تو برای من همونی هستی
که هیچ وقت ازت سیر نمیشم،
اولمی،
آخرمی،
دیروزمی،
امروزمی،
فردامی،
تو همونی هستی که وقتی به صورتش نگاه میکنم برای بودنش خداروشکر میکنم.
منو از تنهایی نترسون که تا دلت بخواد داشتم روزا و شبایی رو که اشکامو دستای خودم پاک کرد، سرم روی شونههای خودم رفت و خودم به خودم دلداری دادم.
دیدی وقتی
یه جوجه وابستت میشه
هر جا میری دنبالت بدو بدو میاد
و در نهایت ناخواسته زیر پات له میشه؟
قصه زیادی دنبال آدما بودن هم همینه :)
هرچیزی زیادش بد است
یه دوست داشتم هر موقع حالشو میپرسیدم و حالش بد بود میگفت: شبم!
میگفتم شب یعنی چی؟
میگفت دلم تاریکه ولی آرومم مثل ستارهها به مردم لبخند میزنم، نمیذارم بقیه حالمو بفهمن...
چقد شب بودیم و کسی نفهمید...
تویی که موقع ناراحتیام با کارا و حرفات سعی میکنی بخندونیم و حالمو خوب کنی، خبر نداری چقد قشنگی بخدا.
غمگینترین جای زندگی
اونجاس که به کسی میگی
خداحافظ
که دلت میخواست
تمام زندگیتو باهاش بگذرونی ...
اون عکسی که با تموم جونت توی گالری ازش محافظت میکردیرو یه روز با دستای خودت پاک میکنی :)
فراموش کردنت برام مثه آب خوردنه ...
از اون آبایی که میپره توی گلو خفه ات میکنه...
از اونایی که باید ساعت ها سرفه کنی ...
از اونایی که بی اختیار اشکاتو در میاره.!