eitaa logo
الطرید
18.1هزار دنبال‌کننده
3 عکس
7 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
چشم‌چرانی (قسمت دوم) اول از چشم خدا می‌افتی. آسایش و فَرَح از زندگانی از دست می‌رود. آبرویت را می‌برد. پرخاشگر می‌شوی. بهانه‌جو می‌شوی. افکاری بیهوده چون: «عجب انتخاب بدی کردم، خوش به حال فلانی با انتخابش، کاش زودتر از این جدا می‌شدم، الان هم دیر نیست، سهم من بهتر از این‌هاست و...» تمامی صفحه‌ی سفید قلبت را اِشغال می‌کند. شب را با افسردگی می‌خوابی و روز دوباره دربه‌درِ مصرفِ موادِ چشم‌چرانی! و دوباره از دیروز افسرده‌تر. الان در کدام مرحله‌ای؟ ابتدا؟ وسط؟ چرا انتها را نگفتم؟ انتها ندارد... مرگ هم پایانِ چنین بیماری‌ای نیست در حالی که معتادِ به مواد مخدر با رسیدن مرگ پایانی دارد. چراکه مواد مخدر مربوط به جسم است و آنچه ما می‌گوییم مربوط به جسم و روح! هر جایی که هستی برگرد. از حالا برگرد. چند روزی سخت می‌گذرد ولی روح احیا می‌شود. چه مانی بهر مرداری چو زاغان اندرین پستی قفس بشکن چو طاووسان یکی بر پر برین بالا دوباره لذت‌ها شروع می‌شود. قسم می‌خورم به حضرت اله که لذت عمیقی در چشم‌پوشی هست. تو را در عالم ملکوت «آقا» خطاب می‌کنند. هر که خود را از هوا خو باز کرد چشم خود را آشنای راز کرد دقیق‌تر بگویم بیشتر از یک ماه سختی ندارد. این‌همه درد کشیدی و نفهمیدی مریضی روحت را آزرده، یک ماه هم این راه را امتحان کن. اگر دیدی با انجام دقیق چنین دستوری هیچ لذتی نبردی رها کن! فقط یک ماه! ادامه دارد... 🆔 @altareed
قسمت سوم... مولا علی فرمود: «مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ أَرَاحَ قَلْبَهُ.» هر کس چشم خود را فروبندد، دلش را آسوده کرده است. کسی نمی‌داند که مبتلا به این بلا چقدر رنج می‌برد، رنجِ خاموش! و وقتی کسی از درد باخبر نیست چطور می‌تواند علاج نماید؟ و چطور می‌تواند همدردی کند و توهین نکند؟ مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد / وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد هرگز به کسی که مبتلا به درد است توهین نکنیم! اگر به خودش بود دلش می‌خواست به سرعت از این مرض نجات یابد. دلسوز باشیم و طعنه نزنیم و ضعف او را به رخ نکشیم؛ بلکه راهبر باشیم و راهگشا، که این است روش آلِ محمد (ص). حضرت عیسی (ع) فرمود: «لا تَنظُرُوا فِی ذُنُوبِ النَّاسِ کَأَنَّکُم أَربَابٌ، وَ انظُرُوا فِی ذُنُوبِکُم کَأَنَّکُم عَبِیدٌ، فَإِنَّمَا النَّاسُ مُبتَلًی وَ مُعَافًی، فَارحَمُوا أَهلَ البَلَاءِ، وَ احمَدُوا اللَّهَ عَلَی العَافِیَةِ.» به گناهان مردم همچون اربابان (و خدایگان که از بالا نگاه می‌کنند) نگاه نکنید، بلکه به گناهان خود چون بندگان بنگرید. همانا مردم دو دسته‌اند: یا مبتلا (گرفتار گناه) هستند یا در عافیت. پس به اهل بلا (گناهکاران) رحم کنید و بر عافیت خود خدا را شکر کنید. اگر مذهبی هستی: دو رکعت نماز بخوان و سپس ۷۰ مرتبه استغفار کن و سپس بدون قسم خوردن بگو: «خدایا از من کاری ساخته نیست، من فقط می‌خواهم که نجات پیدا کنم و بین تو و شیطان تو را برگزیدم.» «اَلتَّائِبُ مِنَ الذَّنبِ کَمَن لَا ذَنبَ لَهُ.» (پیامبر اکرم (ص)) کسی که از گناه توبه کند، مانند کسی است که اصلاً گناهی نکرده است. اگر مذهبی نیستی: خلوتی با خودت داشته باش در حد یک ربع و برای به‌دست آوردن آسایش حقیقی و بیرون کردن زهرِ طمعِ نگاه، با یکی از ویژگی‌های بارز خودت قرار بگذار. مثلاً بگو: «مرد باید سر حرفش وایسه و من خودمو نامرد نمی‌دونم.» یا بگو: «روح مادرم یا پدرم رو شاهد می‌گیرم و این یک‌ماه رو بدون تخطی از دستور تا آخر می‌رم.» یا هر چیزی که نسبت بهش وابسته هستی، با اون قرار بذار. حالا برگه‌ای رو بردار و تاریخ و ساعت شروع رو بزن. تاریخ باید الان باشه که داری این متن رو می‌خونی و نه فردا! اگه فردا شد پس باید بگم از دستور تخطی کردی! چرا که: الإمامُ الصّادقُ عليه السلام: «كانَ أبي يَقولُ: إذا هَمَمتَ بِخَيرٍ فبادِرْ؛ فإنَّكَ لا تَدري ما يَحدُثُ.» امام صادق علیه السلام: پدرم می‌فرمود: هرگاه آهنگ کار خوبی کردی، بشتاب؛ زیرا نمی‌دانی که چه پیش خواهد آمد. از امروز به بعد هر شب قبل از خواب ۱۰ دقیقه روز خودت را مرور کن و یادآوری کن. چند نگاه را به‌طور کامل حذف کردی؟ چند نگاه انجام شد و بلافاصله برگشتی؟ و در چند نگاه شکست رخ داد؟ به‌هیچ عنوان ناامید نباش. تو از خیلی‌ها جلوتری. خیلی‌ها که به این حقیقت دست نیافتند که باید از نگاه مسموم دوری کرد. و خیلی‌ها که فردای آسایش تو را ندارند. هر که او بیدارتر، پُر دردتر هر که او آگاه‌تر، رخ زردتر پس با هر مقدار شکست فردا را با قدرت شروع کن. ادامه دارد... 🆔 @altareed
ادامه.... عَصَيْتُكَ بِبَصَرِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَكْمَهْتَنِي (خدایا) با چشم خود تو را معصیت کردم، در حالی که اگر می‌خواستی، به عزتت سوگند می‌توانستی مرا کور کنی. روش ترک: باید با خود روراست بود. اگر واقعاً تصمیم بر این است که روح را سبک کنیم و از این بار سنگین خلاص شویم، اولین قدم درست مثل همان رژیم لاغری است؛ باید یخچال از تمامی چرب و شیرین‌ها خالی شود. نمی‌شود چرب و شیرین در دسترس باشد و هر روز نفس را سرکوب کرد. بلکه باید راه را آسان کرد و فقط آنچه در رژیم غذایی مجاز است در یخچال موجود باشد. پس: ۱. حمله به اینستاگرام! باید حذف شود. برای رهایی از این اعتیاد، باید آنچه دسترسی به «مواد» را آسان می‌کند، مسدود کرد. واقعیت این است که بیشتر محتوای اینستاگرام آلوده است و برای امثال ما مضر. اگر عزم بر رهایی است، نباید دست‌دست کرد. فقط باید حذف کرد. نباید گفت: «پیج‌های خوبش را نگه می‌دارم و بدها را پاک می‌کنم.» نه! فقط حذف! «إِيَّاكَ وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ فَإِنَّهَا مَحَاضِرُ الشَّیْطَانِ وَ مَعَارِیضُ الْفِتَنِ.» (یعنی از نشستن و وقت‌گذرانی در بازارها باید پرهیز کرد، چرا که محل حضور شیطان است و جایگاه فتنه‌ها.) یکی از مصادیق آشکار بازار امروز، همین اینستاگرام است. ادامه دارد... 🆔 @altareed
ادامه... «وَقَالَتْ حُكَمَاءُ الرُّومِ: أَرْبَعَةٌ لَا تَشْبَعُ مِنْ أَرْبَعَةٍ: عَيْنٌ مِنْ نَظَرٍ، وَ أُذُنٌ مِنْ خَبَرٍ، وَ...» حکیمان روم گفتند: چهار چیز از چهار چیز سیر نمی‌شوند: ۱. چشمی که از نگاه کردن سیر نمی‌شود، ۲. گوشی که از خبر شنیدن سیر نمی‌شود، و... (کتاب نصایح، صفحه ۱۸۸) ۲. عادت به وب‌گردی‌های بیهوده. جایگزین اینستاگردی و وب‌گردی چه چیزی باشد؟ جواب: دانلود چند جلد کتاب مربوط به تخصص خود یا زندگی‌نامه انسان‌های موفق از نت و خواندن آن‌ها هنگام استفاده از گوشی. نکته: وقتی انسان اراده پاکی و طهارت می‌کند، نقشه‌ی شیطان هم تغییر می‌کند. «إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ ذَمَّرَ حِزْبَهُ وَ اسْتَجْلَبَ جَلَبَهُ لِيَعُودَ الْجَوْرُ إِلَى أَوْطَانِهِ.» (همانا شیطان حزب خود را تشویق کرده و لشکرش را فراخوانده تا ظلم و باطل را به جایگاهش بازگرداند.) - تاریخ طبری، ج ۴ چطور نقشه‌اش را عوض می‌کند؟ مثلاً دیگر به جنس مخالف در کوچه و خیابان نگاه نمی‌شود و در اپ‌هایی مانند اینستاگرام و روبیکا هم مراقبتِ چشم صورت می‌گیرد؛ تا اینجا درست. ولی شیطان می‌گوید: «نگاه کن این دختربچه چقدر نازه!» و گمان می‌شود که نگاه به دختربچه که ایراد ندارد. یا می‌گوید: «صدا که اشکال ندارد، چهره را نبین ولی گوش کن ببین چقدر صدایش به دل می‌نشیند!» یا: «استشمام کن عجب عطری زده آن که کنارت هست در تاکسی!» اگر عزم بر راحتی و رهایی است، باید تمام این فریب‌ها را شناخت. باید دانست که این فریب‌ها برای این است که دوباره انسان را به اندک نگاهِ چند ثانیه‌ای بکشاند و بعد... «النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ.» (نگاه -حتی کوتاه- تیری از تیرهای مسموم ابلیس است.) - وسائل الشیعه، ج ۲۰، باب ۱۰۴ 🆔 @altareed
دوچرخه سوار بود. تصادف کرد. با صورت و لباسِ خونی روی جاده افتاد. راننده‌ی ضارب پیاده شد و رفت سراغ سپر ماشین خودش. بی اعتنا به انسانی خون آلود روبروی چشمش، محاسبه میکرد که خودش چقدر خسارت دیده! اگر عیبی از همسر برایمان آشکار شده به خسارت خود فکر نکنیم. اگر از دستمان بر می‌آید و امکانش میسر است پزشک معالج شویم. خدایا شاید مرا از خطای همسر آگاه کردی تا دست بنده ات را بگیرم... چنین لیاقتی در من دیدی؟ پس ای ستار العیوب حال که عیبش برای من آشکار شده مرا وسیله‌ی نجاتش قرار ده و مرا در دژ مستحکم خود نگه دار. و با نجات او و نگهداری من زندگی ام را شیرین ساز. اللَّهُمَّ إِنيِّ أَعْتَذِرُ ِالَیْکَ مِنْ... مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتِي فَلَمْ أَنْصُرْهُ... وَ مِنْ عَیْبِ مُؤْمِنٍ ظَهَرَ لیِ فَلَمْ أَسْتُرْهُ.» خدایا! من به درگاه تو عذر می‌خواهم از... ستمدیده‌ای که در حضور من به او ستم شد و من یاری‌اش نکردم... و از عیبِ مؤمنی که برای من آشکار شد و من آن را نپوشاندم. (صحیفه سجادیه) 🆔 @altareed
مسابقه‌ی ساخت لِگو بود. کودک چند بار تلاش کرد آدمک بسازد؛ اما هر بار سازه‌اش فرو می‌ریخت و شکلش آن‌طور که می‌خواست نمی‌شد. کلافه شده بود. سرانجام، خشم بر او غلبه کرد؛ بازی را به هم زد و با فریاد، قطعات لِگو را به اطراف پرت کرد. پدر با مهربانی کنارش نشست، دستی بر سرش کشید و آرام گفت: «آفرین! بالاخره پیدایش کردی.» کودک با چشمانی خیس و لب‌های لرزان پرسید: «چی رو؟» پدر لبخندی زد و گفت: «چیزی مهم‌تر از آن آدمک؛ نقطه‌ضعفی که اگر نشناسی‌اش، شیرینیِ ساختن‌های آینده را هم تلخ می‌کند.» کودک حیرت‌زده نگاه کرد. پدر ادامه داد: «این بازی فقط برای ساختن عروسک نبود؛ برای این بود که درونِ خودت را بیرون بریزی. وقتی سازه خراب شد، چیزی در تو شکست و "خشم" بیرون زد. حالا که این دشمنِ درونی را دیدی، می‌توانی درمانش کنی.» دنیا نیز بازیچه‌ای بیش نیست و هدفِ نهایی ما هم نیست. تمام دنیا شبیه همین قطعات لِگوست. گاهی زندگی به هم می‌ریزد تا ما خودمان را بشناسیم. اگر در میانِ سختی‌ها و شکست‌ها، عیب‌های پنهانت رو آمد،خدا را شکر کن؛ چون تا بیماری شناخته نشود، درمان نمی‌شود. اکنون که خود را دیده‌ای، چه یافتی؟ غرور؟ خشم؟حسادت؟یا ضعف اراده؟ نترس! تو انسانی و شریف‌زاده. این زشتی‌ها ذات تو نیستند؛ غباری هستند که بر آینه وجودت نشسته‌اند. هیچ لکه‌ای نیست که با اشک توبه و اراده پاک نشود. طلای وجودت را از زیر این خاکسترها بیرون بکش. برخیز و با امید به خدا انسانی نو بساز؛ که او مشتاق بازگشت توست. «قل يا عبادی الذين أَسْرفوا على أَنفسهمْ لا تَقْنطوا مِنْ رَحْمَةِ الله إِنَّ الله يَغْفِر الذُّنُوبَ جَمِيعا.» 🆔 @altareed
زن آیینه است. به آیینه رسیدگی کن. غبارش را بگیر. مراقبش باش که نشکند. با لطافت با آیینه برخورد کن. به خاطر خودت هم که شده مراعاتش کن. این راهکار برای کسی است که هیچ مذهبی را قبول ندارد. ولی اگر گرایشی به مذهب داری: معامله کن. تصور کن همسرت دختر فاطمه‌ی زهراست. به خاطر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دلش را امروز شاد کن. و با این شادی وارد رمضان شو. کسی از معامله با ایشان ضرر نکرده است 🆔 @altareed
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«مُرُوءَةُ الرَّجُلِ فِي احْتِمَالِهِ عَثَرَاتِ إِخْوَانِهِ (أَوْ أَهْلِهِ).» جوانمردی و مروت مرد در این است که لغزش‌های نزدیکانش را تحمل کند. (عیون الحکم والمواعظ) میگفت خانمم در حقم بدی کرده بود. چند روزی بود قهر کرده بودم. اول رمضان شد. سحرگاه وارد مسجد شدم. صدا بلند بود ... واغفرلی تلک الذنوب العظام... بخدا گفتم خدایا من بد کردم ولی با من قهر نکن. یادم افتاد خودم قهر کردم و بخشش ندارم! همانجا در مسجد مصمم شدم پیش قدم شوم و آشتی کنم و دل همسرم را شاد کنم و رضایتم را اعلام کنم. ناگهان قطرات اشک سرازیر شد. لطیف را به درگاهش راهیست. ببخش و بگذر تا ببخشند. 🆔 @altareed
990.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرد بود و دغدغه‌مند و مشکل‌گشا. به دیگران رسیدگی می‌کرد. شهرها را می‌پیمود و به‌اصطلاح جهادی بود (توفیقشان روزافزون و عاقبتشان به‌خیر). همیشه می‌گفت: «با اینکه این‌همه در پیِ خیر هستم، حس می‌کنم طنابی به دلم بسته است.» محضر بزرگی رسیده بود و ایشان توصیه کرده بود: «از اهل منزل جست‌وجو کن!» این بار که دیدمش، گفت: «آزاد شدم.» گفتم: «چطور؟» گفت: «رنجِ دیگران را رفع می‌کردم، ولی به اهل خانه رنج وارد می‌ساختم.» می‌گفت: «تازه فهمیدم رنجی به همسرم وارد می‌کنم که در تنهایی‌اش اشک می‌ریزد. گاهی خجالت می‌کشیده که بگوید و گاهی فکر می‌کرده برایم مهم نیست.» میگفت همسرم گفته برخی شب‌ها در تنهایی ام از رنج‌هایی که از تو به من می‌رسید گریستم و دم نزدم. پس نشستم و از دلش درآوردم. با تامل می‌گفت: سال‌ها دل طلبِ جامِ جم از ما می‌کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد وَاغْفِرْ لِي كُلَّ تَفْسِيرٍ وَكُلَّ نَقْصٍ وَكُلَّ إِسَاءَةٍ وَكُلَّ تَفْرِيطٍ وَكُلَّ جَهْلٍ وَكُلَّ عَمْدٍ وَكُلَّ خَطَإٍ» و بر من بیامرز هرگونه کج‌فهمی، هر کاستی، هر بدرفتاری، هر کوتاهی، هر نادانی، هر کار عمدی و هر خطایی را. (مصباح الکبیر) 🆔 @altareed
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردی بود از جنوبِ ایران. ماهیگیرِ حرفه‌ای، ولی کم‌درآمد. راهِ دریا را می‌شناخت، ولی راه به جایی نمی‌برد. دوستِ اهلِ دلی نقطه‌ضعفش را فهمید و فقط یک توصیه کرد: «گَعده‌های شبانه را حذف کن.» همین! مشکلش این بود که هر شب نقشه‌های فردا را در گَعده لو می‌داد. دوستانش بهره می‌بردند؛ گاهی رأیش را می‌زدند، گاهی خودشان به مکانِ مذکور می‌رفتند و... حالا مدت‌هاست وضعش خوب شده؛ فقط با حذفِ گَعده‌ها! دشمنی در کار نبود؛ زبانِ خودش دشمنش بود. حرف‌ها را از خانه‌ات بیرون نبر. هرکسی، حتی برادر یا خواهر، هم ظرفیتی دارد. جنابِ یعقوب (ع) به فرزندش یوسف فرمود: «يا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ فَيَکيدُوا لَکَ کَیْداً إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ» یعنی خوابت را به برادرانت نگو! سکوت کن. نه از سرِ دشمنی با دیگران، بلکه برای خودت. با گفتن‌ها مشکلات ایجاد می‌شود. محمد مصطفی (ص) فرمود: «اسْتَعِينُوا عَلَی قَضَاءِ حَوَائِجِکُمْ بِالْکِتْمَانِ» می‌خواهی هدف‌هایت محقق شود؟ پس آن‌ها را مخفی کن. 🆔 @Altareed
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پنج ، شش ماهی میشد که پول هایش در خانه گم میشد. هرچه بیشتر میگذشت حساس تر می شد. مراقبت کرد تا قضیه را بفهمد. و فهمید. پسرک کوچک خانه در یک وقت مناسب خیلی یواشکی مبلغ مورد نیازش را بر میداشت و پس از مخفی کردن آن میخوابید. این بار ولی پدر رسید و ... — چرا؟ پسرک خشکش زد. لب‌هایش لرزید. — نیاز داشتم... — بی‌آنکه بپرسی؟ — نمی‌دانستم ناراضی می‌شوی. — پس چرا نپرسیدی تا بدانی؟ — ترسیدم... ترسیدم بگویی نه. _از جواب من نترسیدی! از عملی که باید انجام می دادی فرار کردی! تو از صبور بودن فرار کردی. از قناعت. از عزتمندی! تو از اینکه وظیفه ای بر دوشت بیاید فرار کردی. اگر قضیه ای برایت پیش آمده ببین رضایت خدا در چیست؟ با زحمت هم که شده فراهمش کن. یا اگر رضایتش در آن نیست همین حالا ترکش کن. محال است رضایت خدا را بدست بیاوری و بدبخت شوی. و محال است او ناراضی باشد و خوشبخت شوی! که: مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى (نازعات،۴۰،۴۱) و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است،پس بی تردید جایگاهش بهشت است. و وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَىٰ (۸۱،طه) و کسی که خشم من بر او فرود آید، یقیناً هلاک شده است. 🆔 @Altareed
باز هم یزیدیان با سودای گندم ری به سوی اصحاب و فرزندان حسین علیه السلام لشکر کشی کردند. و باز هم ندای خیمه نشینان بلند است که یا صاحب الزمان ای زاده‌ی زهرا (س) ای کوه غیرت و عزت ، ما کودکانه در سایه‌ی لطف تو آسوده ایم. مرگ ما را نمی ترساند و از حرامیان نمیترسیم . خودت حامی و حافظ فرزند خلف خود باش و ما نیز بلند فریاد میزنیم: ما ترکناک یابن الحسین. هر فکری کردید برای آسایش و آرامش بیشتر خودتان، همسایه و اقوام را هم در نظر بگیرید و کمک حال باشید که: یدالله مع الجماعه 🆔 @Altareed