هدایت شده از نُور؛
.
نیزهها بالا،
نیت کنید؛
قُربتا الی الله.
کسی فریاد میزند نیزه نشد، سنگ، نشد آجر، نشد کلاهِ خودش را، کلاهِ خودِ بسیجی را، دو دستی بالا ببر و به اندازهی دلارهایی که در حلقوم حرامخوارت ریختهاند بکوب بر سرش. اصلا لگد بزن. خودت را به زور از لابلای جمعیتی که دورهاش کردهاند برسان بالای سرش، تمام عقدههایت را از جد و آبادِ نداشته ات توی پاهایت بریز و لگد بزن توی صورتش. بگذار خون بگیرد خیابان را اصلا ، چه میشود مگر؟؟ این تنِ زیر دست و پا افتاده کارش تمام است دیگر. یک وقت فکر مادرش را نکنی. نه ، تو لگدت را بزن و برو. بگذار حساب کار دست بقیه بیاید. حالا قد و بالای این تنِ زیر دست و پا افتاده درهم بشود چه میشود مگر؟ کمر مادرش خم بشود چه میشود مگر؟ زبان همسرش لکنت بگیرد چه میشود؟ طفلش نارس بدنیا بیاید چیزی نمیشود. تو تکهتکه کن تن زیر دست و پا را ...
نیزهها بالا نیت کنید؛ قُربتا الی الله...
هزار و چهار صد سال قبل؟
نه!
نیزه همان نیزه است و حرامی همان.
راستی خدایی که اینها تقرب میجویند بهش چه شکلیست؟ کت و شلوار میپوشد؟ با صورتی پیرو چروکیده و موهایی زرد؟ یا شاید هم موهای کم پشتی دارد که خاکستری رنگاند با صورتی که به خونمُردگی میزند بس که خونِ بیگناه به خود دیده؛ شکلهاشان تغییر کرده فقط. نیزه همان است و حرامی همان. خدایانشان هم!
.
✍رآحِل *
مدتی بود که ذهنم را مشغول کرده بود و لحظه ای نبود که به آن فکر نکنم، دوست داشتم تولد 17 سالگی که تقریبا مصادف شده بود با ولادت شما،بینالحرمینِ کربلا باشم و سال جدید زندگیام را در محضر شما شروع کنم، اما نشد،قبول نکردی، نخواستی مارو،
نمیدونم نیومدنم برای کدوم گناه منه..
ولی، تو امام حسین حر بودی..
جنس بد مارو خریدار باش
آبروی بی آبرو ها..
ما رو دور ننداز عزیزدلم،
ما بدون شما هیچیم، هیچ
شب تولد من، همون شبیه که میبینمت..:)
از تو دوریم، به یاد تو سخن میگوییم؛💔
به وقت؛11/2
@allnahit