eitaa logo
علامه طباطبایی ره
18.2هزار دنبال‌کننده
445 عکس
83 ویدیو
3 فایل
شرح احوالات و تفکرات عارف و فیلسوف بزرگ قرن حضرت استاد علامه طباطبایی ره شادی روحش #صلوات راه حمایت از کانال: ۵۸۹۲۱۰۱۳۰۸۱۵۷۲۶۸ جعفری. بانک سپه ارتباط و تبادل @samad10011
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ ✅ماجرای جالب دیدار علامه طباطبایی با آیت الله طالقانی در زندان سيد محمد صادق قاضي طباطبايي فرزند مرحوم آيت الله حاج سيدحسين قاضي طباطبايي - عالم نامدار معاصر- از مبارزان ديرين انقلاب، خاطره اي از علامه طباطبايي بيان داشتند که تقديم مي گردد: «من حقير چند صباحي در زندان در خدمت مرحوم آيت الله سيد محمود طالقاني(ره) و مرحوم دکتر يدالله سحابي و پسر ايشان مهندس سحابي و مرحوم مهندس بازرگان و عده اي از مبارزين قبل از انقلاب بودم. در سال 1342 شمسي مرحوم پدرم آيت الله سيد حسين قاضي طباطبايي به اتفاق مرحوم علامه طباطبايي و مرحوم آيت الله حاج ميرزا حسن مقدس تبريزي که این اواخر امام جماعت مسجد اعظم قلهک بود، آمدند به ديدن حقير. زندان قصر درب ورودي داشت. دربي هم به خيابان باز مي شد و وسط کريدوري بود. درب ديگر وارد محوطه زندان تا بيايند به زندان شماره 4 تفتيش بدني به عمل مي آوردند. هم زمان عده اي از طلاب قم به قصد ديدار با آيت الله طالقاني از درب خيابان وارد شده بودند. در جيب يکي از اين طلاب مقداري اعلاميه امام خميني بود که اگر مي گرفتند طرف را بازداشت و شکنجه آن چناني در انتظارش مي بود. پدر من حقير متوجه مي شود و به آن طلبه مي گويد آنها را بده به من! اطاق شلوغ بود و کسي قبل از تفتيش کاري نداشت. طلبه امساک مي کند. پدرم مي گويد شما نمي دانيد اگر بگيرند چه بلائي سر انسان مي آورند. راه برگشت هم وجود نداشت. مرحوم علامه متوجه اين گفت وگو مي شوند و به آن طلبه مي  گويند: آقاي قاضي مي گويند بده، شما اعلاميه ها را بده! به بقيه امر کاري نداشته باش! ناچار آن طلبه با کراهت اعلاميه ها را به پدرم مي دهد و ايشان در جيب خود قرار مي دهند. مرحوم علامه به من فرمودند: ما يک به يک که وارد محوطه مي شديم جيب ما را با دست لمس کردند اگر کاغذي وجود داشت مي گفتند در آوريد. ما را بازرسي کردند و وارد شديم تا نوبت پدر شما که شد ما هم نگران بوديم مامور مربوطه حتي به عياي ايشان هم دست نزد و گفت شما بفرمائيد. آمدند ملاقات انجام گرفت و برگشتند. از قضا هم مرحوم علامه و هم مرحوم پدرم با مرحوم آيت الله طالقاني از قم آشنايي داشتند و بسيار با هم گفت وگو کردند. من پس از استخلاص هرچه از پدرم پرسيدم چطور شد که شما را تفتيش نکردند پاسخي ندادند. پس از وفات مرحوم پدرم روزي کتب و يادداشت هاي ایشان را در حضور حضرت علامه و مرحوم آيت الله حاج ميرزا حسن مصطفوي بازبيني مي کرديم، به ورقه اي برخورد کرديم که در آن از قول استادشان حاج سيد علي قاضي طباطبايي، آن عارف بلند مقدار نوشته بودند اگر خوف داشتيد از ناحيه کسي به شما ظلمي برسد و مورد آزار و اذيت قرار گيرد ده تا از حروف مقطعه قرآن را بخوانيد و با هر حرفي يک انگشت خود را به بنديد نزديک او که رسيديد دست ها را باز کنيد. انشاءالله از شر او ايمن مي مانيد! آن ده حرف هم اين است: ک- ه   - ی - ع - ص - ح - م- ع- س - ق به نظرم پدر از چنين رمز و رازي بهره برده بودند. نه در اختر حرکت بود و نه در قطب سکون گر نبودي به جهان خاک نشيناني چند به نقل از: خبرگزاری فارس برای شنیدن ناگفته هایی ناب از علامه طباطبایی(ره)، به کانال علامه طباطبایی بپیوندید🔰 _____________ 🌷شادی روح علامه طباطبایی ره صلوات👇 https://eitaa.com/joinchat/3198156911C12d6d8964a
۱۹ شهریور ۱۴۰۳
30.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸 شرح حدیثی درباره نماز شب: 🔹شرح حدیثی از امام صادق(علیه‌السلام) درباره فضیلت و نقل توصیه آیت‌الله حاج میرزا علی آقای قاضی به علامه طباطبائی توسط رهبر انقلاب در ابتدای درس خارج فقه. ۱۳۹۸/۱۱/۱۴ 🗓۶ ربیع الاول، سالروز درگذشت آیت‌الله حاج میرزا علی آقای قاضی ___ 🌷شادی روح علامه طباطبایی ره صلوات👇 https://eitaa.com/joinchat/490209349C8c72616880
۲۰ شهریور ۱۴۰۳
    ‌ ✅ علامه طباطبایی(ره): به احترام استادم، تا به حال عطر نزده ام! علامه طهرانی(ره): استاد ما (علامه طباطبایی) نسبت به استاد خود مرحوم(سید علی قاضى‌) علاقه و شيفتگى فراوانى داشت، و حقّاً در مقابل او خود را كوچك مى‌ديد؛ و در چهره مرحوم قاضى يك دنيا عظمت و ابَّهت و اسرار و توحيد و ملكات و مقامات مى‌جست. من يك روز به ايشان عطر تعارف كردم، ايشان عطر را بدست گرفته، و تأمّلى كردند و گفتند: دو سال است كه استاد ما مرحوم قاضى رحلت كرده‌اند؛ و من تا به حال عطر نزده‌ام. و تا همين زمان اخير نيز هر وقت بنده به ايشان عطرى داده‌ام؛ دَرِ آنرا مى‌بستند و در جيبشان مى‌گذاردند. و من نديدم كه ايشان استعمال عطر كنند، با اينكه از زمان رحلت استادشان سى و شش سال است كه مى‌گذرد. و عجيب است تساوى و توازن مدّت عمر علّامه با استادشان مرحوم قاضى؛ چون مدّت عمر مرحوم قاضى هشتاد و يك‌ سال بود، و مدّت عمر علّامه نيز هشتاد و يك سال است. 📔 مهر تابان، تالیف آیت الله سید حسین حسینی طهرانی ________________ 🌷شادی روح علامه طباطبایی ره صلوات👇 https://eitaa.com/joinchat/490209349C8c72616880
۲۰ شهریور ۱۴۰۳
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ ▪️در مکتب سید الشهدا ما عاشق شهادت می شویم و در این راستا چیزی جز زیبایی نمی بینیم سید مقاومت «شهید سید حسن نصرالله» ___ 🌷کانال علامه طباطبایی ره در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/490209349C8c72616880
۷ مهر ۱۴۰۳
دختر علامه طباطبایی: 🔸 زمانی که با پدرمان به حرم حضرت معصومه (س) می‌رفتیم و سلام می‌دادیم رو به ما می‌کرد و می‌گفت جواب سلام حضرت را شنیدید؟ ____ 🌷شادی روح علامه طباطبایی ره صلوات👇 https://eitaa.com/joinchat/490209349C8c72616880
۲۲ مهر ۱۴۰۳
✅ علامه این کتاب‌ها را می‌بوسید! ▫️خداوندِ رفيع الدّرجات، درجات مرحوم علاّمه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه را عالى‌تر بفرمايد. او وقتى كتاب روايت را به دست مى‌گرفت، آن را مى‌بوسيد. اگر درون قفسه كتابى، كتاب روايت وجود داشت، طورى مى‌نشست كه پشت به كتاب روايت نباشد. در جلساتى كه در منازل اهل علم تشكيل مى‌شد، بسيار مواظب بود به قفسه كتاب‌ها پشت نكند و به كتاب‌هاى روايى، كم‌ترين بى‌احترامى نشود. علاّمه طباطبايى(رحمه الله)، گوهرشناس بود و قدر پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امامان معصوم(عليهم‌السلام) را مى‌دانست؛ از اين رو جلد كتاب روايت را مى‌بوسيد و معتقد بود كه اين كتاب به صاحبش انتساب دارد. مگر چوب درگاه حضرت معصومه(عليها السلام) با چوب درهاى ديگر فرق مى‌كند؟! چوبِ در حرم حضرت معصومه(عليها السلام)، به وجود مقدّس حضرت انتساب دارد. اگر كسى به قصد شفا، حتّى خاك پاى زائران حضرت معصومه(عليها السلام) را به چشم بكشد، اشتباه نكرده است. اگر معرفت داشته باشيم، مى‌فهميم كه مقام اين بزرگان تا چه اندازه والا است. فهم ما كجا و مقام امامان معصوم(عليهم السلام) كجا؟! 📚 آفتاب ولایت، مصباح یزدی، ص49 ___________________ 🌷شادی روح علامه طباطبایی ره صلوات👇 https://eitaa.com/joinchat/490209349C8c72616880
۲۲ مهر ۱۴۰۳
📷  تصویری که گفته می شود مربوط به دوران کودکی علامه طباطبایی(ره) است. محمد حسین در سمت راست مرحوم پدرشان و محمد حسن در سمت چپ ایشان ایستاده اند. خدایشان رحمت کناد! ____ 🌷شادی روح علامه طباطبایی ره صلوات👇 https://eitaa.com/joinchat/490209349C8c72616880
۲۲ مهر ۱۴۰۳
از حضرت علامه طباطبایی ره سوال کردم درباره راه ملاقات با حضرت امام زمان (علیه‌السلام). فرمودند: زیارت آل یاسین خواندن. دو تا آل یاسین داریم: یکی مختصر، یکی مفصل. دومی که مفصل است موثرتر و مفصل‌تر و زیباتر است. 📔 اقیانوس علم و معرفت، محمد کریم پارسا، ص67. ____ 🌷شادی روح علامه طباطبایی ره صلوات👇 https://eitaa.com/joinchat/490209349C8c72616880
۴ آبان ۱۴۰۳
‍ ✅ توصیه علامه برای تشرف به محضر امام زمان(عج) آیت الله سعادت پرور از شاگردان مرحوم علامه طباطبایی: از علامه طباطبايي(ره) سوال كردم: «آيا امكان تشرف به محضر امام زمان(عج) وجود دارد و در صورت امكان چه اعمال و دستوراتي تشرف را حاصل مي كند؟» ايشان فرمودند: در اين مورد، رعايت سه مطلب ضروري است: - براي ديدار امام زمان(عج) بايد بسيار باتقوا و پرهيزكار بود. - بايد محبت، عشق و معرفت فرد زياد باشد. البته هرگز كسي نخواهد توانست به حدي معرفت كسب كند كه درخور امام زمان(عج) باشد، اما مي توان در حد توان نسبت به اين مسئله تلاش كرد. - مداومت كردن بر يكي از زيارت هاي مشهور. خود ايشان در اين مورد زيارتي را كه با «سلام علي آل ياسين» آغاز مي شود توصيه مي فرمودند. منبع: سایت منتظر ____ 🌷شادی روح علامه طباطبایی ره صلوات👇 https://eitaa.com/joinchat/490209349C8c72616880
۴ آبان ۱۴۰۳
✅ امام زمان (عج) در لباس پاسبانی! علامه طباطبایی برای یکی از شاگردان خود حکایتی را بدین شرح نقل کرده است: در ایامی که از نجف بازگشته و در تبریز به سر می­‌بردم در یکی از روزها از طرف مرحوم زنوزی قاصدی آمد و مرا احضار کرد، چون خدمت ایشان رسیدم فرمود: فلانی (منظور علامه طباطایی است) ماجرایی پیش آمده که در کم و کیف آن مبهوتم. ▫️چند روز در منزل کار بنایی داشتیم، بنّا با شاگردش مشغول کار بودند، کارهای دقیق شاگرد توجه­ام را جلب کرد، می­ دیدم کارهایش را به خوبی انجام می­ دهد و نمی­خواهد وقت تلف شود. ظهر که استادش برای صرف نهار به منزل می­رفت در همان محل کار می ماند و ابتدا تجدید وضو می­ کرد و نمازش را در اول وقت می‌خواند. سپس دستمال کوچک خویش را باز می­نمود و غذای ساده­ ای که با خود آورده بود می­خورد و بلند می­شد و مقدمات کار را فراهم می­کرد تا استادش برسد و وقتی استاد می­آمد با تلاش زیادی همراه وی کار را ادامه می‌داد. ▫️در یکی از روزها بنّا به وی گفت برو از همسایه نردبانی بگیر و بیاور! جوان رفت ولی بر خلاف انتظار، دیر آمد و لذا هنگام عصر که استادش به خانه رفت، نزد وی رفته و ضمن احوال‌پرسی از او پرسیدم: در آوردن نردبان انتظار نبود که تاخیر نمایی، چرا دیر کردی!؟ جوان کارگر لبخندی زد و گفت: دلیل دیر آمدنم تنگی کوچه بود و اگر مواظبت نمی­‌کردم ممکن بود دیوارهای مردم بر اثر برخورد با نردبان خراش برد. آقای زنوزی ادامه دادند: از پاسخ قانع‌کننده این جوان بیش از پیش متعجب شدم، از او پرسیدم آیا می­‌شود امام زمان (عج) را دید؟ بلافاصله با حالتی کاملا عادی گفت: بلی انفاقا این هفته به تبریز تشریف آورده بودند، پرسیدم لباس امام چگونه بود؟ پاسخ داد: به لباس پاسبانی بودند! ▫️مشکل مرحوم زنونی که سبب حیرت او شده بود همین نکته بود و از این جهت علامه طباطبایی را خواسته بود تا از او بپرسد چگونه می­‌شود امام زمان به لباس پاسبانی باشند؟ علامه پاسخ می­دهد: همه عالم از آن حضرت مهدی (ع) است و لذا برای آن حضرت مکان و یا لباس و شبیه اینگونه مسائل مشکلی ایجاد نمی­کند. محمدهادی فقیهی که این داستان را از زبان علامه شنیده است می­گوید: از معظم‌له درباره صحت این داستان نظرخواهی کردم، ایشان فرمودند: قرائن به گونه‌ای است که قضیه حقیقت داشته و او از جوانانی بود که امام زمان (عج) را می‌دیده است. سپس علامه طباطبایی افزوده است: با توجه به اینکه نشانی آن جوان را داشتم به سراغش رفتم ولی متاسفانه موفق به یافتنش نشدم. 📚گلی زواره، غلامرضا. جرعه­ های جانبخش: فرازهایی از زندگی علامه طباطبایی. موسسه فرهنگی انتشاراتی حضور. ص277 ____ 🌷شادی روح علامه طباطبایی ره صلوات👇 https://eitaa.com/joinchat/490209349C8c72616880
۴ آبان ۱۴۰۳
✅ راز و رمز موفقیت علامه طباطبایی از نگاه آیت الله جوادی آملی «قرآن اين هنر را دارد که انسان ها را بپروراند البته به شرطي که انسان در تکاثر زندگي نکند و در اختيار کوثر باشد،زيرا کسي که اهل تکاثر است به يقين نمي تواند کوثر را درک کند.انسان بايد بداند که در دنيا زندگي مي کند يا در زمين و مادامي که انسان در دنيا باشد فقط يارانه مي گيرد اما اگر در زمين باشد همانند علامه طباطبايي فرشته‌ها هميشه بر او آيات الهي را هديه مي‌آورند و با آيات الهي زندگي خواهيم کرد. حضرت علامه سعي کرد تا در دنيا زندگي نکند، از همين رو عناوين اعتباري براي اين عالم ديني جذابيت و جاذبه نداشت.ايشان اعتقاد دارند که اگر کسي مي خواهد در خدمت قرآن باشد بايد زندگي خود را قرآني کند. حيات طيّب اين است که انسان تمام نيازهاي روز را فهرست کند و به پيشگاه قرآن کريم ببرد و از قرآن کريم هم جواب بگيرد سپس جواب اين نياز را با گفتار يا نوشتار به جامعه منتقل کند تا مظهر هو الحي الذي لا يموت شود.» ____ 🌷شادی روح علامه طباطبایی ره صلوات👇 https://eitaa.com/joinchat/490209349C8c72616880
۱۳ آبان ۱۴۰۳
✅ از ویژگی‌های علامه طباطبایی این بود که به هیچ وجه کمکی از افراد، حتی از فرزندانش قبول نمی‌کرد. یکی از بزرگان حوزه نقل می‌کرد: تاجری نیکوکار برای تهیه مسکن علامه مبلغ قابل توجهی پول توسط من برای علامه فرستاد. پول را به نزد ایشان بردم، فرمود: خدا جزای خیرش دهد، ولی فعلاً مبلغی ارث پدری به من رسیده و از سهم امام مصرف نمی‌کنم. پول را برگرداندم، ولی آن بازرگان گفت: بگو هدیه است؛ نه سهم امام! برگشتم، دوباره استاد علامه فرمود: فعلاً نیاز ندارم. برای بار دیگر ماجرای پول را به صاحبش گفتم، او در پاسخ گفت: به آقا بفرمایید که پول خدمتتان باشد، به هر کس که می‌خواهید بدهید و هر جا که صلاح می دانید، مصرف کنید! به علامه عرض کردم، فرمود: من نمی‌توانم، خودت می دانی! و پول را برگردانید. با توجه به این که سال‌ها منزل نداشت و مستأجر بود، خانهٔ مسکونی خود را با قیمت همان ملک موروثی تهیه کرده بود. یکی از فرزندانش نقل می‌کرد: از خدا می‌خواستیم پدر چیزی را از ما قبول کند. گاهی بستهٔ اسکناس را خدمت او می‌گذاشتیم با اصرار حتی پنج ریال هم بر نمی‌داشت. مناعت طبع عجیبی داشت. در آخر عمر با کسالت از سفر مشهد برگشت و چون پزشکان توصیه کردند، باید در جای مصفایی استراحت کند، در تابستان باغی در احمد آباد دماوند اجاره کردم و پولش را پرداخت کردم تا آقا در مقابل عمل انجام شده قرار بگیرد. آقا پس از سه روز اقامت، مرا خواست و پرسید: اجاره‌اش چند است؟ گفتم مهم نیست، اصرار کرد که: می‌خواهم بدانم که می‌توانم پرداخت کنم یا نه؟ گفتم پرداخت کرده‌ام، فرمود: یا پول را بگیر یا از این جا می‌روم! و آخر هم مجبور شدم که بگیرم ✍نظری
۱۳ آبان ۱۴۰۳