eitaa logo
مَن‌أنا؟:)
251 دنبال‌کننده
423 عکس
70 ویدیو
0 فایل
اصل‌ماجرا؛ به‌دنبال‌خود... اگه خواستی یه چیزی‌بگی؛ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_f0yeqf&btn=برای.ریحانه +نفسِ‌عمیق برای ادامه‌ی بقا☁️
مشاهده در ایتا
دانلود
مَن‌أنا؟:)
...❤️‍🩹
ارغوان این چه رازیست که هرسال بهار با عزایِ دل ما می آید؟... سایه
یازدهِ صفر یکِ صفر پنج
دو تا دوست داشتنی🫀✨
مَن‌أنا؟:)
و موبدی سمت چپش و فرد خردمندی هم سمت راستش وایستاده یکیشون به سمت سام میاد و میگه از خدا خجالت نمیکش
سیمرغ زال رو آورد گذاشت پیش باباش خلاصه گفت سام ، جون تو و جون این بچم، با چنگ دندون بزرگش کردم، خداحافظ . سام یه نگاه به پسرش کرد گفت نه، به به تو شایسته تاج و تخت پادشاهی کیانی هستی به به منو ببخش باباجان گذشته ها گذشته دیگه آره یه لباس پهلوانی هم تن پسرش کرد باهم از کوه اومدن پایین اسم زال رو گذاشتن( زال زر) من نمی دونم هر کی میاد رو این بچه یه اسم میزاره میره همراهان سام با خوشحالی اومدن سمت زال‌زر و خلاصه با بزن و بکوب راه افتادن سمت شهر. این خبر به گوش منوچهر رسید(شاه) منوچهر دو تا پسر به اسم های نوذر و زرسپ داشت نوذر رو به سمت سام فرستاد و گفت برو بهش بگو قبل از اینکه برن زابلستان بیان اینجا من می خوام زال رو ببینم ؛ وقتی رسیدن پیش منوچهر شاه سام‌رو آورد کنار تختش نشوند و گفت زال رو بیارین زال هم که شسته رفته شده بود تمیز مرتب آقا با لباس پهلوانی منوچهر گفت به به آقا به‌به، سام! به این از گل نازک تر نگی ها! از چهره اش معلومه چه آینده قشنگی داره اصلا عظمت تو چشاش موج می زنه قشنگ ببر راه و روش زندگی یادش بده سام هم نشست تموم ماجرا رو به شاه گفت منوچهر جان جونم برات بگه که ... منوچهر هم گفت آقا اون ستاره شناسا رو بیارین ببینم آینده ی این بچه چیه کلا هرچی میشه ستاره شناس اونام اومدن شروع کردن که آقا زال قراره پهلوونی نامدار و سربلند بشه منوچهر هم کیییف کرد ها گفت به به بیا آقا لباس شاهانه و طلا و جواهر و اسب تازی ... خلاصه که در گنجه رو باز کرده و نزل و بخشش به سام و زال . داشتن می رفتن گفت نه نه صبر کنین اومد یه قرار داد نوشت حکومت شرق ایران از دریای چین تا دریای بست رو داد به سام و زال مهرش هم کوبید و تمام مردم سیستان از اومدن زال خیلی خوشحال بودن خبر آینده ی زال همه جا پیچیده بود شهر رو آزین بسته بودن و رفتن استقبال سام هنر های زیادی به زال‌زر یاد داد کلا شده بود عزیز دردونه اش از قسمت بعدی وارد بخش جدید از شاهنامه میشیم اولین عاشقانه ی شاهنامه منتظر باشین ادامه‌داره...
مَن‌أنا؟:)
...۵دی
برگردون به پنج‌دی‌ صفر‌چهار *از عکس های خاک گرفته‌ی گالری
مَن‌أنا؟:)
برگردون به پنج‌دی‌ صفر‌چهار *از عکس های خاک گرفته‌ی گالری
اما بنظر من همین خاطرات خوبن که با ساخته شدنشون شمع زندگی رو تو دلا روشن نگه‌داشتن تا ببینیم چی میشه
از این عکسای اینجوری🦦🤌🏻