موتوا قبل ان تموتوا
خراب هر که شد ، از سیل می شود ایمن
علاجِ مرگ ، ز جان دست شستن است اینجا
#صائب_تبریزی
@ALTORAB
طاووس من! حتی تو هم در حسرت رنگی!
حتی تو هم با سرنوشت خویش در جنگی!
یک روز دیگر کم شد از عمرت، خدا را شکر
امروز قدری کمتر از دیروز دلتنگی
از «خود» گریزانی چرا ای سنگ! باور کن
حتی اگر در کعبه باشی باز هم سنگی
عمریست در نی شور شادی میدمی، اما
از نی نمیآید به جز اندوه آهنگی
دنیا پلی دارد که در هر سوی آن باشی
در فکر سوی دیگری! آوخ چه آونگی!
#فاضل_نظری
@ALTORAB
سگـی را خون دل دادم که با من با وفـا گردد
ندانستم که سگ خون میخورد،خونخوار میگردد
#منوچهر_بابایی
@ALTORAB
موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریده ام
#رهی_معیری
@ALTORAB
ز دندان ترا داده اند آسیایی
که سازی ملایم تو گفتار خود را
#صائب_تبریزی
@ALTORAB
به روی فرش صحنش تا نشستم خوب فهمیدم
سلیمان نیز از صحن علی بردست قالی را...
#عاصی_خراسانی
@ALTORAB
گرد و غبار پای سگانِ تو بود و باز
کردند جاهلان طبابت دوا درست؟!
#محمد_سهرابی
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
@ALTORAB
این بیت رو کی میتونه بخونه؟
فقط اگه کامل تونستید بخونید بفرستید...
#مخطوطة_مغربیة
@NEJAT_110👈 آیدی جهت ارسال
تَلّی از آتش بر ابراهیم چون خاموش شد
ذکر یا حیدر بگفت آن دم که در آتش فتاد
#حزین_طهرانی
@ALTORAB
مرحوم میرزا حسن جابری اصفهانی می نویسند :
پدرم می گفت :امیر [میرزا تقی خان امیرکبیر]در ادبیّات وخواندن و نوشتن اشعار متناسِب و اِنشاء هم یگانه بود وقتی اسب او از اسبِ شاه [ناصرالدّین شاه قاجار]جلو افتاده فوراً این شعر را خوانده :
من آن ستارهء صبحم که از طریقِ ادب
همیشه پیشروِ آفتاب تابانم
جوهر الجواهر /صفحهء 479
@ALTORAB
سَلِ المَصانعَ رَکباً تَهیمُ فی الفَلَواتِ
تو قدرِ آب چه دانی که در کنارِ فراتی؟
@ALTORAB