهگین شدند. نام مبارک آن حضرت، عمران، ‌و پدرشان جناب عبدالمطلب و مادرشان فاطمه بنت عمروبن عائذ است. ابوطالب با عبدالله پدر پیامبر و زبیر بن عبدالمطلب برادر ابوینی بودند؛ یعنی از طرف پدر و مادر یکی بودند و سایر اولاد جناب عبدالمطلب با این سه بزرگوار فقط از پدر یکی بودند. ✅ـ ایمان حضرت ابوطالب (علیه السلاک) علامه مجلسی می‌فرماید: «امامیه اتفاق دارند بر اسلام و ایمان حضرت ابوطالب(علیه السلام) به پیامبر و اینکه او هیچ گاه بتی را عبادت نکرده است. بلکه ابوطالب (علیه السلام) یکی از اوصیای حضرت ابراهیم(علیه السلام) و ایمان او در شیعه مشهور است و علمای شیعه کتابهایی در ایمان آن بزرگوار تألیف کرده‌اند». شیخ صدوق می‌فرماید: «در حدیث آمده که جناب عبدالمطلب حجت الهی و جناب ابوطالب وصی ایشان بوده است. طبق روایات ودایع انبیا، ‌عصای حضرت موسی و انگشتر حضرت سلیمان و ... توسط عبدالمطلب به ابوطالب سپرده شد که ایشان آن‌ها را به خاتم الانبیاء سپردند». ابن اثیر جزری شافعی می‌گوید: « اهل بیت علیهم السلام بر ایمان ابوطالب اجماع دارند و اجماع اهل بیت علیهم السلام حجت است». کتابهای زیادی در ایمان حضرت ابوطالب تألیف شده که نخستین آنها در سال ۶۳۰ هـ .ق. نوشته شده است. از آن زمان تاکنون کتابهایی به زبانهای مختلف در ایمان و ‌عظمت آن بزرگوار تألیف و چاپ شده است. حضرت امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند: « کسی که معتقد باشد ابوطالب(علیه السلام) با حالت کفر از دنیا رفته، کافر است». اشعار حضرت ابوطالب(علیه السلام) در حمایت از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اشعار منسوب به امیرالمؤمنین(علیه السلام) هنگام رحلت ابوطالب(علیه السلام) و کلمات آن بزرگوار به قریش در مسجدالحرام هنگام سوء قصد آنها نسبت به پیامبر و کلمات آن حضرت هنگام رحلت، سخنان آن حضرت در طلب باران، همه دلالت بر آن دارد که حضرت ابوطالب دارای ایمانی منحصر به فرد بوده که در روایات به ایمان اصحاب کهف تشبیه شده است. اصبغ بن نباته می‌گوید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: « به خدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب وهاشم و عبدمناف عبادت بت نکرده‌ اند!» گفتند: «پس چه را عبادت می‌کردند؟» فرمودند: « به سوی کعبه نماز می‌خواندند و به دین ابراهیم متمسک بودند». ابن ابی الحدید در ضمن اشعاری می‌گوید: « اگر ابوطالب و پسرش نبودند، از دین اثری نبود که این چنین استوار شود. ابوطالب(علیه السلام) در مکه از پیامبر حمایت کرد و پسرش در مدینه بی‌دریغ از آن حضرت حمایت و دفاع می‌نمود» . ✅ـ پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) در وفات ابوطالب(علیه السلام) هنگامی که حضرت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) خبر وفات ابوطالب (علیه السلام) را به پیامبر داد، آن حضرت به شدت محزون و ناراحت شدند و فرمودند:« یا علی برو و او را غسل و حنوط و کفن کن و چون بر روی سریر نهادی به من خبر بده». بعد از آن که حضرت دستور پیامبر را انجام داد، پیامبر خودشان تشریف آوردند و چون نظر مبارکشان بر جنازه عموی بزرگوارشان افتاد، با اندوه بسیار فرمودند: « ای عمو! صله‌ رحم و مهربانی کردی و جزای خیر دیدی. ای عمو! در کوچکی مرا کفالت کردی و در بزرگی مرا نصرت و حمایت نمودی». بعد به مردم رو کردند و فرمودند: «سوگند به خدا! در روز قیامت به عمویم اذن شفاعت می‌دهم که جن و انس از آن شفاعت تعجب کنند». با رحلت ابوطالب جبرئیل نازل شد و به پیامبر عرض کرد:« یاور تو از دنیا رفت، هجرت کن». 📄منبع : کتاب تقویم شیعه ➖➖🔆🔆 ❇️ 🔆🔆➖➖
▫️روزى امير المؤمنين عليه السّلام در فضاى عمومى شهر نشسته و مردم به گردش جمع شده بودند،مردى به سوى حضرت رفت و گفت: 🔸اى امير المؤمنين،تو در جايگاهى هستى كه خداوند(گرامى و بزرگ)تو را به آن[مقام]رسانده است و با اين حال پدرت در آتش شكنجه مى‌شود؟ 💎حضرت به او فرمود: ساكت شو خداوند دهانت را مهر كند،به آن كسى كه محمد صلّى اللّه عليه و اله را حقيقتا به پيامبرى برانگيخت،سوگند،اگر پدرم براى هر گناهكارى بر روى زمين ميانجيگرى كند خداوند شفاعت او را دربارۀ آنان مى‌پذيرد، 👈آيا پدر من به آتش عذاب مى‌شود درحالى‌كه پسر او تقسيم‌كنندۀ آتش است‌؟! آنگاه فرمود:به آن كسى كه محمد صلّى اللّه عليه و اله را برانگيخت،سوگند نور ابى طالب در روز رستاخيز نورهاى آفريدگان را فرو مى‌نشاند.مگر پنج نور را:نور محمد صلّى اللّه عليه و اله و نور من و نور فاطمه و نور حسن و حسين و پيشوايان از فرزندان حسين،زيرا نور او از همان نور ماست كه خداوند(والا مقام)دو هزار سال پيش از آفرينش آدم آن را آفريد. 📗الأمالي (للطوسی) ج۱ ص۷۰۱
پاداش روزه روز 26 ماه رجب ●عَنِ الرّضا صلوات الله علیه قال: وَ مَنْ صامَ يَوْمَ السّادِسِ وَ الْعِشْرينَ مِنْ رَجَبٍ جَعَلَ اللهُ صَوْمَهُ ذلِكَ الْيَوْمَ كَفارَةَ ثَمانينَ سَنَةً. ●امام رضا صلوات الله علیه: هرکس روز بیست و ششم ماه رجب را روزه بگیرد ، خداوند روزه او را کفّاره هشتاد سال (گناه) او قرار می دهد. وسائل الشيعة ط-آل البیت جلد 10 صفحه 482 إقبال الأعمال - ط القديمة جلد 2 صفحه 670 زاد المعاد (مجلسی) اعمال ماه رجب
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وفي ليلة ميلادك؛ أنت الحياة والرحمة وباب الله الأوسع، وسفينة النجاة الأكبر، سيدي أبا عبدالله❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا