همون کسی که بیشتر از همه دوستش داری، اخرش بهت یاد میده،
دیگه هیچ وقت کسی رو اینجوری
دوست نداشته باشی.!:)
یه سری خاطرات هست که آدم
خجالت میکشه حتی تو خلوت
خودش مرورشون کنه چون
از خودش خجالت میکشه،
از حماقت زیاد، از خریت بیانتها،
از اهمیت دادن به آدمای بی لیاقت...
برای هر کسی، یه اسم توی زندگیش هست
که تا ابد هر جایی اونو بشنوه،
ناخودآگاه برمیگرده به همون سمت؛
یا از روی ذوق، یا از روی حسرت، یا از روی نفرت.
مقایسه، دزدِ خوشبختیه.
اگه خودت رو با دیگران مقایسه کنی،
دیگه هیچوقت خوشحال نیستی
واسه داشته هات شکر گذار وخوشحال باش..
بعضىوقتها...
دفعهی بعدی وجود نداره.
بعضىوقتها شانسهای دومى وجود نداره، بعضىوقتها يا الانه یا هیچ وقت..
داشتم فکر میکردم وقتی یکی ترکمون میکنه و میره
چرا در به در دنبالشیم که برگرده؟
برگرده که چی اصلا؟
کنارمون خوشحال نبود که رفته،
دوستمون نداشته که رفته،
برگرده که چی بشه؟!
دوباره بیاد و بهمون بفهمونه که دوست داشتنی نیستیم؟