هدایت شده از ساجدی فر
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توصیه سردار سرافراز نوعی اقدم
مشکل امروز ما غفلت از ادبیات توحیدی است که در دفاع مقدس داشتیم.
ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل
وی دست علی در صف پیکار اباالفضل
هم خون حسین بن علی در تن پاکت
هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل
ریحانۀ دو فاطمه، ماه سه خورشید
آرام دل حیدر کرار اباالفضل
مانند تو در ارتش اسلام که دیده
فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل
تو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک
تو لالة عباسی و ما خار اباالفضل
هم کاشف کرب پسر فاطمه هستی
هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضل
بر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت
هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضل
در مصر ولایت شده بر یوسف زهرا
تو مشتری و علقمه بازار اباالفضل
عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت
کردند به آقایی ات اقرار اباالفضل
تو رسته ای از خویش و گرفتار حسینی
خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضل
ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده
پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضل
برخیز سکینه به حرم منتظر توست
جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضل
از سوز عطش آب شده طفل سه ساله
مگذار بگرید به حرم زار اباالفضل
تا آن که ببینند به تن دست نداری
یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضل
مگذار رود زینب کبری به اسیری
ای دست علی، دست برون آر اباالفضل
تو چشم حسینی که زده تیر به چشمت
ای دور حرم چشم تو بیدار اباالفضل
کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست
گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضل
خون دل ما را که شده اشک عزایت
زهرا و حسین اند خریدار اباالفضل
مگذار شود خشک دمی دیدة "میثم"
چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل
#غلامرضاسازگار(میثم)
#تاسوعا
@ALTORAB
فردا حسین گردد شهید ای صبح صادق وا مشو
از جور و بیداد یزید ای صبح صادق وا مشو
فردا عیان محشر شود ،مور و ملخ لشکر شود
هر مو به تن نشتر شود ای صبح صادق وا مشو
فردا عمر لشکر کشد شمر لعین خنجر کشد
شه را سر از پیکر کشد ای صبح صادق وا مشو
فردا به نیزه سر رود تابان به هر کشور رود
رخشان به بوم و بر رود ای صبح صادق وا مشو
فردا جو شه را سر کشند از دستش انگشترکشند
رختش برون از بر کشند ای صبح صادق وا مشو
فردا زخون بندد حنا قاسم به روی دست وپا
گردد سرش از تن جدا ای صبح صادق وا مشو
فردا قد اکبر ز زین افتد تپان اندر زمین
گردد قتیل از تیغ کین ای صبح صادق وا مشو
فردا زتن گردد جدا بازوی عباس از جفا
از پشت زین گردد رها ای صبح صادق وا مشو…..
فردا ز دشت کارزار آن ذوالجناح دل فگار
آید به خیمه بی سوار ای صبح صادق وا مشو…
فردا زخون دریا همی گردد همه صحرا همی
محشر شود بر پا همی ای صبح صادق وا مشو…
فردا ز مژگان خون چکد از تیغ بران خون چکد
از تیر پران خون چکد ای صبح صادق وا مشو
نظم« فدایی »دم به دم ،برمی کشد آواز غم
کلکش زخون سازد رقم ای صبح صادق وا مشو
#ایصبحصادقوامشو🖤
#عاشورا💔
@ALTORAB
ای آفتاب چرخ، کزین سقف بی ستون
چندین هزار سال به هر ذرّه تافتی
گشتی تمامْ دیده و هر صبح بهر سیر
از مشرق آمدی و به مغرب شتافتی
مظلوم و داغ دیده و لب تشنه کشتهای
همچون حسین در همه آفاق یافتی؟
ای دست و تیغ ظلم، شوی منقطع، چهسان
فرق علیّ اکبر او را شکافتی؟
#صغیر_اصفهانی
@ALTORAB
جِیْلالْتُرابْ | شعر
ای آفتاب چرخ، کزین سقف بی ستون چندین هزار سال به هر ذرّه تافتی گشتی تمامْ دیده و هر صبح بهر سیر از
ای باد گرم کرب و بلا بر تو آفرین
کز خار و خس کفن به تن شاه بافتی
أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسامِ الْعارِيَةِ فِى الْفَلَواتِ...
#عزیز_زینب
@ALTORAB