eitaa logo
الرَّحِيلُ🕊🇮🇷🇵🇸
630 دنبال‌کننده
907 عکس
201 ویدیو
11 فایل
﴾﷽﴿ . الرَّحِيلُ وَشِيكٌ کوچ کردن [ازدنیابه‌سوی‌آخرت] #نزدیک است. [ #نهج‌البلاغه | #حکمت۱۸۷ ] . [میم‌.نون] فقط دانش جو! علاقه مند به علوم‌آموزش! مرباچه! فرزندمشهدالرضا(ع) و ساکن‌طهران 💍 . . ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6yneab&
مشاهده در ایتا
دانلود
باید یه روزی درباره این روزها مفصل بنویسم! @alrahill
بعضی ها انگار زبونشون تلخه! کلا نمیتونند از شادی ها و خوبی ها صحبت کنند... کلا این دهان که باز میشه برای صحبت کردن انگار شکلات تلخ ۹۷ درصد خوردی! همینقدر نچسب... @alrahill
امشب عیده خبری نیست حتی مولودی پخش نمیشه از هیچ جا؟ چه خبره تواین شهر خاک مرده پاشیدن؟ مگه تولد رسول الله نیست؟ حداقل یه بلندگو بزنیم ملودی پخش کنه.یه پرچم سردر خونه بزنیم! دیدن این وضعیت خسته ترم میکنه @alrahill
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد
تو فضای مجازی و پیج های کنکوری ایران براندازی شده کنکوری ها ناامید و سرخورده نمیتونن درس بخونند! اما در واقعیت دانش اموزها درحال درس خوندن هستن ولی اگر شما باافکارسمی تون اجازه بدین:/ @ayande_sazan_mostafayi
☠ سلام ترس نداره جدی میگم! کلا ادم هرمحیط جدیدی میره خوف داره ترس برش میداره و این طبیعیه ولی ماباید فکرکنیم تاکی قراره ادامه پیداکنه ترس ما؟ یه حدیثی هست از امام علی میفرمایند ازهرچیزی میترسی خودتو دران بیافکن یعنی برو تو دلش دلتو بزن به دریا یه نکته هم بگم ترس استرس فوبیا نگرانی معانی متفاوتی داره شاید یه مشاور کاربلد خیلی کمکت کنه
☠ سلام محبت کنید بامحبت خارها گل میشود درست میشیم هممون درست میشیم:)
☠ سلام چراغونی بود:) ولی ایستگاه صلواتی دیده نشد از سعدی تا خیابون فلسطین و مکان های شلوغ که همیشه پر بود از ایستگاه صلواتی خبری نبود و سکوت عجیبی راه افتاده بود! بعد یه بنده خدایی گفت ظاهرا بعداز ماجرای شهید دوست محمدی فعلا مجوز به ایستگاه صلواتی نمیدن وگرنه جشن که تمام مساجد داشتن ولی داخل که فایده نداره! مگه؟
☠ مشکلی نیست
☠ یک‌جورایی یعنی کوچ کردن توبیو گفتیم نمیدونم چرا همچین اسمی گذاشتم حالم خوبه بااین اسم:)
استاد علی صفاییAUD-20220420-WA0008.mp3
زمان: حجم: 1.9M
من چون دستم خالی تره مسئول تر هستم! من مسئولم! @alrahill
خسته از تیترهای زرد روزنامه‌ها... گیج و مبهم در مجازیِ رنگارنگ... گرفتارِ روز و شبِ بهم ریخته... شلوغ از ترافیک و دود و صدا... دلم می‌خواهد بزنم به دلِ حرمت! دلِ حرمت... دلم را آرام می‌کند! آنجا... همه یک‌رنگ‌ند! همه یک‌جورند! همه، همه نیستند! یکی شده‌اند! دوست دارم خودم را برسانم حرم... بین آن شلوغی... تا جزء همه باشم! و می‌دانم حالا که آمده‌ام... اجازه داده‌ای؛ وقتی که خوانده‌ام: اَ اَدخل یا رسول‌الله... اَ اَدخل یا حجة‌الله... اَ اَدخل یا ملائکة‌الله المقربین المقیمین فی هذا المشهد! در وادِ المقدسِ طُویِ تو... من... او... و ما... همه فَخلَع نَعلَیک هستیم! ما را ساده بپذیر! مثل همان روستاییِ ساده! @alrahill