#عید_فطر_مبارک
دنبال تو گشتیم به هر گوشۀ بامی
برقع بزنی یا نزنی ماه تمامی!
#علی_اصغر_شیری
یک نفر هست غزلهای مرا میخواند
شاد و سرمست غزلهای مرا میخواند
در و دیوار محل یکسره شاعر شده اند
ته بنبست غزلهای مرا میخواند
خود او شاعر خوبی است، غزل میگوید
ولی از قصد غزلهای مرا میخواند
کاش میشد که غزلهای خودش را میخواند
چون که حیف است غزلهای مرا میخواند
میشود گفت که ما شاعر خوبی هستیم
تا از این دست غزلهای مرا میخواند
#علی_اصغر_شیری
#شعر_عاشقانه
هدایت شده از شاعرانه
سفر ادامهی اندوه دربهدر شدن است
سفر بدون تو در اشک غوطهور شدن است
قدم گذاشتهام روی رد پای تو باز
همیشه دلخوشیام با تو یک نفر شدن است
شب است و سایهی من همنشین سایهی توست
تمام شب غم من، لحظهی سحر شدن است
کنار جاده به من باغبان پیری گفت
انار حاصل یک عمر خونجگر شدن است
تمام عمر به دنبال هم سفر کردیم
که سرنوشت سفر، عاشقانه سر شدن است
سفر مرا به کجا میبرد، نمیدانم!
همیشه مقصد من با تو همسفر شدن است
#علی_اصغر_شیری #شعر
📜 @sheraneh_eitaa
#هشتم_شوال
نیمهشب بود، دلم گفت: قلم بردارم
یاعلی گفته و در جاده قدم بردارم
کولهبار سفرم هر چه سبکتر، بهتر
دست از این سفرۀ بیبرکت غم بردارم
شک ندارم که برات سفرم را آن شب
که دگرگون شده، رفتم که علم بردارم...
روضهخوان گفت به من راه حرم نزدیک است
با دل سوخته گر چند قدم بردارم
دم در پیرزنی گفت که چشمش کمسوست
باید آنجا کمیاز خاک حرم بردارم
در دلم شوق زیارت به خودم میگفتم:
صحن ایوان طلا پیش پیمبر دارم
آه، اما حرمش گنبد و گلدسته نداشت...
#علی_اصغر_شیری
#تخریب_بقیع
هدایت شده از کتیبه تاک
میشود لبریز جامش بیشتر
تا شود دنیا به کامش بیشتر
تاکها را میدهد آب حلال
تا بنوشد از حرامش بیشتر
کوه از من نام او را تا شنید
میشود تکرار نامش بیشتر
لهجهاش در گوش من پیچیده است
عشوهی سین سلامش بیشتر
روز و شب دیوانهاش بودم، ولی
گفت از ابنالسلامش بیشتر
وقت دیدارش دلم پر میکشید
از کبوترهای بامش بیشتر
ای دل، ای جوجهکبوترجان، بترس!
هر که بامش بیش، دامش بیشتر
#علی_اصغر_شیری
#شعر_عاشقانه
نبند پنجره را من هنوز بیدارم
برای دیدن مهتاب آرزو دارم
نخواب، پلک تو را تا سحر ورق بزنم
هزار و یک شب خود را ستاره بشمارم
به چشمهای سیاه تو خوردهام سوگند
چگونه از تو و از عشق دست بردارم؟
به غمزه گفت به من چشمهای غمزدهات
که سرنوشت خودم را به عشق بسپارم
مرا بدون تو دائم شکسته میبینند
چقدر خنده به آیینهها بدهکارم!
هنوز بیتو به این سرنوشت مشکوکم
هنوز بیتو از این سرنوشت ناچارم!
#علی_اصغر_شیری
#شعر_عاشقانه
هدایت شده از اشعار و دلنوشته های (فاطیما)
دختری کوزه به دوش آمده دریا ببرد
دامن آبی او موج گرفته است در آب
✍#علی_اصغر_شیری
https://eitaa.com/fatimadastjerdi
🌹🌹🌹🌹🌹
خارهای روی دیوار از تباری هرزه گردند
عار دارم که خس و خاشاک دستم را بگیرد
#علی_اصغر_شیری
قایقی وارونه ام در بندری بی اسکله
حال و روزم را فقط از بغض پاروها بپرس
#ایران_تسلیت
#علی_اصغر_شیری
هدایت شده از نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
بارها با آن که توفیق زیارت داشتم
در دل درمانده اما باز حسرت داشتم
گرچه عمری من نمکگیر قمم، فرقی نداشت
حس من این است در مشهد اقامت داشتم
با هم از پرواز میگفتیم روی گنبدت
کاش با بچه کبوترها رفاقت داشتم
مادرم پیغام داده: دست خالی برنگرد
مادرم تنها خبر دارد که حاجت داشتم
شعر را روی بلیت خود نوشتم، ای عزیز!
در ضریح انداختم آنچه بضاعت داشتم
باید از هر خادمت کسب حلالیت کنم
تا تو را پیدا کنم، هر صبح زحمت داشتم
#علی_اصغر_شیری
#ولادت_امام_رضا_ع
@nohe_sonnati
صدا پیچیده در کوه مه آلودی، صدای کیست؟
به روی ابرهای این حوالی ردپای کیست؟
نگاه قاصدک ها بی خبر در حیرت و اندوه
ندانستند اما این صدای آشنای کیست؟
صدایی مانده از روز ازل در سینه کوه است
ملائک می شناسند این صدا قالوا بلای کیست
گلستان گشته کوهی که به دل آتشفشان دارد
صدا این بار می گوید که شرح ماجرای کیست
به ابراهیم نازل شد تمام محکمات کوه
چه بشکوه است می دانم طنین ربنای کیست
صدا پیچید در کوه و به هر وادی رسید اندوه
میان چشم های غرق حیرت، این عزای کیست؟
#علی_اصغر_شیری
#شهید_رئیسی
#شهید_جمهور