رباعی علویّة
آدم نه به گندم جِنان راغب بود
شوقِ دگرش به جان ودل غالب بود
می خواست بهانه ای که آید به نجف
مقصود علیّ بن أبي طالب بود
#ناصر_الدین_شاه_قاجار
@altorab
تو را که درد نباشد
ز درد ما چه تفاوت
تو حال تشنه ندانی که بر کنار فراتی...
@altorab
هر کس که لب گرفت ز ما، لب گزیده شد
در بزم می ز کاسه ی لب پر چه فایده ؟
#محمد_سهرابی
@altorab
به عشق و شور و جنون کی به من رسد مجنون؟
همین بس است که من شهری، او بیابانی ست
#کلیم_کاشانی
@altorab
برای خوب کردن حال آدما حتما نباید دکتر باشی!
یه ذره مهربون باشی، کافیه...
@altorab
کاسه شعر ِمن از دست تو افتاد و شکست
عاشقان فرصتِ خوبی است، غزل جمع کنید (:
@altorab
دو یادداشت عجیب وگذرِعمر
[در۱۴سالگی]
اکنون که سنّ حقیر قریب به چهارده سال است حقیرواخوی کرامم آقامیرزا جلال الدّین زیدعمره ،حقیر دراین کتابچه وایشان دربیاضی شروع نمودیم درنوشتن آنچه ازجناب حجه الاسلام نائب الامام غوث اهل الاسلام آقای حاجی سیّدجواد والدخود روحنا له الفداء شنیده ایم وآنچه ازدیگران یاکتابها شنیده ودیده ایم چه حلّ آنها را دانسته یاندانسته ایم تابعدعرض نموده ونوشته شود فی سنه ۱۲۷۰
[در۸۶سالگی ]
اکنون که عاشرشهرصفرالمظفر سنه ۱۳۴۱ ایت ئیل است عمرحقیر به هشتادوشش سال رسیده تامقدّرچه شودوچه پیش آید وگرفتارِ به امراض شدیدهء مزمنه هستم .
اشاره :
درهمین یک یادداشت کوچک چه درسها وحکمتها نهفته ،ازمصاحبت بادفتروقلم ونوشتن ،تواضع عجیب که درهردو سنّ خودراحقیر خطاب می کند،احترام به پدر واینکه بعداز۷۵ سال این دفتررانگاه داشته ومصاحبش بوده .
بنشین برلبِ جوی و گذرعمرببین
کاین اشارت زجهان گذران مارابس
#عتائق
#نسخه_خوانی
@altorab
هر جا هوا مطابق میلت نشد برو..
فرق تو با درخت همین پای رفتن است!
@altorab
من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شد
ماه من! بس کن ندیدن های بی اندازه را
دل فرو می ریزد و تنها تماشا می کنم
مثل سربازی سقوط آخرین دروازه را
#حسین_دهلوی
@altorab
گفتند که در جاه و جلالت جبروت است
دیدیم که در ماهِ جمالت ملکوت است
سوگند که در باغِ بهشتی که نباشی
آدم همهی عمر به دنبال هبوط است
#یا_سید_الساجدین
@altorab
ای همچو شعرحافظ و تفسير مثنوی
شرح تو غير ممڪن و تفسير تو محال
#قیصر_امینپور
@altorab
خاکم اما همگان محترمم میدارند
مهر از کرببلا آمده را می مانم
#محمد_سهرابی
@altorab