نگاره بردن حضرت علی اصغر بمیدان جهت اتمام حجت توسط امام حسین علیهماالسلام ،بر روی یک کارت پستال قاجاری
@ALTORAB
شاعری لطیف طبع ،دریایی از معانی عرفانی را درظرف یک بیت ریخته وحکمت شهادت حضرت علی اصغر {علیه السّلام}را چنین بیان می کند:
دوخت حلقوم پسر را به سر دوش پدر
قصدش این بود که یک روح چرا در دوتن است
و شاعری دیگر گوید که حرمله با یک تیر دو نشان زد :
شکافت حلق پسر ،بازوی پدر ،پیکان
قضا ببین که به یک تیر می زند دو نشان
#علی_اصغر
@ALTORAB
تیری که از کمان عدو شد رها علی
از دست من دوباره گرفت یک عصا علی
کام تو را به قطره ای از خود نکرده تر
باران چو تیر حرمله شد بی وفا علی
رو میزنم به لشکر دشمن بخاطرت
دشمن نمیکند ز صدایم حیا علی
این حرمله گلوی تو را چون نشانه رفت
از خون تو نهاده به رویم حنا علی
دور از نگاه اهل حرم دست و پا بزن
بابا تو را گرفته به زیر عبا علی
مستاصلم کجا بروم بی تو ای پسر
بر داغ تو چگونه بگیرم عزا علی
قبر تو را به پشت خیام حرم کنم
تا قبر کوچکت نشود بر ملا علی
من را توان دیدن روی رباب نیست
دفنت کنم به ارض بلا در خفا علی
#علی_اصغر
#شب_هفتم
@ALTORAB
رسم است هر که داغ جوان دید، دوستان
رأفت برند حالت آن داغدیده را
یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا
وان یک ز چهره پاک کند اشک دیده را
آن دیگری بر او بفشاند گلاب قند
تا تقویت شود دل محنت کشیده را
یک چند دعوتش به گل و بوستان کنند
تا برکنندش از دل، خار خلیده را
القصه هرکس به طریقی ز روی مهر
تسکین دهد مصیبت بر وی رسیده را
آیا که داد تسلیت خاطر حسین
چون دید نعش اکبر در خون تپیده را؟
آیا که غمگساری و اندُهبری نمود
لیلای داغدیدۀ محنتکشیده را
بعد از پسر دل پدر آماج تیغ شد
آتش زدند لانۀ مرغ پریده را
#علی_اکبر
#ایرج_میرزا
@ALTORAB
علی اکبر که بر زمین افتاد
آسمان آفتاب را گم کرد
پدر آمد به یاریش برود
من بمیرم رکاب را گم کرد
پسر بوتراب بین تراب
نوه ی بوتراب را گم کرد
#علی_اکبر_حسین_علیه_السلام
@ALTORAB
لَمّا بَرَزَ [عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ] إلَيهِم دَمَعَت عَينُ الحُسَينِ عليه السلام ، فَقالَ: اللّهُمَّ كُن أنتَ الشَّهيدَ عَلَيهِم، فَقَد بَرَزَ إلَيهِمُ ابنُ رَسولِكَ، وأشبَهُ النّاسِ وَجهاً وسَمتاً بِهِ فَجَعَلَ يَرتَجِزُ وهُوَ يَقولُ:
أنَا عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ بنِ عَلِيّ
نَحنُ وبَيتِ اللّه ِ أولى بِالنَّبِيّ
أما تَرَونَ كَيفَ أحمي عَن أبي
امام جعفر صادق: هنگامى كه على اكبر عليه السلام براى مبارزه به سوى دشمن رفت ، چشمان حسين عليه السلام ، گريان شد و گفت : «خدايا ! تو بر ايشان گواه باش ، كه فرزند پيامبرت و شبيه ترينِ مردم به او در صورت و سيرت، به سوى آنان مىرود»
على اكبر عليه السلام نيز چنين رَجَز مىخواند:
من على ، پسر حسين بن على ام به خانه خدا سوگند كه ما به پيامبر صلى الله عليه و آله نزديك تريم. آيا نمىبينيد كه چگونه از پدرم ، حمايت مىکنم ؟
📜الأمالي للصدوق، ص ٢٢٦
@ALTORAB
در جنب نهر علقمه دیدم یکی مزار
گفتم چرا جدا ز شهیدان دیگر است
گفتا خموش باش که خود خواست از حیا
منظور او ادب به جناب برادر است
#ناصر_الدین_شاه_قاجار
@ALTORAB
خیلی گران تمام شد این آب خواستن
یک مشک از قبیلۀ ما یک عمو گرفت
@ALTORAB