ما آدمهای احمقی نبودیم، ساده بودیم
و از روی سادگی به احمقها اجازه دادیم
تا در زندگیمان دخالت کنند!
همیشه ام احترام , احترام نمیاره ها ، بعضی وقتا توهم و غرور میاره و باعث میشه طرف فکر كنه خیلی ادم مهمیه.
چه فایده ای داره نگران من باشی ولی از من دفاع نکنی، خیلی دوستم داشته باشی اما منو نفهمی، جای خالیمو حس کنی اما سراغم رو نگیری.
هیچوقت بهت نگفتم چقدر دارم اذیت میشم، نگفتم بهت چقدر باعث شدی قلبم مچاله بشه تو خودش و اشک بریزه، نگفتم کاری کردی که دیگه نتونم به کسی حس پیدا کنم و بهش محبت کنم، حتی از اون شبایی که میتونستی فقط با حرف زدن باهام حالمو خوب کنی ولی بجاش غمی شدی روی بقیهیِ غمام هم چیزی نگفتم، من هیچ کسِ زندگی تو بودم و تو تموم روز و شبایِ من بودی.
آدم بیدلیل یه آهنگو دوبار گوش نمیکنه،بیدلیل دوبار به چشمای هیچکس نگاه نمیکنه، بیدلیل به یک نفر دوبار فرصت نمیده، هیچ تکراری بیدلیل تبدیل به تکرار نمیشه.
تو برای من همونی هستی
که هیچ وقت ازت سیر نمیشم،
اولمی،
آخرمی،
دیروزمی،
امروزمی،
فردامی،
تو همونی هستی که وقتی به صورتش نگاه میکنم برای بودنش خداروشکر میکنم.
منو از تنهایی نترسون که تا دلت بخواد داشتم روزا و شبایی رو که اشکامو دستای خودم پاک کرد، سرم روی شونههای خودم رفت و خودم به خودم دلداری دادم.
دیدی وقتی
یه جوجه وابستت میشه
هر جا میری دنبالت بدو بدو میاد
و در نهایت ناخواسته زیر پات له میشه؟
قصه زیادی دنبال آدما بودن هم همینه :)
هرچیزی زیادش بد است