هدایت شده از گلچین شعر
خاکستر خورشید سرشته است به ذاتم
چون آینۀ لال، فقط خیره و ماتم
در حنجرۀ زخمی من زمزمهای نیست
دربند سکوتند، قشون کلماتم
لبهای مرا دوخته بر هم تب زندان
لبتشنهترین زمزمۀ رشتهقناتم
چون رشتهقناتی که پر از بغض گلوگیر
از هر طرفی بسته شده راه نجاتم
با بیهقی از دفتر و دیوان چه بگویم
بغض حسنک مانده به تاریخ هراتم
از هول خبر ولوله افتاد، مغولها...
از دست من افتاد قلم، ریخت دواتم
آواره شده ساقی و میخانه خراب است
پرپر شده با هر غزلم شاخهنباتم
امروز سر دار حسین بن أنالحق
فردا به سر نیزه قتیلالعَبراتم
تبعیدی احرام و کفنپوش سرِ دار
آیینۀ آبستن رَمیِجَمَراتم
از چوبخط زخمۀ شلاق تنم سوخت
محکوم صلیب است ستون فقراتم
#علی_اصغر_شیری
#عضوکانال
@golchine_sher
پاییزها دست از سر من برنمیدارند
با ابرها در چشمهایم بغض میکارند
دور و بر خانه پر است از ابر بیبرکت
در کوچهها تا صبحدم یکریز میبارند
با رعد و برقی میپرم از خواب جانکاهم
چندی است در خوابم پریها سخت بیمارند
کنج اتاق از شاخهی افتاده فهمیدم
گلهای مصنوعی هم از پاییز بیزارند
از کوچه، باران محو کرده رد پایم را
در کنج ایوان، کفشهایم شکوهها دارند
از خانه بیرون میزنم، بیهمقدم، بیچتر
دلواپس من سایههای روی دیوارند
#علی_اصغر_شیری
هدایت شده از مشاعره
هدایت شده از کتیبه تاک
ترمه های عزا، علی اصغر شیری.ogg
زمان:
حجم:
663.4K
در پای ترمه های عزا گریه می کنی
بانو! بلا به دور، چرا گریه می کنی؟
شعر: #علی_اصغر_شیری
صدا: #جواد_کیا
هدایت شده از کتیبه تاک
نگو کاشانه ای آتش گرفته
در میخانه ای آتش گرفته
دلیل اشک های شمع این است:
پر پروانه ای آتش گرفته
#علی_اصغر_شیری
#فاطمیه
هدایت شده از کتیبه تاک
#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا
پیش چشم غنچه، گل را خار زد
گل شکست و تکیه بر دیوار زد
#علی_اصغر_شیری
#فاطمیه
هدایت شده از شاعرانه
سفر ادامهی اندوه دربهدر شدن است
سفر بدون تو در اشک غوطهور شدن است
قدم گذاشتهام روی رد پای تو باز
همیشه دلخوشیام با تو یک نفر شدن است
شب است و سایهی من همنشین سایهی توست
تمام شب غم من، لحظهی سحر شدن است
کنار جاده به من باغبان پیری گفت
انار حاصل یک عمر خونجگر شدن است
تمام عمر به دنبال هم سفر کردیم
که سرنوشت سفر، عاشقانه سر شدن است
سفر مرا به کجا میبرد، نمیدانم!
همیشه مقصد من با تو همسفر شدن است
#علی_اصغر_شیری #شعر
📜 @sheraneh_eitaa
تو کوچک نیستی، جنگل فراموشت نخواهد کرد
دمیبا خاک و خاکستر همآغوشت نخواهد کرد
نشسته برف بر گیسوی جنگل، آسمان ابری است
ولی با برف و بورانش کفنپوشت نخواهد کرد
اجاق نیمهخاموشی، کنار کورهراهی دور
که سوز بادهای هرزه خاموشت نخواهد کرد
شده خون تو جاری جو به جو پای درختانش
ردای سووَشون را باغ، تنپوشت نخواهد کرد
تو کوچک نیستی، راز بزرگ جنگل و کوهی!
تو کوچک نیستی، جنگل فراموشت نخواهد کرد
#علی_اصغر_شیری
#میرزا_کوچک_خان
بعد عمری بغض پاروها امانم را برید
قایقم را دفن کردم در دل زایندهرود
#علی_اصغر_شیری
#زاینده_رود
هدایت شده از خانه ابدیات
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوک می زند پرنده باران به شیشه ها
پر می کشد دلم به هوای همیشه ها
شاعر: #علی_اصغر_شیری
_______________
|• https://eitaa.com/abadiyyat_qom
«مرا تو بی سببی نیستی» غزل بانو
«به راستی صلت کیستی» غزل بانو
تو ای عروس تغزل! میان تقدیرم
چه عاشقانه شبی زیستی غزل بانو
شرنگ بخت منی یا شراب بخت منی
بگو به طالع من چیستی غزل بانو
برای این که به طبعم بهانه ای بدهی
کنار پنجره می ایستی غزل بانو
غروب شرجی چشمت چقدر دلگیر است
چه بی ملاحظه ابریستی غزل بانو
به بامداد قسم اشک شوق طبع منی
مرا تو بی سببی نیستی غزل بانو
#علی_اصغر_شیری
#شاملو
هدایت شده از کتیبه تاک
فال حافظ را بگیر احوال حافظ را بپرس
از غزل ها حسرت و آمال حافظ را بپرس
در لسان الغیبی او، رازها ناگفته ماند
از دل شاخه نبات، اقبال حافظ را بپرس
از خروش خمره ها، از جنب و جوش خمره ها
مستیِ بیش از حدِ تمثال حافظ را بپرس
غرقهٔ بحر رمل بوده است در شطّ شراب
خط به خطِ بادهٔ رمّال حافظ را بپرس
گشته ام دیوان به دیوان، دیده ام شاهدمثال
از من شاعر فقط امثال حافظ را بپرس
فالگیری دوره گردم در شب یلدای شهر
از غزل آوازهٔ نقال حافظ را بپرس
خواجه حق بر گردن ما عاشقان دارد هنوز
گاه گاهی با تفأل حال حافظ را بپرس
#علی_اصغر_شیری
#شب_یلدا
#شعر_حافظ