eitaa logo
الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
1.1هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
814 ویدیو
70 فایل
❤رزمندگان تخریب لشگر ۱۰ سید الشهداء (ع)❤ منتظر نظرات شما هستیم👈👈 @Alvaresin1394
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 جانشین لشگر 10 سیدالشهداء(ع) و فرمانده تیپ 110 خاتم الانبیاء(ع) یاد و خاطره این شهید را گرامی میداریم و به فاتحه ای میهمانش میکنیم ❇️ سردار شهید حاج احمد غلامی در 10 شهریور ماه سال 1395 در سوریه بر اثر اصابت ترکش موشک دشمن تکفیری به جمجمه اش مجروح شد و به کما رفت و علی رغم تلاش کادر درمانی در کشور سوریه در تاریخ 19 شهریور ماه به یاران شهیدش پیوست و پیکر مطهرش روز23 شهریور بعد ار تشییع با شکوه در شهرری در قطعه سرداران گلزار شهدای تهران در خاک آرام گرفت. @alvaresinchannel
🍂🍃🌷🍂🍃🌷🍂🍃🌷🍂🍃🌷 🍂🍃🌷 🍂🍃 این تصویر مربوط است به اواسط مهرماه سال 1363 ایام بود و فرمانده میهمان در سر پل ذهاب 💐 از سمت راست حاج محسن سوهانی فرمانده اطلاعات عملیات فرمانده تخریب فرمانده لشگر10 مرحوم صادقی از رزمندگان اطلاعات عملیات برادر حاج رمضان خلیلی پدر 🌹یاد و خاطره (ع) @alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 سی و هفت سال پیش در چنین روزی 4 آذرماه 66 تیم گشت و شناسایی لشگر10 که شب های قبل برای شناسایی مواضع دشمن در درجنوب اعزام شده بودند در مسیر برگشت در اثر برخورد با دو نفر از شهید و تیم شناسایی مجروح میشود. ✅ در این ماموریت و به شهادت رسیدند. پیکر این دو شهید در امام زاده عباس چهاردانگه به خاک سپرده شد. تصویر بالا دیماه سال 1365 از سمت راست برادر محمد رضا توانا @alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 🔴 چهل و دو سال گذشت 27 آذرماه سال 1361 در حال در منطقه عملیاتی به شهادت رسید. در چهل و دومین سالگرد شهادت همسنگر شهیدمان یادش را گرامی میداریم. @alvaresinchannel
جزیره مجنون عملیات شناسایی بچه های اطلاعات عملیات لشگر10 شهادت: شهادت: شهادت: برادر آزاده ابراهیم فلاح @alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 یاد و خاطره سردار شهید 🔴 از فرماندهان اطلاعات عملیات لشگر10 گرامیباد شهادت: مرحله ششم عملیات کربلای 5 .. اروندرود 3 بهمن ماه 1365 @alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 بچه شهرری شهادت 11 بهمن ماه 1366 🟢 شهید یحیی نظری از قدیمی های یگان دریایی لشگر10 بود آدم جیگر دار پر جنب و جوشی بود زمستان سال 66 برای ترمیم موانع و مقابل پاسگاهها در جزیره مجنون شمالی کنار جاده خندق ماموریت پیدا کردیم . لشگر10 خط پدافندی داشت و رزمنده های یگان دریایی در پاسگاه ها مستقر بودند. هر روز بعد از طلوع آفتاب لباس غواصی میپوشیدیم و تعدادی مین ضد نفرات جهنده M16 و چند توپ سیم خاردار بار قایق میکردیم و با هماهنگی مسوول محور لشگر10 که در جزیره مسوولیت داشت به سمت پاسگاهها و کمین ها که جلوترین مواضع ما مقابل دشمن بود و داخل نیزارهای جزیره روی آب مهار شده بود میرفتیم و تا ظهر سعی میکردیم موانع یک کمین و یا یک پاسگاه رو ترمیم کنیم. کار سخت و پر استرسی بود. مین گذاری در شرایط معلق در آب و با استفاده از لباس غواصی خیلی خطرناک بود. در این مدت خیلی با ما همراه بود با توجه به اینکه اونجا مسوولیت بعضی از پاسگاهها و کمین ها رو داشت باز هم خودش سعی میکرد با قایق ما رو اینور اونور ببره. تا اینکه یک روز غروب که از کار برگشتیم شنیدیم یحیی شهید شده. اونجا هم با تانک تیر مستقیم میزد و هم با کاتیوشا و خمپاره هر از گاهی دشمن آتیش میریخت. نمیدونستیم یحیی با ترکش کدومیک از این ها شهید شده اما هر چی بود بدنش قطعه قطعه شده بود. از قایق که روی خشکی پیاده شدیم پرس جو کردم از بچه های یگان دریایی که پیکرش یحیی کجاست.؟؟؟؟ گفتند مقابل یک سوله توی مقر یگان دریایی قرار دادند گفتم بچه محلمون رو قبل از اینکه پیکرش رو عقب ببرند ببینم با دوستان رفتیم اونجا... هوا تاریک بود و با موتور برق چند تا لامپ روشن کرده بودند وقتی مقابل سوله رسیدم سووال کردم پیکر شهید یحیی کجاست یکی از دوستانش که داشت گریه میکرد به دبه پلاستیکی بزرگ که کنار سوله بود اشاره کرد و گفت پیکر قطعه قطعه شده رو توی اون جمع کردند. ☑️ از شهید یحیی نظری با اون هیکل ورزشی و قد بلند چند کیلو کوشت و پوست و استخوان له شده ماند که اون جسم قطعه قطعه شده در گلزار شهدای تهران دفن شد. @alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 17 بهمن ماه سال 1361 یاد و خاطره شهدای عملیات والفجر مقدماتی را گرامی میداریم. @ALVARESINCHANNEL
شهادت عملیات کربلای 8 22 فروردین 1366 🔷 مصادف با سنگر بچه های تخریب کنار قرارگاه تاکتیکی لشگر10 در غرب کانال ماهی بودما سوله ای داشتیم که روش خاک ریخته بودند تا از تیر و ترکش در امان باشد و جلوی سوله را با گونی با یک حالت ال مانندی درست کرده بودند که تیر و ترکش مستقیم در سوله نیاد و به گونی ها بخورد . دشمن مدام این مکان رو به خاطر نزدیکی به منطقه ی درگیری میکوبید اون روز از بعد از ظهر تا قبل از غروب آفتاب صدای انفجار می آمد . من دیدم که با سرعت سمت سوله می آید . تا به من رسید گفت : برادر بداقی بیا با هم برویم. موتور را برداشتیم و با عجله رفتیم و دیدیم که برادر روی زمین افتاده و یک ترکش به سینه اش خورده است . برادر شریفی تازه به جمع در خط اضافه شده بود و فکر کنم چند هفته ای بود که به منطقه آمده بود . بلندش کردم و حاج ناصر پشت موتور نشست و من شهید شریفی را برداشتم و با کمک حاج ناصر ترک موتور نشاندیم و خودم هم نشستم پشت برادر شریفی . به سمت بیمارستان صحرایی که در ان نزدیکی بود حرکت کردیم و در مسیر که میرفتیم چندین بار احساس کردم شریفی بیجان شده و سرش روی شانه هاش افتاد ... به بیمارستان رسیدیم و پیکرش رو روی برانکارد گذاشتیم . یکی از دکترها بالای سرش آمد و نبضش را گرفت و قیچی انداخت و پیراهنش را پاره کرد و ما دیدیم که یک ترکش خیلی طلایی به سینه اش خورده و سینه رو شکافته و شهید شده است. 🔶(راوی: حسین بداقی) @alvaresinchannel