من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شد
ماه من! بس کن ندیدن های بی اندازه را
دل فرو می ریزد و تنها تماشا می کنم
مثل سربازی سقوط آخرین دروازه را
#حسین_دهلوی
@altorab
گفتند که در جاه و جلالت جبروت است
دیدیم که در ماهِ جمالت ملکوت است
سوگند که در باغِ بهشتی که نباشی
آدم همهی عمر به دنبال هبوط است
#یا_سید_الساجدین
@altorab
ای همچو شعرحافظ و تفسير مثنوی
شرح تو غير ممڪن و تفسير تو محال
#قیصر_امینپور
@altorab
خاکم اما همگان محترمم میدارند
مهر از کرببلا آمده را می مانم
#محمد_سهرابی
@altorab
حدیث نبوی درباب محبّت حضرت أمیرالمؤمنین علیّ {علیه السّلام}
قالَ النّبیّ {صلّی اللهُ علیهِ وآلِهِ وسلّمَ} : حُبُّ علیٍّ حسنَةٌ لا یضُرُّ معها سَیِّئةٌ وبُغضُ علیٍّ سَیِّئةٌ لایَنْفَعُ معها حَسَنَةٌ.
ولَنِعمَ ما قالَ بالفارسیّة:
محبّتِ شهِ مردان مجو زبی پدری
که دستِ غیر گرفته است پای مادرِ او
#نسخه_خوانی
@altorab
دارم تبی چنان که سر انگشت را طبیب
برداشت تا ز دست من، اندر دهن گرفت
#کلیم_کاشانی
@altorab
دست تنها ادعای کوه کندن کرده است
من که میدانم؛کمی فرهاد...شیرین میزند
@altorab
ز سختیهای حرص است اینکه خاک اژدها طینت
فرو بردهست اما هضم ننمودهست قارون را
#بیدلدهلوی
@altorab
مرحوم میرزا حسن جابری اصفهانی می نویسند :
پدرم می گفت :امیر [میرزا تقی خان امیرکبیر]در ادبیّات وخواندن و نوشتن اشعار متناسِب و اِنشاء هم یگانه بود وقتی اسب او از اسبِ شاه [ناصرالدّین شاه قاجار]جلو افتاده فوراً این شعر را خوانده :
من آن ستارهء صبحم که از طریقِ ادب
همیشه پیشروِ آفتاب تابانم
جوهر الجواهر /صفحهء 479
@altorab
نمیداند دل تنها، میان جمع هم تنهاست
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست
#فاضل_نظری
@altorab
صد آرزو به گرد دلم در طواف بود
از حیرت جمالِ تو ، بی آرزو شدم
#صائب_تبریزی
@altorab
آب در روغن بریزی ناله خیزد از چراغ
صحبتِ نا جنس، آتش را به فریاد آورد
#صائب_تبریزی
@altorab