هدایت شده از در محضر آیتالله میرباقری
⚡️ كسی كه در محيط ولايت دشمنان نبیاكرم(ص) زندگی میکند، او اهل دنيا و اهل لهو و لعب است؛
چه «لهو و لعب قديم» (در جاهلیت اولی) و چه «لهو و لعب جدید» (در جاهلیت مدرن).
💠 استاد سید محمدمهدی میرباقری:
«چه دنيای #جاهليت_اولی و چه #جاهلیت_مدرن، همه لهو و لعب است. لهو آن چيزی است كه انسان را از هدف بزرگتر، يعنی از خداي متعال، بازمیدارد.
اينكه میفرمايد: اي مؤمنين مالتان و فرزندتان، لهو شما نشوند، و شما را از ذكر الله باز ندارند («يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ»)، به آن معناست که هرچه ما را مشغول كند لهو است. «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ». انسان اگر در حيات دنيا بود، پير هم كه شود باز كودك است و مشغول بازی و لعب است؛ ولو مشغول مهمترين امور مثل مديريت دنيا در قرن بيست و يكم باشد؛ هم لهو است و هم لعب. (قبلاً تیلهاش کوچک بود، حالا تیلهاش کره زمین است.)
انسان بايد از دار دنيا بيرون برود و به دار آخرت وارد شود؛ «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ». در روايت ذيل آيه سوره أعلي («بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا؛ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى») فرمودهاند: حيات دنيا، ولايت دشمنان ماست و آخرت ولايت ماست.
پس، كسی كه در محيط ولايت دشمنان نبیاكرم(ص) است او اهل دنيا و اهل لهو و لعب قديم و لهو و لعب جدید است؛ فقط بازيچهها عوض میشود و اشتغالات و دلمشغولیها فرق میكند!
انسان تا وارد محيط ولايت نشود، به فضای نور و حيات و بندگی خدای متعال و به دارالحيات نمیرسد؛ كأنّه دار دنيا، دار مردگی است، لذا اهل دنيا به حيات طيبه و به آن چيزی كه آنها را از لهو و لعب نجات میدهد و به خدای متعال میرساند، رو نمیآورند.»
☑️ @mirbaqeri_ir
💢کارکردهای سهگانه و غایت اجتهاد تمدنی💢
فصل دوم
تقریر #نظریهی_اجتهاد_تمدنی؛
#استاد_عبدالحمید_واسطی
⏹ فصل دومِ جزوه #اجتهاد_تمدنی، عنوانش #کارآمدی_اجتهاد_تمدنی است:👇
فرضیه نگارنده در کارکردهای اصلی اجتهاد تمدنی، در قدم اول، تولید «علم دینی» و «علوم انسانی اسلامی»، و سپس استخراج طرح و برنامۀ «آرمانشهر اسلام» است و غایت اجتهاد تمدنی نیز ساختارسازی و فرآیندسازی برای رشد مستمر ادراک عقلی و قلبی در عموم مردم نسبت به جهان بینهایت و «حس حضور خداوند» است.
1️⃣ کارکرد اول: تولید#علم_ دینی 👇
🔹استاد واسطی در این بخش به صراحت مناطِ دینی بودن یک علم را اخذ محمول گزاره های آن، از وحی معرفی میکند.👇
«پیشفرض نگارنده در مورد تعریف علم دینی چنین است: «علم دینی، مجموعه نظاممند از گزارههای وحیانی و لوازم عقلانیِ آنهاست. »
علم دینی، علمی است که محمولات گزارههای آن، از دین گرفته شده است. یعنی در قضیۀ «هر«الف»، «ب» است»، باید محمول که «ب» است از دین گرفته شود. اما قسمت «الف»، که موضوعات و مسائل انسانی است از نقشه موضوعات و مسائل زندگی بشر گرفته میشود، البته به علاوه موضوعاتی که توسط دین اضافه میشوند (یعنی نیازها یا موضوعاتی که بشر به آنها توجه ندارد و دین او را آگاه میکند) .»
🔹سپس ایشان بیان می دارد که گزاره های عقلی محض، علیرغم اینکه مورد تأیید دین است، ولی بنا به معیاری که ایشان ارائه کرده است، علم دینی قلمداد نمی گردد.
2️⃣ کارکرد دوم: تولید #علوم_انسانی_اسلامی
ایشان در این کارکرد، علوم انسانی را مغزافزار تمدنسازی معرفی میکند و به صورت زیر به تعریف آن می پردازد:👇
پیشفرض نگارنده در مورد هویت علوم انسانی چنین است:
«علوم انسانی، علومی هستند که به فهم، توصیف و تبیین عوامل و ساختارهایی میپردازند که مولّد رفتارهای انسان در حیطههای فردی، جمعی، تاریخی، تمدنی و ماورائی است؛ و این پردازش در لایه رفتارهای تفکری، احساسی، گفتاری، و کارکردی گسترده شده و دامنۀ آن از حداقلهای لازم (قوانین) تا حداکثرهای مطلوب (اخلاق و فرهنگ) نوسان دارد، اعم از اینکه روش فهم، توصیف و تبیین در این علوم، مشاهده و تجربه باشد یا استنتاج وبرهان».
🔹سپس ایشان بر اساس تعریف ارائه شده، نمایی از هویت رشته های علوم انسانی اسلامی ارائه می دهد که سه نمونه از آن را می توانید مشاهده کنید:👇
➖بررسی ساختارها و عوامل مولد رفتارهای فردی احساسی وکارکردی به هدف تولید فکر، احساس و رفتار سالم= روانشناسی
➖ بررسی ساختارها و عوامل مولد رفتارهای جمعی کارکردی به هدف ایجاد تعادل، انسجام و پایداری اجتماعی= جامعهشناسی
➖ بررسی ساختارها و عوامل مولد رفتارهای فردی و جمعی مالی و اقتصادی به هدف ایجاد توازن بین درآمد و هزینه، عرضه و تقاضا و تولید ثروت = اقتصاد و حسابداری
🔹در نگاه استاد واسطی، ترجمه به زبان ساختارها و فرآیندها، برای ایجاد ارتباط با «اجتهاد تمدنی» است که مبتنی بر کشف ساختارها و فرآیندهاست، و نقطه عزیمت (تعریفکنندۀ مساله پژوهشی) برای حرکت به سمت تولید علوم انسانی اسلامی است.
3️⃣کارکرد سوم: تولید #مدل_آرمانشهر و مدینه فاضله (مهم)
اصلیترین کارکرد اجتهاد تمدنی، تلاش برای اکتشاف آرمانشهر مورد نظر اسلام است و تلاش برای استنباط الگوی پیشرفت به جهت تحقق این آرمانشهر و مدینۀ فاضله. این کارکرد بسیار مهم است و اگر فردی بخواهد تصویر صحیحی از اجتهاد تمدنی و تفاوت آن با اجتهاد متعارف، و ثمرات آن بهدست بیاورد، لمس و حسّ این کارکرد ضروری است.
⏹ غایت اجتهاد تمدنی: تولید ساختارها و فرآیندهای #خدا_افزا
🔹ایشان بیان میدارد که تمام تغییر و تحولات در طول تاریخ این است که بشریت به «عبودیت خالصِ فراگیر» برسد و خدا را در همه کثرات عالم #احساس کند.
🔹ایشان سپس به تعریف هویت عرفان و دین می پردازد و با بیان اینکه #عرفان، اکتشاف قلبیِ علم معادلات خلقت است و هویت دین، تشریعِ منطبق بر تکوین است، به وابستگی طرفینی #عرفان و #فقه می پردازد و عرفان را متولی کشف اسرار و باطن دین و فقه را متولی کشف روابط و فرآیندها قلمداد می نماید و در نهایت نتیجه میگیرد #فقیه_عارف که از او در روایات تعبیر به «العالم بالله و بامرالله» میشود، مجرای ولایت امر در اجتماع میگردد.
#عبدالحمید_واسطی 6
#هماندیشی_فقهحکومتی
#عقلانیت_انقلاب_اسلامی
❇️تاریخ نگارش:1399/8/13
https://eitaa.com/alimohammadi1389/۲۳۷
هدایت شده از دبیرخانه هم اندیشی فقه حکومتی
#نشست_هم_اندیشی_فقه_حکومتی
🔰دوازدهمین نشست هم اندیشی فقه حکومتی با ارائه نظریه«اجتهاد تمدنی» توسط استاد عبدالحمید واسطی
🔹پنجشنبه پانزدهم آبانماه ۱۳۹۹ ساعت ۹ تا ۱۲
🔹جلسه به صورت وبینار در فضای مجازی برگزار میگردد.
🌐لینک شرکت در نشست:
🆔https://b2n.ir/653613
🌀علاقهمندان جهت اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۱۰۰۹۳۱۰۸۱ (دبیرخانه هم اندیشی فقه حکومتی) تماس حاصل نمایند.
اجتهاد تمدنی استاد واسطی.pdf
1.98M
💢پاورپوینت اجتهاد تمدنی💢
🔹هماندیشی دوازدهم فقه حکومتی در تاریخ 1399/8/15 با ارائه استاد واسطی به انجام رسید.
🔹در این هماندیشی استاد واسطی، نظریه اجتهاد تمدنی را بر اساس پاورپوینتی که به پیوست تقدیم میشود، ارائه دادند.
🔹ارائه بسیار خوبی بود و به نظرم تمام کسانی که علاقهمند هستند که به دیدگاه استاد واسطی مسلط شوند، لازم است که صوت جلسه و این پاورپوینت را بشنوند و ببینند.
🔹فهرست پاورپوینت ارائه شده به شرح زیر است:👇
1️⃣مفاهیم پایه:
➖تعریف علم دینی و تعریف تمدن
➖تعریف اولیه از اجتهاد و فقه تمدنی
2️⃣ پیش فرض ها:
➖پارادایم «شبکهای»
➖امکان طراحی برای تمدنسازی
➖وجود ظرفیت ادله نقلی برای طراحی تمدن نوین اسلامی
3️⃣فرضیه:
➖ضرورت استظهار «فرآیندها از ادله»
4️⃣روش:
➖ گسترش مقیاس تحلیل از خُرد به کلان و ایجاد دیدِ فرآیندی
➖گسترش نظریه وضع الفاظ، به وضع برای «روح معنا»
➖استفاده از منطق سیستمها برای جمع ادله
➖گسترش «حکم فعل مکلف» به «حکم فعل فرآیندها»
5️⃣ نتایج:
➖اکتشاف نظریهها برای شکلگیری علم دینی
➖فعالسازی ابواب فقه تمدنی + توضیحالمسائل تمدنی
#عبدالحمید_واسطی 7
#هماندیشی_فقهحکومتی
#عقلانیت_انقلاب_اسلامی
❇️تاریخ نگارش:1399/8/18
https://eitaa.com/alimohammadi1389/241
💢تحلیل خوبی از دکتر موسی نجفی
در خصوص انتخابات آمریکا💢
دکتر موسی نجفی
🔰درس دیروز برای سیاست امروز
✅چگونه تغییر سران مستکبر می تواند مهم باشد ؟
🔴در زندگی امامان معصوم و دشمن شناسی آنان یک نکته قابل توجه است و آن این است که در زمان امامت یک امام ، گاهی چندین خلیفه در اثر قتل و یا مرگ و یا توطئه جا به جا شده ولی اصل خلافت و جریان باطل سر جایش می ماند۰ نکته اینجاست که هر چند ظلم و فشار با تعویض یک خلیفه همچنان باقی می ماند ، اما نفس این تغییر اشخاص ، خودش می توانست تا مدتی ولو کوتاه فضای مناسبی برای جبهه حق ایجاد نماید و ائمه علیهم السلام و شیعیان در این مواقع می توانستند برخی انسدادهای فرهنگی و سیاسی و اجتماعی را کم و یا بی اثر نمایند؛ شاهد مثال این سخن مرگ هارون و اختلاف امین و مامون عباسی است که یک دوره کوتاه و موثری برای بسط ید شیعیان ایجاد نمود ۰ نمونه تاریخی دیگر تغییر نظام اموی به دولت عباسی است که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام از خلاء قدرت و تغییر مردان سیاست، بهره و استفاده زیادی به نفع اسلام و تشیع بردند ۰
🔵 این صورت مسئله در تاریخ معاصر هم دیده می شود ؛ چنانکه در رفتن رضاخان و آمدن پسرش،محمدرضا هر چند اساس پادشاهی فاسد پهلوی تغییر ننمود ولی تا مدتها جریان مذهبی و حتی مخالفین سیاسی پهلوی ها توانستند از این تغییر اشخاص غالبا ناصالح استفاده و به بازسازی خود بپردازند ۰ شاید رمز این فضاسازی و اثر بخشی تغییر اشخاص (ولو کوتاه و موقت) این باشد که گاهی در بزنگاه تغییر سران ، افراد و سلیقه ها ، منافع شان تعارض و تداخل و تلاقی پیدا می کند و این مسئله تا مدتها آنها را به خودشان مشغول نموده و برنامه های فشار و آزار تا مدتی به تاخیر می افتد ۰ این صورت مسئله و قاعده حکومتی می تواند در تغییراتی از جنس تغییر روسای جمهوری در امریکا و هر جای دیگری قابل بررسی باشد و چنانچه برنامه ریزان استرتژیک و اجرایی کشور افرادی مستقل و عمیق و بصیر باشند ، می توانند از این رهگذر ، رخنه ( و نه وابستگی و دلخوش نمودن ) در سیاست های شیطانی دشمن ایجاد نمایند ۰
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔺انالله و انا الیه راجعون
🔹داود فِیرَحی، استاد اندیشه سیاسی دانشگاه تهران سحرگاه امروز در اثر ابتلا به ویروس کرونا درگذشت.
🔹از شنیدن این خبر واقعا شوکه شدم.
🔹هفته گذشته بود که برای مصاحبه ای تصویری در خصوص تفاوت «توسعه مدرن» و «پیشرفت اسلامی ایرانی» با ایشان تماس گرفتم ...😟
🔹با اینکه بنده پروژه فکری ایشان را متعلق به جبهه فکری روشنفکری می دانم که شاهبیت ایدهاش، #لزوم_انطباق_انقلاباسلامی با تمدن غالب مدرن است، ولی به جدّ متعقد بودم که وجود امثال ایشان که #مواجهه_نظری و #چالش_تئوریک با انقلاب اسلامی میکند، برای عرصه عقلانیت و خردورزی انقلابی بسیار مایه برکت است و زمینهی اندیشیدن جبهه فکری انقلاب اسلامی به بنیانهای انقلاب اسلامی را فراهم میسازد و مانع تبدیل شدن آنها به #کلیشه می شود.
✳️ خداوند ایشان را مورد مغفرت خود قرار دهد و به بازماندگان ایشان صبر جمیل عنایت نماید🌺
https://eitaa.com/alimohammadi1389/244
#وارده 14👇
✅ نقد حجتالاسلام و المسلمین علی نعمتی؛
عضو هیئت اندیشهورز اقتصاد و الگوی پیشرفت اسلامی
در گفتگوی اختصاصی با سایت اجتهاد
💢اقتصاد اسلامی شوخی است یا جدی است؟💢
💢از نفی اقتصاد اسلامی تا تقلید از فقه کینز و فریدمن 💢
سخنی راجع به شوخی بودن علم اقتصاد؛
کسانی که ادعا میکنند اقتصاد عقلائی است و دینی و غیردینی ندارد، باید بفرمایند که کدام اقتصاد مرادشان است؟ اقتصاد کینزی، اقتصاد نئوکلاسیک، اقتصاد کلاسیک، اقتصاد کمونیستی، انواع اقتصادهای سوسیالیستی، اقتصاد دولترفاه، اقتصاد نهادگرا، اقتصاد فمینستی، اقتصاد تکاملی یا تطوری، اقتصاد مکتب اتریش، اقتصاد مکتب تاریخی آلمان، یا … ؟ قس علی هذا دیگر علوم انسانی را.
۱- اینکه تصور میشود اقتصاد، علمی تجربی است مانند فیزیک و شیمی و لذا جهانشمول؛ ناشی از بیخبری و این پیشفرض سادهانگارانه است که ما یک دانش اقتصاد واحد و نیز علوم انسانی واحد داریم؛ این نیز به نوبه خود معلول این تصور شایع و اشتباه است که غرب مدرن و دستاوردهای آن، یک کل واحد است. در حالی که ما با مشربها و مکتبهای اقتصادی متعدد و متکثری در غرب مواجهیم که همه ادعای عقلانیت و علمیت داشته و بعضاً در تقابل با یکدیگرند. یکی بهره را عقلانی میداند و دیگری صفر بودن نرخ آن را؛ یکی بانکها را موجب توسعه و پیشرفت میداند و دیگری موجب شکلگیری گرداب پولی و ادوار تجاری و کاهش رشد اقتصادی؛ یکی مالکیت فکری را موجب توسعه اختراعات و ابتکارات میداند و دیگری یک رژیم حمایت انحصاری که مانع گسترش علم و اختراعات است؛ و … . منشأ هیچیک از این تضادها هم تعارض ادله و یا اختلاف در مبانی اصولی و رجالی نیست!!
۲- بگذریم که در همان فیزیک (و به طور مشابه، دیگر علوم تجربی طبیعی) هم، طرح نظریه کوانتوم که به اعتقاد بسیاری، باورهای کلاسیک علیت و واقعگرایی و … را به چالش کشیده و موجب خرسندی ابزارگرایان گشته است، میتواند از منظری دیگر، به معنای عدم توضیحدهندگی «پارادایم» فیزیک نیوتونی در ساحت ذرات بنیادی باشد (پارادایم، در اصطلاح فلسفه علم توماس کوهن). با این وصف کسی نمیتواند امکان ظهور یک پارادایم جدید در علم فیزیک و به عبارت دیگر، «فیزیکی دیگر» را عاقلانه نفی کند.
۳- تصور اشتباه «کل واحد» بودن غرب و دستاوردهای آن که در یک سو موجب نگاههای تفریطی توأم با تسلیم و تأیید مطلق در باب علم دینی شده، سم مهلکی است که در سوی دیگر، نگاههایی افراطی را هم به جان حوزههای علمیه ما انداخته و با طاغوت و غیر الهی دانستن «کل غرب» و دستاوردهای آن، میخواهند علوم انسانی را منحصرا از دل آیات و روایات استخراج کنند! طائفه اول را علم ناقص (و عدم آشنایی با رویکردهای بدیل یا هترودکس دانشها در غرب) به هلاکت کشانده و طائفه دوم را جهل مرکب به علوم غربی.
۴- اینکه برخی با بازکردن چند کتاب اقتصاد اسلامی متعلق به دههها پیش و مشاهده گزارشی که این منابع دست چندم از نزاع سرمایهداری و سوسیالیسم دادهاند تصور میکنند تنها نقطه افتراق این دو نظام مسأله مالکیت خصوصی است، و آن هم با نگاهی صفر و صدی یا به رسمیت شناخته شده (سرمایهداری) و یا نشده (سوسیالیسم!) و لذا گزینه دیگری که بخواهد اقتصاد اسلامی باشد قابل تصور نیست، حاوی خطایی دانشآموزی است: آنچه یک نظم و نظام اقتصادی را میسازد، مواضع اتخاذی و الگوهای پیشنهادی در طیف گستردهای از مسائل است (ماهیت دولت، نظام تأمین اجتماعی، نظام پولی و مالی، نظام ارزی، سیاستهای تجاری، اقتصاد زمین و مسکن، نظام اداری متمرکز یا فدرال، …) که اتفاقا دو نظام مزبور در برخی از آنها اشتراک دارند. تصور نسبت تباین تام میان این دو نظام، ناشی از بی اطلاعی و حاکی از عدم التفات به این نکته است که هر دو، مولود غرب مدرناند و تا پیش از عصر مدرن وجود نداشتهاند. نابخشودنیتر، تصور دو مفهوم بسیطِ در غایت تضاد از این دو نظام است که از برخی بیانات ناآشنایان به امر پیداست. بماند که همان مفهوم سنتی و بسیط مالکیت، امروز تبدیل به مفهوم مرکبی تحت عنوان «بستههای حقوق مالکیت» شده است.
۵- تصور اینکه اقتصاد علمی تجربی و جهانشمول است، از سوی دیگر، مبتنی بر فرض تمایز هستها از بایدها (یا به اصطلاح، گیوتین هیوم) و یا واقعیتها از ارزشهاست؛ که بر اساس آن همه گزارههای ارزشی و هنجاری منطقاً اثباتناشدنی و غیر«علمی» قلمداد شده و ذیل عنوان تحقیرآمیز فلسفه قرار میگیرند. این تمایز پوزیتیویستی – به رغم ایمان راسخ بسیاری از دانشگاهیان ما تا این لحظه به آن (حتی برخی دوستان اقتصاد اسلامیکار) و باور آن توسط گروهی از حوزویان – دهههاست در خود غرب فرو ریخته است (از باب مثال رجوع شود به کتاب فیلسوف آمریکایی هیلاری پاتنم: The Collapse of Fact/Value Dichotomy)؛ علوم انسانی و من جمله اقتصاد سرشار از پیشفرضهای ارزشی و اخلاقی و فلسفیاند. پروفسور فرگوسن، صاحب بهترین بیان مجمل اقتصاد نئوکلاسیک معاصر – نظریه تولید و توزیع نئوکلاسیک – خود به قول پروفسور اِمِری هانت “به ماهیت سست بسیاری از فرضهای این ایدئولوژی که در غایت امر باید مانند ایدئولوژی مذهبی قرون وسطا، تنها بر اساس «اعتقاد» پذیرفته شود، اعتراف کرده است”(۱). فرگوسن در مقدمه این کتاب مشحون از ریاضیات پیشرفته میگوید: «… قبول نظریه اقتصاد نئوکلاسیک امری است «اعتقادی». من شخصاً به آن اعتقاد دارم، لیکن در حال حاضر بهترین کاری که میتوانم برای مجاب کردن دیگران بکنم این است که آنان را به اجتهاد ساموئلسون فرابخوانم …» (۲).
۶- کلیشه شایع دوگان مکتب-علم که در کلاسها و کتابچههای اقتصاد اسلامی مکرر شنیده و دیده میشود نیز مبتنی بر همان فرض قبلی منسوخ در غرب و زنده در اوساط علمی جهان سوم است. هاسمن و مکفرسون در فصول سوم تا پنجم کتاب تحلیل اقتصاد و فلسفه اخلاق (۳) به زیبایی روشن کردهاند که آنچه اقتصاد متعارف به عنوان «عقلانیت» یا رفتار عقلائی تعریف میکند و آن را مبنای نظریهپردازی «علمی» و مدلسازی ریاضی خود قرار میدهد، خود یک «اخلاق» با انبوهی از پیشفرضهای ارزشی است. کاش روزی این کتاب همانطور که در دانشگاههای غربی متن درسی است در دانشکدههای اقتصاد ما هم تدریس شود. گویا سرمنشأ این دوگان در اقتصاد اسلامی، تقسیم مذهب/علم شهید صدر رضوان الله علیه در اقتصادنا باشد؛ لذا برخی محققان اقتصاد اسلامی این ایراد را بر ایشان وارد میدانند؛ اگرچه برخی اساتید فاضل و ارجمند و صاحبنظر در اقتصاد اسلامی با تأویل دوگان شهید صدر به دوگان مقبول حکمت نظری-عملی، ایشان را تبرئه میکنند، اما به نظر میرسد این توجیه وجیه نیست و اقتصاد بتمامه داخل در قلمرو حکمت عملی است، بشرحها فی محله.
۷- از یکسری فرمولها و مدلهای ریاضی اقتصاد که از نیمه قرن بیست به این سو رواج یافته و کمترین تأثیر را در «شکلدهی نهادهای نظام سرمایهداری» داشته است بگذریم، اگر نظری به آثار بزرگان این دانش که در دانشکدههای اقتصاد نوعاً کاری به آنها ندارند بیفکنیم خواهیم دید ایشان در همان مسندی نشسته و به همان مسائلی میپردازند که فقه ما در آن نشسته و به آن میپردازد. وقتی کینز در آخرین فصل شاهکارش نظریه عمومی که فلسفه اجتماعی خویش را تبیین میکند، نابرابری درآمدی حاصل از مالکیت ثروت را رانت خوانده و نامطلوب میداند، اما نابرابری ناشی از ساختار بنگاه اقتصادی (عمدتاً عواید سرمایه) را مطلوب میشمارد (۴)؛ یا وقتی فریدمن قائل به لزوم خارج کردن فاحشهگری و خرید و فروش مواد مخدر و ماریجوانا از ذیل عنوان مکاسب محرمه (یا غیرقانونی) میشود و با تبعیض علیه همجنسبازان مخالفت میکند؛ یا هنگامی که روتبارد از حق زن نسبت به سقط جنین و حق فرزندان به فرار از خانه – به استناد همان ادلهای که فتاوای اقتصادی خود را بر آن چیده است – دفاع میکند و صدها مسئله دیگر، آیا به مسائلی میپردازند که خروج «موضوعی» از دایره فقه دارد یا اینکه با کولیس و ریزسنج و رگرسیون به این نتایج رسیدهاند که بگوییم متد علمی متفاوتی به کار بستهاند؟
۸- علوم اجتماعی غرب که از دامن فلسفه عملی دوران اسکولاستیک متولد شده است، همان فقه تمدن غرب است و کینز و فریدمن و مارکس و ریکاردو و اسمیت و … فقهای آن، که وظایف شهروندان (بخوانید احکام مکلفین) و الگوهای رفتار فردی و جمعی آنان را اجتهاد میکنند. امام راحل ما هم فرمود فقه تئوری اداره انسان از گهواره تا گور است. اگر فقه ما از عرصه اجتماعیات پاپس کشد، عمل مردم و حیات اجتماعی آنان که تعطیل نمیشود؛ بانک و بیمه و مالیات و تأمین اجتماعی که تعطیلبردار نیست؛ لاجرم باید از فقیهان تمدن غرب تبعیت کنند؛ چنانکه برنامههای دو دولت دوره دفاع مقدس بر اساس فتاوای مارکس تنظیم شد و دوره سازندگی با فتاوای کینز و اخلافش؛ و مردم ما به این هوا که همه چیز اسلامی شده است.
۹- آسیبی که فقه ما را به اندرون خانه کشانده (اگر اندرونی هم بماند)، و عرصه اجتماع را به فقهای تمدن غرب واگذار کرده، متوجه رویکردی به فقه است که گاه آن را فقه فردگرا و گاه جزءگرا میخوانند و در مقابل آن به لزوم فقه حکومتی، فقه نظام و تمدنی و … اشاره میکنند. غافل از اینکه تفاوت این دو رویکرد بالفعل و بالقوه، تفاوت در کانون نگاه نیست که فرد باشد یا جامعه و نظام؛ بلکه تفاوت در ابزار و دستمایههای فقاهت است. با ابزارهای فقه سنتی اگر سراغ مسائل نو هم بروند، میشود بانکداری ظاهرا اسلامی و به واقع ربوی اضعافا مضاعفهی کنونی که با تمسک به اطلاقات و عمومات، کمتر مسألهای است که شورای فقهیاش توان تصحیح و شرعی کردن آن را نداشته باشد. مشکل فقه در «ورود به موضوعات» و اقتصاد و علوم اجتماعی است، همه بیرون گود نشستهاند و میخواهند لنگش کنند! آنهم با کلیاتی مانند قاعده عدالت و مصلحت و … که میتواند تیشه به ریشه فقه امامیه بزند. چارهای از این نیست که فقیه ما اقتصاد بخواند تا با استغنای از درآویختن به طناب پوسیده کارشناس، خود مجتهد در موضوع و متجزی در فقه الاقتصاد شود.
۱۰- تصور علمی و عقلائی بودن اقتصاد، از حیث دیگر، ناشی از این فرض قدیمی در فلسفه علم است که علوم بشری ماهیتی انباشتی و تکاملی دارند. توماس کوهن، فیزیکدان و فیلسوف علم آمریکایی در کتابش ساختار انقلابهای علمی اساساً این برداشت سنتی را به نقد کشیده است. این تازه غیر از نکته دقیقتر در شناخت جریانهای مختلف علمی در هر یک از علوم انسانی – بهویژه اقتصاد – است که چگونه در میان آنها یکی تبدیل به «جریان غالب» یا mainstream میشود، اتفاقی که نمیتوان بدون تمسک به تحلیلهای اقتصاد سیاسی مرتبط با «حرفه و صنعت آکادمیا» و منافع «ایدئولوژی سرمایهداری» آن را تبیین کرد. چرا باید در میان این همه جریانهای اقتصادی قدرتمند، اقتصاد نومینالیستی کینزی در کتابهای درسی این رشته و دانشکدههای اقتصاد دنیا عرضه شود؟ بر آشنایان امر پوشیده نیست، که مسئله چیزی غیر از غلبه و قوت علمی است.
۱۱- دیگر اینکه از باب قاعده عدم الوجدان لایدل علی عدم الوجود، کسانی که چیزی را نیافتهاند نمیتوانند داعیهدار نبود آن باشند؛ به خصوص در این مقام، که بسیاری از گویندگان فاقد تخصص در امر و جاهل نسبت به دانش اقتصادند. به نظر میرسد تقوای علمی و شرط عدالت برای احتراز از این دست خطاها کفایت کند.
۱۲- به امید روزی که دانشمندان ما، همچون علمای قرون متقدم اسلامی که با احاطه بر لغات ملل اجنبی – از یونانی و سریانی و عبرانی گرفته تا پهلوی و سانسکریت – حکمت و دانشهای آنان را فراگرفته و با تمیز سره از ناسرهاش در هاضمه قوی فکر اسلامی، آن بنای باشکوه از علم و تمدن را ساختند، با فراگیری زبانهای علمی روز دنیا، با خرد نقاد متکی به آموزههای اهل البیت علیهم السلام [نه با تأیید دربست ناشی از وادادگی و نه با نفی مطلق حاکی از تصلب و تحجر] علوم بهویژه انسانی غربی را پالایش کرده و ساختمان عظیم تمدن نوین اسلامی را برپا کنند.
نویسنده: حجتالاسلام علی نعمتی، دکترای اقتصاد و عضو انجمن اقتصاد اسلامی حوزه علمیه قم
———————————————–
پینوشت:
(۱) ای. کی. هانت، تکامل نهادها و ایدئولوژیهای اقتصادی، ص ۳۷۶.
(۲) C. E. Ferguson, (1969). The Neoclassical Theory of Production and Distribution. London: Cambridge University Press, p. xv-xvi.
(۳) D.M. Hausman and M.S. McPherson (1996). Economic analysis and moral philosophy, New York, NY: Cambridge University Press.
(۴) John Maynard Keynes (1936). The General Theory of Employment, Interest and Money. New York: Harcourt, Brace. p. 374.
https://eitaa.com/alimohammadi1389/247
#وارده ۱۵👇
✅ نقد حجتالاسلام و المسلمین امین اسدپور؛
مدرس حوزه علمیه قم
💢اقتصاد اسلامی شوخی است یا جدی است؟💢
هدایت شده از عقل بی آرام (تاملات پراکنده امین اسدپور)
نقد عقلائی دانستن اقتصاد سرمایه سالاری Alfaegh99 001.mp3
12.03M
عقلائی دانستن مطلق #اقتصاد_کاپیتالیستی شوخی است.
فایل صوتی بخش پایانی جلسه اول درس الفائق که به نقد بیانات آیت الله علوی بروجردی پرداخت شد، تقدیم می گردد.
تاریخ ارائه یکشنبه 1399/07/13
https://eitaa.com/amin_asadpour