eitaa logo
اشعار علی ذوالقدر
2هزار دنبال‌کننده
51 عکس
36 ویدیو
0 فایل
جهت خرید مجموعه شعر بنده به لینک زیر مراجعه کنید: https://dinkala.com/product/part-book/
مشاهده در ایتا
دانلود
زهرا شدم که روشنی خانه‌ات شوم با افتخار خادم کاشانه‌ات شوم تو شمع عشق باشی و پروانه‌ات شوم سنگ صبور آه غریبانه‌ات شوم پیش خدا ملاک عزیز تو بودن است بالاترین مقام کنیز تو بودن است ای ماه فاطمه به شب تار اباالحسن هستم ز هرکه غیر تو بیزار اباالحسن پای تو قبل میثم تمار اباالحسن من سر نهاده‌ام به روی دار اباالحسن دل را فقط به سوی تو پر می‌دهم علی لب تر کنی برای تو سر می‌دهم علی امروز جای تیغ تو زهرا بایستد کاری کنم زمین به تماشا بایستد حاشا که فاطمه به مدارا بایستد باید به احترام تو دنیا بایستد کعبه ملاک ردّ و قبول نماز نیست تو قبله‌ای به قبله دیگر نیاز نیست آماده‌ام که رفع گرفتاری‌ات کنم در این هوای درد هواداری‌ات کنم لشکر نیاز نیست، خودم یاری‌ات کنم در کوچه‌های شهر علمداری‌ات کنم پشت و پناه محکم تو دست فاطمه است تا روز حشر پرچم تو دست فاطمه است یک روح در وجود من و تو دمیده شد زهرا برای یاری تو آفریده شد حتی اگر که باد مخالف وزیده شد از این به بعد کار به هر جا کشیده شد بنشین و جان فاطمه سوی خطر مرو در را اگر زدند علی پشت در مرو در را زدند و فاطمه از جا بلند شد آتش به جنگ آمد و دریا بلند شد در پشت در نشست، در امّا بلند شد ای روزگار ناله زهرا بلند شد از آن به بعد بود که ماتم شروع شد از پشت درب خانه محرم شروع شد عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/304480783Ce7815bd1f1
زلیخا را بگو عشق حقیقی عشق زهرا بود جوانی چیست؟ عاشق چشم می پوشد ز جان حتی... عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/304480783Ce7815bd1f1
آرزوم بود تورو خندونت کنم هر چی که دارمو قربونت کنم منی که طبیب هر دو عالمم نتونستم تورو درمونت کنم عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/304480783Ce7815bd1f1
قبل از آنی که بیاید سائلی در پشت در می نشیند منتظر بانوی محشر پشت در خانه وقتی خانه زهراست، پس هر سائلی بعد دق الباب خندان می شود در پشت در آنقدر از صاحب این خانه احسان دیده بود سجده کرد و اشهدش را گفت کافر پشت در در زدند و با خودش می گفت حتما سایل است باز هم با کیسه نان رفت مادر پشت در در کمال حیرت اما دید بانوی کرم جای سائل آمده اینبار لشکر پشت در در زدند و در زدند و در زدند و در شکست آه شد آغاز، جنگی نا برابر پشت در با غضب شیطان به سوی اهل جنت حمله برد پا نهاد ابلیس بر آیات کوثر پشت در غنچه یاس و هجوم آتش و مسمارِ داغ شد گل نشکفته سادات پرپر پشت در نیست پاسخ همچنان این پرسش تاریخ را از چه بابت رفت فضه جای حیدر پشت در کار دنیا را ببین در رفت و آمدهای خود ناگهان از پا می افتد مرد خیبر پشت در گر هزاران بار برگردد به دنیا باز هم می رود زهرا هزاران بار دیگر پشت در عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/304480783Ce7815bd1f1
امشب رفسنجان ان شاالله
ابلیسِ ملعون خویش را بیکار نگذاشت بیت خدا را نیز بی آزار نگذاشت گفتند زهرا پشت این در ایستاده گفتند او را راحتش بگذار، نگذاشت در شعله ور شد! غنچه اش را در خطر دید میخواست برگردد ولی دیوار نگذاشت سعی فراوان کرد حتی بین آتش در را نگه دارد ولی مسمار نگذاشت دیگر نشد پای علی برخیزد از جا میخواست برخیزد، تن تبدار نگذاشت شاید از آن پس مرتضی هر خانه ای ساخت دیگر به روی درب آن مسمار نگذاشت عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/304480783Ce7815bd1f1
اسدالله بود و امر خدا داد صبرش به بزدلان جرأت یک نفر داد زد سر زهرا ای بر آن صاحب صدا لعنت عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/304480783Ce7815bd1f1
ا﷽ا یک یار، تنها داشتم دیگر ندارم دنیای زیبا داشتم دیگر ندارم تا او طبیبم بود، بعد از هر جراحت میل مداوا داشتم دیگر ندارم در روزگار خشکسالی محبت در خانه دریا داشتم دیگر ندارم جانی دوباره می گرفتم با صدایش با خود مسیحا داشتم دیگر ندارم از دور چشمم که به درب خانه می خورد شوق تماشا داشتم دیگر ندارم در ذهن خود درباره فردای محسن بسیار رویا داشتم دیگر ندارم نُه سال از عمر علی با عشق طی شد نُه سال زهرا داشتم دیگر ندارم عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/304480783Ce7815bd1f1
این شهر بی وفا به علی مرحمت نداشت این داغدیده را نظر تسلیت نداشت ای روزگار قبل جسارت به فاطمه قنفذ در این حکومت غاصب سِمَت نداشت* دیوار های سنگی کوچه که جای خود دیوار خانه نیز به من معرفت نداشت عالم کنار من همه در امنیت ولی زهرا درون خانه من امنیت نداشت مسمارْ در مقابل و دیوار پشت سر راه نجات همسرم از هر جهت نداشت یک بار هم برای شفایش دعا نکرد او بعد کوچه آرزوی عافیت نداشت او را نبی به دست گرفت و به عرش برد زیرا برای دفنْ، زمین ظرفیت نداشت عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/304480783Ce7815bd1f1
برایش روز و شب مهمان می آید گدا از خانه اش خندان می آید دعای مادر سقاست بی شک اگر دیدید که باران می آید عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/304480783Ce7815bd1f1
ا﷽ا به نام خدای ادب آفرین به نام خداوند ام البنین به نام زنی ماورای ادب قلم می زنم از خدای ادب زنی در نگاه علی محترم پس از فاطمه با علی هم قدم به بیت ولا یاورش خوانده اند حسین و حسن مادرش خوانده اند علمدار خیبر شکن بوده است به شیر خدا شیرزن بوده است نثار حسین است لبخند او عموی رقیه است فرزند او ملائک قیامت سلامش کنند امامان همه احترامش کنند شبیه خداوند، ماه آفرین نبوده در عالم جز ام البنین نشستم شبی فکر کردم به او شدم با خیالات خود روبرو شنیدم صدایی ز ام البنین که می گفت با شاه دین اینچنین الا ای امیر دو دنیا علی به عرش خدا مقتدا یاعلی خدا خانه دارد میان دلت ملک جای خود، انبیا سائلت به احمد تویی بهترین جانشین نخی از عبای تو حبل المتین تویی روز و شب هم کلام خدا به سوی تو جاری سلام خدا سعادت در خانه ام را زده است چه عشقی به دنبال من آمده است نگین مرا اصل دانسته ای مرا لایق وصل دانسته ای ولی من کجا وصل حیدر کجا مرا پیش تو شأن همسر کجا کنار تو قلب جهان می تپید در این خانه زهرا نفس می کشید کنار تو حتی خسی نیستم پس از فاطمه من کسی نیستم نفس میزنی در هوایم بس است کنیز تو باشم برایم بس است غریبی اگر، یاری ات می کنم چو مردان علمداری ات می کنم در این راه زهراست الگوی من فدای تو بازو و پهلوی من من عمری به عشق تو می زیستم کنار تو چون کوه می ایستم سپاه تو را تقویت می کنم برای تو یل تربیت می کنم جگردار و غرنده مانند شیر یلانی دلاور ولی سر به زیر به راه تو از هرکه همراه تر به چهره یکی از یکی ماه تر سرافراز و سرلشکر و صف شکن ولی خاک پای حسین و حسن ***** از آن روزها سال هایی گذشت ولی در فراق و جدایی گذشت ز یل های او قیل و قالی نماند به جز چند قبر خیالی نماند چنان یاد دست قلم گریه کرد که با گریه اش سنگ هم گریه کرد دلش از غم و غصه آکنده شد خبر آمد و سخت شرمنده شد خبر راوی داغی از کربلاست دراین داغ عالم بسوزد رواست که در پیش چشم تر زینبین زده چکمه پوشی لگد بر حسین عضو شوید👇 https://eitaa.com/joinchat/304480783Ce7815bd1f1