مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم
که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد
#فاضل_نظری
پسندیدیم از لذّات عالم گوشهگیری را
که درمانی نمیبینیم جز این، درد پیری را
به مهر بندگی پیشانی خود را میآراید
غنیمت میشمارد هرکه دوران امیری را
قناعتپیشهها محتاج اینوآن نمیبودند
اگر تدبیر میکردند ایّام فقیری را
هزاران جلوه در بیداری اهل زمین دارند
همانهایی که میدیدند خواب بینظیری را
پی اقبال خود هستند آنهایی که میگردند
تمام شب تمام کهکشان راه شیری را
به تنهایی گرفتار است در جمع عزیزانش
امیری که نپرورده برای خود وزیری را
کبوتروار دیگر نقطهضعف سادهای دارد
دلی که در جهان سرلوحهی خود کرد سیری را
جوانی فرصتخوبیست اما زود خواهد رفت
به صیادان بگو هشدار اگر انداخت تیری را
"زمان" تنها حریف سختکوشوصبرپردازیست
که کمکم خاک خواهد کرد پشت هر دلیری را
به پیشانی خود مُهر سعادت میزند با مرگ
هرآنکس که نمیگیرد به خود ننگ اسیری را
#مجتبی_خرسندی
@altorab
لذتِ افطار در دنبال باشد روزه را
صبح اگر بندد دَری ایزد ، گشاید وقت شام
#صائب_تبریزی
@altorab
چه سخن ها که فقط با مه و خورشید توان زد
که زمین تا به ابد طاقت اسرار ندارد...
#سید_نیکزاد
@altorab
در بَدوِ ورودِ رمضانیم هنوز
حسرت به دلیم و نگرانیم هنوز
گویند که آرزو به ما عیبی نیست
یک کربوبلا که ما جوانیم هنوز
@altorab
ندیدم روز خوش بعد از تو شادی شد فراموشم
به جز هق هق صدای آشنایی نیست در گوشم
چنان درسی به من دادهست چشمانت، که با یادش
هنوز از چشمهای دلفریبان چشم میپوشم!
نمیکوشم در اثباتِ وفاداری، همین کافیست
که حتی زانوی غم را نمیگیرم در آغوشم
#حسین_دهلوی
@altorab
دردتنهایی درون استخوان پیچیده است
شرح درد از من مخواه این داستان پیچیده است
گفت «دوری» التیام دردهای عاشقیست
نسخه ما را دلی نامهربان پیچیده است
#حسین_دهلوی
@altorab
در طلبت رها شدم درد شدم دوا شدم
من نه منم شما شدم تا ز خودم جدا شدم
نغمه منم نوا منم شوق منم شعف منم
سوز فراغ نے منم شور سماع دف منم
روز تویے روزه تویے حاصل دریوزه تویی
آب تویے ڪوزه تویے آب ده این بار مرا
#مولانایجان
@altorab
بر تُهیآغوشیِ خود آه حسرت میکشم
هر کجا بینم کشد شمعی به بر پروانه را
@altorab
صحبت که جانشین نوازش نمیشود ...
گاهی برای دردودل آغوش لازم است
@altorab