🟢 سال های طولانی بعد از دفاع مقدس از فیض منبر #شهید_آقا_سید_مهدی_تقوی در هیات الوارثین استفاده کردیم. او همیشه با سوز و گداز میگفت : خدا نکند به مرگی غیر از #شهادت از این دنیا برویم و او با #شهادت از جمع ما رفت و به آرزویش رسید
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
#راه_جمهور_ایران_عزیز 🇮🇷
#مرد_میدان
🔴 #بچه_های_حاج_عبدالله.
#مرد_میدان_نبرد
#جانباز_تخریبچی دکتر حاج علیرضا زاکانی
✅ حاج عبدالله اهل تهجد و شب زندهداری بود.
یکبار او را در بهشت زهرا(س) دیدم. باهم سلام و علیک کردیم.
دوباره او را در قطعه 27 دیدم. او مرا ندید. از لابلای مزار شهدا عبور میکرد، لا الهالاالله میگفت و میلرزید.
پیش خودم میگفتم: «او چه میگوید؟ چه میبیند که این گونه میلرزد.»
🔸بچّه های گردان(تخریب) هر کدام به نوعی از او بهره می بردند.
هر کس در مرتبه ای. حالا هم که به #شهادت رسیده، هدایت های او قطع نشده.
در گرفتاری های زندگی می رویم سر قبر او، متوسل می شویم و از کمک هایش بهره مند میشویم.
🔶 #سردار_شهید_حاج_عبدالله_نوریان فرمانده تخریب و مهندسی رزمی لشگر10 در عملیات والفجر8 و در شهر فاو در اولین روزهای اسفند سال 1364 به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای چیذر به خاک سپرده شد.
@alvaresinchannel
#شب_هشتم_ماه_محرم
شب حضرت علی اکبر علیه السلام
و به یاد
#علی_اکبر_های_خمینی
🌷🍃 #تخریبچی_شهید_حمید_رضا_دادو
شهادت عملیات نصر4 #ماووت
#ولادت : 1346/4/1
#شهادت : 1366/4/14
🌹
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@alvaresinchannel
#یک_عکس_حوری_پسند
اخرین عکس قبل از عروج
مداح اهل بیت(ع)
#تخریبچی_شهید
#محمد_رضا_خدیور
#شهادت #عملیات_خیبر
#جزیره_مجنون 13 اسفند 62
@alvaresinchannel
🍃🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🍃🌹
#به_خاطر_نجات_من_شهید_شد
#شهید_حاج_محی_الدین_خانی_فرسنگی
#شهادت : سوم مرداد 67
محل شهادت : #پاسگاه_زید
✍️✍️✍️✍️ راوی #حسین_گودرزی
روز دوم مرداد ۶۷ برای انجام عملیات دفاع سراسری رفتیم اهواز ، #پادگان_گلف .
نماز مغرب و عشا و که خواندیم یکی از مسئولین گردان برای توجیه عملیات و ماموریت #بچه های_تخریب آمد.
اول صحبتش از نحوه شهادت #حاج_سعید_تراب( معاون گردان حضرت زهرا) که روز قبل یه شهادت رسیده بودند و این که ظاهرا بعثی هاا بنزین ریخته بودن روی پیکر مطهرش و آتیشش زده بودن گفت. بچه هایی که حاج سعید تراب رو میشناختن( منجمله من) با شنیدن نحوه شهادتش خونمون بجوش اومده بود.
بچه ها توجیه و به گردانها مامورشدیم.
بغیر از سیم چین ووسایا مورد نیاز #بچه_های_تخریب ... به نفرات تخریب اسلحه کلاشینکف هم تحویل داده شد که ضمن معبر زدن با سایر رزمندگان به دفاع و عقب راندن عراقیها بپردازیم .
من و #شهید_محی_الدین_خانی_فرسنگی به یکی از گروهانهای #گردان_حضرت_علی_اکبر_(ع) مامور شدیم . شب تا صبح درحرکت بودیم تا به خط تعیین شده(پاسگاه زید) برسیم.
نماز صبح را که خواندیم زدیم به خط . در حین کاربرادر رضا کاشی هم بما ملحق شد .
دشمن هرچقدر در توانشون بود تانک و زرهی آورده بودن اما نیروی ایمان رزمندگان خاکریز به خاکریز عراقیها رو عقب میراند. باید درحین پیشروی سنگرهای عراقیها رو پاکسازی هم میکردیم وچون عراقیها خیلی سریع عقب نشینی میکردن ماهم فقط با انداختن نارنجک توسنگرهاشون پاکسازی رو انجام میدادیم .
من و شهید خانی فرسنگی و سایر رزمندگان دیگه رسیده بودیم به آخرین خاکریز عراقیها .
فقط یک خاکریز کوتاه یک متری مابین ما و عراقیها بود فاصلمون حدود ۱۵ متر بود. اولش بچه ها به اشتباه فکر کردن عراقیها، بچه های #گردان_حر هستن ولی بعداز اینکه دو سه تا از بچه ها رو زدن فهمیدیم عراقین .
یکی از بچه ها در حین تیراندازی گلوله ای خورد به بازوش و مجروح شد. بچه ها تقریبا با آتیش عراقیها همونجا زمین گیر شدن. من توی یک لحظه از خاکریز خودمون عبور کردم و خودمو رسوندم به اون خاکریز یک متری.
بچه های دیگه کپ کردن و نیومدن و من تنهایی پشت همون خاکریز بودم .
با عراقیها حدود ۵ متر فاصله داشتم.
فشنگ کلاشم تموم شد و دیگه کاری از دستم بر نمیومد . فقط یک نارنجک تو جیب بغلم نگهداشته بودم تا اگر بحث اسارت پیش اومد ازش استفاده کنم.
#شهید_خانی_فرسنگی چند بار تلاش کرد بسته های ۱۰ تایی فشنگ برام پرت کنه که بهم نمیرسید . عراقیها هم که منو تنها دیده بودن با انواع مهمات (آرپی جی.تیربار ونارنجک) به سمت من شلیک میکردند. توی دو مرحله که نارنجک انداختن دوتا ترکش نارنجک خورد تو دست و پای چپم .
خانی فرسنگی و بقیه بچه ها برای اینکه منو نجات بدهند دائم آتیش میریختن بسمت عراقیها و بمن میگفتن آتیش میریزیم رو سرشون تو برگرد عقب .
شهید خانی فرسنگی چند بار سرشو از خاکریز آورد بالا و با کلاش آتیش میریخت و من هر بار میدیدم تک تیرانداز عراقی بسمتش شلیک میکرد. دفعه آخری که #محی_الدین سرشو آورد بالا که آتیش بریزه من دیدم عراقیا تیری زدن تو گونه اش .چند لحظه بعد با رسیدن نیروهای کمکی شرایط عوض شد و آتیش بچه ها بیشتر شد و من تونستم خودمو بکشم عقب. امداد گر دست و پای منو پانسمان کرد و گفت اگه میتونی خودتو بکش عقب . من قبل از رفتن چون هنوز باورم نشده بود که خانی فرسنگی شهید شده باشه رفتم که چفیه رو از روی صورتش بردارم ببینمش ولی امدادگر نگذاشت و گفت خودتو بکش عقب. لنگ لنگان میومدم که رضا کاشی رو دیدم تیر خورده تو رانش و یکی از بچه ها داشت روی زمین میکشیدش عقب .
منم که رسیدم بهشون دوتایی دستای کاشی رو گرفتیم و میکشیدیمش درحالیکه خودمم لنگ میزدم. تا اینکه وانتی رسید و سوارش شدیم و اومدیم #بیمارستان_شهید_بقایی_اهواز. سالها بعد که رفته بودم سر قبر شهید خانی فرسنگی تو قطعه ۴۰ بهشت زهرا ، مادرشهید رو اونجا دیدم و چون هنوز باورم نمیشد اون شهید بزرگوار بخاطر نجات من شهید شده از مادرش نحوه شهادتشو پرسیدم که مادرش گفت من خودم ندیدم ولی دوستاش گفتن تیر خورده زیر چشمش که اونموقع برام مسجل شد اشتباه ندیدم نحوه شهادت اون بزرگوارو
تاریخ شهادتش صبح سوم مرداد ۶۷ بود . روحش شاد
🍃🌹
🍃🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@alvaresinchannel
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
▪️▪️
▪️
☑️#روز_هفتم ماه صفر در تقویم های رسمی کشور به عنوان روز #ولادت امام موسی کاظم (علیه السلام) نامگذاری شده است.
اما این روز در میان کلیه #شیعیان جهان به خصوص در #شهر_قم به عنوان روز #شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) است و علمای شیعه بیش از 5 قرن است که به این موضوع ملتزم بوده اند.
🔸آنچه قطعی است آن می باشد که سیره و سنت در حوزه های علمیه نجف اشرف و قم حاکی از شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام در هفتم صفر می باشد بطوریکه مرحوم آیت الله موسس، حاج شیخ عبدالکریم حائری پس از ورود به قم و تاسیس حوزه علمیه امر بر تعطیلی دروس حوزه در این روز و حتی بازار نمود.
@Alvaresinchannel
#یاد_آن_روزهای_خوب_بخیر
روز اول زمستان بود و آماده میشدیم برای عملیات...
کجا و کی ...خبر نداشتیم اما از آموزش ها میتونستیم حدس بزنیم که عملیات در جنوب و در نخلستان انجام میشه...
ما #بچه_های_تخریب مشغول آموزش انفجار نخل بودیم کمربندهایی از ماده انفجاری و ترکیبی »پودرآذر« درست کرده بودیم و به دور نخل میبستیم و با چاشنی و فیتیله منفجر میکردیم به طوری که پلی باشد برای عبور نیروها....
شبهای زمستان جنوب به شدت سرد بود و گاها بارون هم میومد و لباسها خیس میشد و سرما به استخون میرسید اما کار ادامه داشت...
سعی میکردیم کمربندهای بیشتری رو در آموزش ها حمل کنیم تا بتونیم مسیر گذر از آبرهه های داخل نخلستون برای عبور سریع رزمندگان راحت تر باشه.... این به این معنی بود که شب عملیات بیش از ده کیلو مواد منفجره رو با خودت حمل کنی و سر ستون قرار بگیری و به دل خطر بزنی... و این رو هم میدونستیم که اگر اتفاقی بیفته به جای مفقود شدن مفدود میشیم؟؟!!!!!
همه چیز مهیا بود برای یک نبرد تا اینکه شب سوم دیماه 1365 از راه رسید و ما مامور شدیم به #گردان_حضرت_قاسم_علیه_السلام برای جلوداری و عبور از نخلستان #جزیره_ام_الرصاص....
قرار بود چند ساعت بعد از شروع عملیات حرکت کنیم و با قایق از اروند عبور کنیم و با عبور از #لشگر_ثارالله به عمق جزیره ام الرصاص و به سمت #نهر_ابوفلوس و شهر ابوالخصیب پیشروی کنیم
یاد همه ی اون روزهای خوب بخیر
و به یاد جوان هایی که آماده میشندند برای #شهادت بخیر
(جامانده از شهدا: جعفر طهماسبی)
@alvaresinchannel
#لحظه_عروج
#امیر_لشگر_سیدالشهداء_علیه_السلام
سردار جانباز #حاج_یدالله_کلهر
#شهادت اول بهمن سال 65
#شلمچه
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
✅#یدالله_لشگر10_مجروح_شد
به روایت ✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿 #سردار_فضلی
بنده بلافاصله بعد از شنیدن خبر مجروحیت ایشان از آقای #شوشتری(شهیدنورعلی شوشتری)اجازه گرفتم و به جاده آمدم تا وقت عبور دادن حاج یدالله از #شهرک_دوئیجی ایشان را ببینم. اما ظاهراً قبل از رسیدن من از آنجا عبور کرده بودند. بعد خبر رسید که ایشان را به بیمارستان صحرایی منتقل کردند و چون حال ایشان وخیم بود، از آنجا به بیمارستان شهید بقایی انتقالشان دادهاند. فکر میکنم حدود 24 ساعتی را #شهید_کلهر در بیمارستان مقاومت کردند چون ایشان از بنیهی فیزیکی بسیار خوبی برخوردار بودند. از طرفی پزشکان همهی سعی و تلاش خودشان را انجام دادند، اما با همهی این اوصاف ایشان بهحالت عادی برنگشتند و همان ترکش کوچک باعث مرگ مغزی و نهایتاً شهادت ایشان شد.
@alvaresinchannel
✅✅✅ #تصویر_ناب
شرحی بر این تصویر
#رزمندگان_تخریبچی_لشگر_10
این تصویری یکی از اسناد سال های مردانگی نوجوانان ایرانی است
مردانی که در حال زدن معبر برای گردان حضرت علی اصغر علیه السلام و با انفجار مین والمر به این حال و روز افتاده اند
عموهادی کسکنی ، برادر انتظاری و اون عقب تر هم #علیرضا_کریمی..
این تصویر از معدود تصاویر دفاع مقدس است که رزمنده با این سطح از مجروحیت سلاح انفرادی رو به همراه داشته باشه..
#علیرضا_کریمی ساعت ها طول کشید تا با این وضعیت و پای پیاده از داخل #شیار_اینه خود را به بالای #ارتفاع_کدو در حاج عمران رساند اما تا آخر خط سلاحش را بر زمین نگذاشت.....
و اشهد بالله تا آخرین لحظه ای که در حیات دنیایی به سر میبرد با همه ی صدماتی که دیده بود میدان را خالی نکرد و به #مقام_شهادت رسید.....
برای این تصویر شرح فراوانی میشود نوشت..
که شما هم کمک کنید
❇️ به مناسبت سومین روز #شهادت_علیرضای عزیز...
#شهادت و #شهادت و #شهادت و #شهادت
(جامانده از شهدا:جعفرطهماسبی)
@alvaresinchannel
#سردار_شهید_مرتضی_حمزه_دولابی
#فرمانده_گردان_حضرت_قاسم(ع)
#شهادت #عملیات_خیبر
#8_اسفند_62
✍️✍️✍️ راوی: #حاج_محسن_سوهانی
🔸 دستور بود که مرتضی با گردانش به عقب برگرده. من رفتم که به #مرتضی این دستور رو برسونم .
وقتی #مرتضی رادیدم داخل یک سنگر حفره روباهی بود و زانویش را باسیم محکم بسته بود. گفتم پاهات برای چی بستی ؟!! گفت یعنی این که نشسته ا م. یعنی این که من اینجاهستم ، تازنده هستم ، اینجا هستم . به مرتضی گفتم : #دستور_را_باید_اجرا_کنی .
اون گفت: دستورامام (ره) این است که #جزایر_باید_حفظ_شود .
پس حکم ولی بالاتر از حکم فرمانده است .می دونم فرمانده درست می گه اما تا این #شهدا اینجا هستند من هم اینجام و از این جا تکان نمی خورم هروقت نیروهای من عقب آمدند من هم پنجاه متر عقب می آیم.
🍃@alvaresinchannel
#شهید_عباس_حسنی
#عملیات_خیبر
#جزیره_مجنون
✅ برای شناسایی و انجام عملیات خیبر خیلی تلاش کرد و #قوت_قلب_حاج_عبدالله نوریان فرمانده گردان تخریب بود.
شهید نوریان اصرار داشت که عباس جلو نرود و کنار دستش باشد. او میدانست او چه گوهری است.حاج عبدالله در وصف این شهید میگفت: "که عباس معاون و کمک کار ما بود.
برای #عملیات_خیبر پیش من آمد و خیلی اصرار کرد و گفت برادر عبدالله اگر بگویی نرو نمیروم .اما این بار به من اجازه بده و بعد هرکجا گفتی میروم و این گونه من راضی شدم" او با اولین گردانهای تیپ سیدالشهداء علیه السلام وارد جزیره مجنون شد و در نبرد سختی با دشمن در تاریخ 8 اسفند 62 به #شهادت رسید.
🍃@alvaresinchannel
#یاد_باد_آن_روزگاران_یاد_باد
#جمع_بچه_های_تخریبچی_لشگر_10
#قبل_از_عملیات_خیبر
ایستاده اولین نفر از سمت چپ
#شهید_مصطفی_حیاتی
#شهادت: #8_اسفند_62
#جزیره_مجنون
✍️✍️✍️✍️ راوی: #موسی_طیبی
شهید #مصطفی_حیاتی ارتکاوران زبده و باوقار بود.
یادمه یه جعبه ی مهمات خیلی زیبا غنیمت گرفته بود میگفت: میخوام ببرم برای دخترم.
توی #جزیره_مجنون که بودیم اگه کسی اسم تهران ویا هرشهر دیگه ای رو می آورد #شهید_حیاتی تنبیه اش میکرد . میفرمود باید در عوضش صلوات بفرستی میگفت : اینقدر ما توی #جزیره_مجنون میمونیم که میشه والفجر هزاروصدوپنجاه.
اون موقع نوه های ما میان جبهه.
ریشهای ما آنقدربلند میشه که روی زمین کشیده میشه .
خلاصه کسی اجازه نداشت پیش این شهید به غیرازجزیره مجنون بجایی دیگه فکر کنه
شهید مصطفی حیاتی در روز 8 اسفند سال 62 در نبرد نزدیک با دشمن در #جزیره_مجنون به شهادت رسید و پیکر مطهرش بعد از 14 سال هم آغوشی با مجنون در گلزار شهدای تهران قطعه 50 در خاک آرام گرفت
🌹
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@alvaresinchannel