eitaa logo
آل‌یاسین|🇵🇸🇱🇧🇮🇷ALEYASIN
567 دنبال‌کننده
410 عکس
276 ویدیو
0 فایل
-السَلام‌ُعَلی آلِ یاسین پست های کانال بر آمده از اعماق قلبمان است . -کپی؟حلالت‌مؤمن ! حالا اگر خواستی هم فور کن جای دوری نمیره !مزد این پست ها رو کسی دیگه ای میده ؛ شما بِبَر ! ✍️🏻علی‌بن‌مهزیار لینک محافل : @mahafel_aleyasin_ag
مشاهده در ایتا
دانلود
همه ی عمرم را به عشق تو سپری کردم ! باز هم میکنم .
چقدر زیبا و شیرین است لحظه ی دیدار با شما .
خيالِ یه بار دیدنت نميره از خیالم . . .
دلم را به تو دادم و بس خوشحالم .
@ostad_shojaeرصد حوادث روز.mp3
زمان: حجم: 7.9M
رصد حوادث آخرالزمان، واجب است ؛ زمین به دو مرز اصلی تقسیم می‌شود !
این حکایت را مرحوم علامه ناپیدا کرانه سید مهدی بحر العلوم برای اصولی بزرگ و فقیه برجسته مرحوم میرزای قمی - صاحب کتاب قوانين الأصول که هم اکنون در قبرستان شیخان قم دفن است -، نقل میکند. زمانی میرزای قمی از ایران به قصد زیارت نجف اشرف و ملاقات با دوستان سابق به آن شهر مشرف میشود. در نجف سید بحرالعلوم که اعلم علمای زمان و بزرگترین مدرس نجف اشرف بود درس را به احترام ایشان تعطیل می کند. و به ملاقات ایشان می شتابد. در آن ملاقات میرزا از ایشان می پرسد: سید ! زمانی که من و تو در نجف مشغول تحصیل و تحقیق بودیم، دانش من بمراتب نسبت به دانش تو فزونی داشت؛ اما اکنون تو مرتبتی عظیم یافته ای که با آنچه پیش از این از تو سراغ داشتیم قابل مقایسه نیست؛ چگونه به این رتبه علمی دست یافته ای؟ و سید پاسخ داد: شبی به مسجد سهله مشرف شده بودم تا نماز شب را در آنجا به پای دارم. در این حال، صدای مناجات کسی هوش از سرم ربود. در مسجد تفحّصی کردم و آقائی را بر روی شنهای مسجد به حالت سجده یافتم، که دعائی را با لحنی داری می خواند؛ عجیب اما آن بود که آن دعاء را من در هیچ یک از کتب دعانی و روائی ندیده بودم. ازاین رو یقین کردم که این دعاء انشاء خود این آقا است. لحظاتی به آن دعاء گوش فرا دادم و ناگهان دریافتم که ایشان خود حضرت ولی عصر هستند. در اینحال با احترام تمام ایستادم و به ایشان چشم دوختم. چون دعای آن حضرت تمام شد سر برداشتند و بپا خواستند و فرمودند: سیّد مهدی ! جلو بیا ! من گامی چند به جلو رفتم اما به احترام ایشان ایستادم حضرت نیز باز فرمودند: سیّد مهدی ! جلو بیا ! من نیز باز چند گامی به جلو رفتم و ایستادم در این مرتبه اما حضرت فرمودند: ادب در اطاعت است ! جلو بیا ! من چند گامی دیگر به سوی ایشان رفتم و چون نزديك شد که بدنم به بدن آن حضرت متصل شود، حضرت دست گشودند و مرا در آغوش کشیدند و سینه مرا به سینه خود چسبانیدند؛ در آن لحظه دریاهای علم را در سینه خود در حال فوران و جوشش یافتم و از آن روز به این مرتبه علمی نائل شدم ! . جالب توجه اینکه سید پیش از نقل ماجرا خود از میرزا عهد ستانید که چون ادعای تشرف به محضر آن حضرت کردم و از لحظه دیدار ایشان سخن گفتم ، تو مرا تکذیب کن، چه وظیفه شرعی تو آنست که مرا بعد از این ادعا در وغزن و فریبکار خوانی ! . -آب حیات . حکايت دهم . ص ۳۸۷ و۳۸۸ .
آل‌یاسین|🇵🇸🇱🇧🇮🇷ALEYASIN
این حکایت را مرحوم علامه ناپیدا کرانه سید مهدی بحر العلوم برای اصولی بزرگ و فقیه برجسته مرحوم میرزای
سلام علیکم رفقا ؛ بابت تاخیر معذرت میخوام ،حلالمون بفرمایید . این هفته‌ به صورت تایپ ارائه شد خدمتتون . https://daigo.ir/secret/468607807 صحبتی هم اگه در راستای این هشتگ داشتید ، هستم در خدمتتون .
یادمون هست که حضرت هر روز ندای هل من ناصرا ینصرنی سر میدن 🚶🏻‍♂؟
مبادا پنه کرده باشیم تو گوش هامون !
کل یوم عاشورا! و حضرت هر روز توی میدان دارن یار جمع میکنن . . .
من و تو چی ؟ لبیک گفتیم ؟ یا که عین خیالمون نیست؟