#داستان_شب
#مباهله
#قسمت_اول
یکی بود، یکی نبود..
سالها پیش، قبل از اینکه حتی پدربزرگ ها و مادربزرگ های شما بچه ها به دنیا اومده باشن، یعنی اون موقع ها که پیامبر ما، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و نزدیکانشون در شهر مدینه زندگی میکردن، سرزمین های دور و نزدیکی روی کره زمین🌍 وجود داشتن که هنوز با پیامبر و دین اسلام آشنا نشده بودن.
هنوز خبر نداشتن که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) از طرف خداوند دینی رو آورده که به آدما یاد میده چطور باید در کنار هم زندگی کنن تا خوشبخت و خوشحال باشن...
به همین خاطر بود که پیامبر تصمیم گرفت برای حاکمان مختلف نامه بنویسه و دین اسلام رو به اونها معرفی کنه. یکی از این سرزمین ها، «نَجران» بود که مردمش پیرو دین مسیحی بودن⛪️.
پیامبر در یک نامه، دینش رو برای مسیحیان این سرزمین معرفی کرد و مردم رو دعوت کرد تا از این به بعد، از اسلام پیروی کنن و خدا رو عبادت کنن🕋.
وقتی نامه به دست مسیحی ها رسید، با خودشون گفتن که نمیشه با خواندن یک نامه بفهمیم پیامبر درست میگه یا نه، پس باید به شهر مدینه بریم و با پیامبر دیدار کنیم. پس بار سفر بستن و آماده شدن.
بعد از اینکه از سرزمین ها عبور کردن و به شهر مدینه رسیدن، توی مسجدی که تو شهر مدینه قرار داشت، با پیامبر صحبت کردن، پیامبر هم خودش رو معرفی کرد و به اونها گفت :«پیامبر شما مسیحیان، یعنی حضرت عیسی(علیه السلام) یکی از بنده های خیلی خوب خداست، ولی خداوند اینطور خواسته که من، راه حضرت عیسی رو ادامه بدم و تمام مردم روی کره زمین هم از این به بعد از من پیروی کنن و حرفهای منو گوش بدن.»
اما بچه ها، مسیحی ها بعد از شنیدن حرفهای پیامبر، نتونستن بپذیرن که مسلمون بشن و دینشون عوض بشه. هرچه پیامبر گفتن و گفتن، فایده نداشت. از پیامبر اصرار بود و از مسیحی ها انکار...😕
پس پیامبر و مسیحی ها یه قرار گذاشتن! قرار گذاشتن که با هم «مباهله» کنن..
حالا مباهله یعنی چی؟!
🚩 هیئت متوسلین به حضرت علی اصغر سلام الله علیه
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
#داستان_شب
#مباهله
#قسمت_دوم
بچه ها در زمان های قدیم، رسم بوده که اگر دو گروه از آدما باهم راجع به یه قضیه صحبت کردن، اما نتونستن همدیگرو قانع کنن، و هر گروه میگفت حرف من درسته و حرف تو درست نیست، تصمیم میگرفتن که هر کدوم از اون گروهها، از خدا درخواست کنه و دعا کنه تا گروه راستگو مشخص و پیروز بشه و گروهی که دروغ میگفته، پیروز نشه و رسوا بشه..
مسیحی ها قبول کردن که با پیامبر مباهله کنن، یعنی هم مسیحی ها و هم پیامبر اسلام، هر کدوم دعا کنن و از خدای دین خودشون درخواست کنن تا راستگو بودنشون مشخص بشه🕋 ⛪️
اون ها با هم قرار گذاشتن که صبح فردا، در صحرا دور هم جمع بشن، و دعا کنن. اما یه شرط داشت🧐:
هر کسی باید بهترین افراد گروه خودش رو برای دعا کردن میاورد، مثلا پیامبر باید از بین خانم ها، بهترین زن رو همراه خودش می آورد تا دعا کنه، یا از بین دوستها و یارانش، کسی رو می آورد که از همه بیشتر دوستش داشته باشه و خدا دعاش رو مستجاب کنه.
صبح فردا شد و مسیحیا منتظر پیامبر و گروهش بودن. بزرگان مسیحی پیش خودشون میگفتن :«اگه پیامبر با آدمای قوی و جنگجویان و فرمانده های نظامی مدینه بیاد، یعنی آدم راستگویی نیست، چون لشکرکشی کرده تا ما حرفشو به زور قبول کنیم. ولی اگه بدون اینجور چیزا اومد یعنی آدم راستگوییه»
و بعله بچه ها! وقتی پیامبر از دور داشت میومد، همه با تعجب😲 دیدن که پیامبر با چهار نفر بیشتر نیومده!
پیامبر، نوه شون حسین رو که اون موقع هنوز خیلی کوچولو بود توی بغل گرفته بود، و دستِ نوهی دیگه شون، حسن رو هم توی دستش گرفته بود و میومد، آخه حسن هم اون موقع ها یه پسربچه بود اندازه شما ها. پشت سر پیامبر هم دخترشون حضرت فاطمه و امام علی داشتن میومدن، بدون هیچ تشریفات و تجملی..
مسیحیا خیلی تعجب کردن! آخه پیامبر مثل یه آدم ساده و معمولی اومده بود نه شبیه حاکم های سرزمین های بزرگ! کاملا شبیه بقیه پیامبرا که خیلی ساده زیست بودن..
این شد که مسیحیا باور کردن که دین اسلام، واقعا از طرف خدا اومده و پیامبر درست میگفته. و مسلمونا هم متوجه شدن خدا چقدر امام علی و حضرت فاطمه و بچه هاشون رو دوست داره که اگر توی صحرا دعا میکردن، حتما دعاشون مستجاب میشده..
مسیحی ها به پیامبر گفتن ما از این به بعد تو رو به عنوان یک پیامبر راستگو میشناسیم و هیچوقت با تو دشمنی نمیکنیم، و حتی بعضی هاشون هم مسلمون شدن...
قصهی ما به سر رسید💫
🚩 هیئت متوسلین به حضرت علی اصغر سلام الله علیه
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
یادگاری های پارسال🌱
#بچه_های_حسینیه
🇮🇷🎈حـسـینـیـه مادر و کـودک
علیاصغــری ها (سلام الله علیه)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
اگرچه غرق گناهم ولی دلم طفلی ست
که میشود شب جمعه بهانهگیرِ حسین
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
🇮🇷🏴🎈حـسـینـیـه مادر و کـودک
عـــلــــیاصـــغــری هـا (سـلام الله علیه)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
چند ماه پیش بود که دیدم دخترم حسابی مشغول ساخت دستبند مهره ای شده
اولش فکر کردم مثل همیشه برای خودش و دوستاش دستبند میسازه و بهشون هدیه میده
ولی بعد فهمیدم فقط هدیه نیست، دستبندارو به دوستاش میفروشه..
🤔وقتی علتش رو پرسیدم
فهمیدم یکی از دوستای هیئتیاش، بهش پیشنهاد داده دستبند مهره ای بفروشیم و درآمدش رو به هیئت هدیه بدیم✨
🇮🇷🏴🎈حـسـینـیـه مادر و کـودک
عـــلــــیاصـــغــری هـا (سـلام الله علیه)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72