جِیْلالْتُرابْ | شعر
ای رئوفه که در تمام سفر در امام رئوف گُم بودی هیجده روز بیشتر نشده میهمان دیار قم بودی آری حق داشتی
نه تو جسارت دیده ای
نه من جسارت دیده ام
پس ما دو تا قربان آن خواهر برادر رفته ایم
#🖤
@ALTORAB
گو عشق در شکستنِ ما سعی کن که ما
چون توبه آفریده برای شکستنیم
#کلیم_کاشانی
@ALTORAB
هرگز دو لفظ را مترادف گمان مکن
جایی که عشق نیست؛
«جدایی» ، «فراق» نیست
هر روز بیشتر به تو دلبسته میشویم
عشق از شناخت میگذرد
اتفاق نیست
#فاضل_نظری
@ALTORAB
سرو را روزی به بالاءِ تو نسبت کرده ام
شرمساری می برم عمریست از بالایِ تو
#همام_تبریزی
#نسخه_خوانی
@ALTORAB
ز دوری تو گرفت آن قدر ملال مرا
که جام باده نمی آورد به حال مرا
#ظفرخان_احسن
@ALTORAB
ز نام من، به غلط هم دهن نسازد تلخ
همان که یاد لبش نقل محفل است مرا
همان که نقش مرا می زند به تیر از دور
به هر طرف که روم در مقابل است مرا
#صائب_تبريزی
@ALTORAB
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
#بقیة_الله
@ALTORAB
نمیداند دل تنها، میان جمع هم تنهاست
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست
#فاضل_نظری
@ALTORAB
چارهی دل ، عقل پر تدبیر نتوانست کرد
خضر ، این ویرانه را تعمیر نتوانست کرد
#صائب_تبريزی
@ALTORAB
بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت
گرچه درد انتظار از حد گذشت اما گذشت
#محتشم_کاشانی
@ALTORAB