🍂🌹🍂🌹🍂🌹🍂🌹🍂🌹🍂🌹
🌹
#عزاداری_شب_اول_محرم
مهرماه 1363
در خانقاه عشق
🔻✨ #ارتفاعات_بازی_دراز
هنوز هوا روشن بود که از سرآبگرم #سر_پل_ذهاب به سمت #بازی_دراز حرکت کردیم .
سه تا وانت بچه های اطلاعات عملیات و 3 تا وانت هم بچه های تخریب و چند تا ماشین هم بچه ها عملیات و ستاد لشگر10 بودند که به سمت بازی دراز حرکت کردیم و به سختی توانستیم خود را به نزدیکی قله 1150برسونیم .
دشمن از روی ارتفاعات اطراف بر روی این قله دید کامل داشت.زمین مسطح محدودی بالای قله پیدا کردیم و چند تا پتو پهن کردیم و این شد #حسینیه ما.
بعضی از فرمانده هان میگفتند اینجاجان پناه نداره.اونها نگران بودند که اگر دشمن تیر اندازی کنه و یا با توپ و خمپاره بزنه بچه ها آسیب ببینند اما بچه ها اصرار داشتند که مراسم عزاداری بالای ارتفاع باشه.
نماز مغرب و عشاء رو خوندیم و مشغول تعقیبات نماز بودیم که تیر های رسام دشمن بود که از روی ارتفاعات مجاور ما به سمت آسمان شلیک میشد.
بعضی ها گفتند اینها برای این است که #شب_اول_محرم شب اول سال قمری است جشن گرفتند و بعضی هم نظرشون بود که شلیک تیرها به خاطر ترس از عملیات رزمندگان است.
قبل از عزاداری یکی از دوستان چند جمله از فلسفه قیام امام حسین علیه السلام بیاناتی فرمود و بعد من شروع کردم به روضه خوندن و بعد هم سینه زنی ، که یادمه اون شب از حضرت حر (ع) خوندم و این نوحه رو دم دادم که:
من آمدم بر درگهت حسین جان.
تاکه شوم خاک رهت حسین جان.
ویی که آمال منی.مستحضر از حال منی
مظلوم حسین جان.
بچه ها سر پا شدند و سنگین سینه میزدند و بعد هم شور حسین جان گرفتیم و در آخر سینه زنی هم شور معروف جبهه رو که تازه رسم شده بود خوندم..قال رسول الله نور عینی...حسین و منی انا من حسینی...حسین جان کربلا...حسین حسین...حسین جان نینوا...حسین حسین...
وقتی بچه ها #حسین_حسین میگفتند صداشون با برخورد به صخره ها و در تاریکی شب توی ارتفاعات میپیچید انگار روی تمام قله ها سینه زنی برپا شده .
از روی تمامی قله ها از قعر دره های بازی دراز صدای حسین جان به گوش میرسید به طوری که فرماندهان تذکر دادند زود جلسه رو تمام کنید..چون نگران بودند این سروصدا به دشمن برسه و ارتفاعات رو زیر آتیش بگیرند.
اداره سینه زنی از دست من نوحه خون خارج شده بود و هیچ جور نمیشد بچه ها رو آروم کرد.
تازه از وسط حلقه عزاداری نوحه شور عوض شد و دیدم بچه ها میخونند.
شور شهادت به سرم آمده...کرببلا در نظرم آمده...و یک صدا فریاد میزنند ..حسین جان زیارت...حسین جان شهادت....
اونشب اونقدر بچه ها بر سر و سینه زدند تا از حال رفتند .
آنشب حال عجیبی بود . حتی بعد از اتمام عزاداری بعضی ها هنوز گریه میکردند.
فردای اونروز یعنی #روز_اول_محرم وقتی اومدیم #حسینیه_گردان_تخریب_لشگر10 در سرآبگرم برای نماز ظهرو عصر دیدیم #شهید_حاج_کاظم_رستگار به عنوان امام جماعت جلو ایستاده و نماز رو به امامت ایشون خواندیم و بعد از نماز ایشون چند دقیقه صحبت کردند و در آخر صحبتشون فرمودند که شنیدم دیشب برای عزاداری رفتید بازی دراز؟؟؟؟
عزاداری تون قبول باشه.
اما اگرخدای نکرده اتفاقی می افتاد چی.
من به فرمانده هاتون تذکر میدم که دیگه از این کارها نکنند.
✍️✍️ : راوی: #جعفر_طهماسبی
🔺
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
@alvaresinchannel
🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹
🌺🌹
#تنها_محرمی_بود_که_توی_جبهه_بند_شده_بودم
✍️✍️ راوی: #جعفر_طهماسبی
معمولا محرم ها جبهه تعطیل بود
حد اقل برای #رزمنده_های_تهرون.
توی جبهه محرم ها بند نمیشدند
محرم سال 63 بود و ما #پادگان_ابوذر بودیم
از #تیپ_سید_الشهداء_علیه_السلام فقط بچه های #تخریب ، #اطلاعات_عملیات و #طرح عملیات توی پادگان بودند بقیه بچه ها در #جنوب بودند
بچه های #تیپ_نبی_اکرم(ص) و نیروهای #ارتش توی پادگان مستقر بودند
با هر ترفندی بود توی مراسمات با کمک دوستان به #میکروفون میرسیدیم
#مراسم_عزاداری_ظهر_عاشورا توی حسینیه قدس پادگان برگزار میشد.
زودتر از من #شهید_حاج_قاسم_اصغری و محمد غلامعلی رفتن حسینیه تا مقدمات به دست گیری مراسم رو مهیا کند.
من هم با فاصله از رفتن اونها وارد حسینیه شدم
تقریبا آخرهای منبر حاج آقا بود از در که وارد شدم یه نگاهی اطراف منبر انداختم. دیدم چند تا کاغذ به دست نشسته اند . معلوم بود دارند آماده میشن برای مداحی...
محمد غلامعلی با سر اشاره کرد که بیا...
من هم خودم رو پای منبر رسوندم و همینکه حاج آقا والسلام رو گفت میکرفون رو برداشت به من داد و من هم بدو معطلی شروع کردم خوندن.
سلام به #امام_حسین_علیه_السلام دادم و وارد روضه شدم وبعد هم نوحه رو شروع کردم
محمد غلامعلی چند تا کوچه باز کرد وسط حسینیه و #شهید_آقا_سید_محمد و #شهید_اصغری و خودش هم رفتن وسط برای میونداری.
#حسنیه_قدس پر از جمعیت بود و همه جوون و سینه میزدند.
توی بچه های شهرستانی معمول نبود #لخت_شدن_و_سینه_زدن.
همه لباس خاکی تنشون بود و با اشتیاق سینه میزدند.
محمد غلامعلی خودش رو به من رسوند و گفت : #جعفر!!!!!
#نوحه_ی_سه_ضرب_بخون
اینها عشق سه ضرب هستند و من هم نوحه رو عوض کردم.
غوغایی بود..
آخر برنامه هم محمد غلامعلی خودش #شور_گرفت و #بچه_های_تهرونی که توی پادگان بودن دور خودش جمع کرد و اون #شور_معروف_جبهه که تازه چند ماهی سر زبون ها افتاده بود خوند
قال رسول الله (ص) نور عینی
حسین و منی انا من حسینی
حسین جان کربلا... حسین حسین
بچه های غیر تهرونی این سبک براشون مانوس نبود و با تاخیر وارد سینه زنی شدن.
اما این شور در حقیقت #شور_شهادت بود و اون روز ولوله ای در حسینیه قدس به پا کرد
البته دیگر مداحان هم خوندند و همه فیض دادند و عاشورای خاطراتی شد
یاد همه ی اون سینه زنها بخیر
اونهایی که به اربابشون رسیدند
اواسط مهر ماه سال 63 دهه اول محرم بود و اواسط اسفند سال 63 پادگان ابوذر توسط هواپیماهای دشمن بمباران شد و حدود 1200 نفر شهید و مجروح شدند.
🌺🌹
🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹
@alvaresinchannel
🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨
✨
🍃✨🍂 #آخرین_برگ_دفتر_شهادت
آخرین برگ دفتر شهادت شهدای #گردان_تخریب_لشگر_10_سیدالشهداء_علیه_السلام با شهادت #شهیدان_رحیمی_و_خوشجام در روز #عاشورای_سال_1367 که با روز اول شهریور مصادف بود بسته شد
شهیدانی که در #تاسوعای_حسینی به مصاف دشمن رفتند و در #روز_عاشورا به شهادت رسیدند.
در روز تا سوعا و عاشورای حسینی
یاد همه ی #شهدای_تخریبچی گرامیباد
به نیت همه ی شهدا بگو.................
🥀🔸 #یا_حسین
🥀🔸 #یا_اباالفضل
@alvaresinchannel
هدایت شده از حسین روشنی
🚩 بسم الرب الشهدا و الصدیقین 🚩
🚩ما ملت امام حسینیم🚩
❌مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان به مدت ده شب در جوار شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم
🔰 مکان : بهشت زهرا (س) قطعه ۵۳ گلزار شهداء
⏱ ازساعت ۱۹ الی ۲۱
🔸 با نوای مداحان اهل بیت (علیهم السلام)
❗️ (در فضای باز و با رعایت پروتکل های بهداشتی)
🔍 موقعیت دقیق مکانی 👇👇👇
https://nshn.ir/vbQzwDYx4lzj
▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹
🌹▪️
🌹
#یکسال_از_فراق_یار_گذشت
سال پیش در همین روزها بود که رزمنده مجاهد و خادم اهل بیت علیهم السلام
🌹 #حاج_سعید_ادیبی به یاران #شهیدش پیوست
در این روزهای عزای سیدالشهداء علیه السلام یاد و خاطره این همسنگر عزیز را گرامی میداریم
سعید عزیز ما به یاد تو هستیم
هدیه نثار روحش فاتحه ای قرائت کنیم
@alvaresinchannel
امروز جلسه انتقال تجربیات #عملیات_والفجر_8 و حمله لشگر به جزیره ام الرصاص با حضور سرلشگر محسن رضایی، سردار علی فضلی و سردار مرتضی قربانی و فرماندهان لشگر10 در پژوهشگده دفاعی، امنیتی دانشگاه جامع امام حسین علیه السلام برگزار شد.
بعد از گزارش کلی سردار فضلی فرمانده لشگر10
گزارش اقدامات قبل از عملیات و حین و بعد از عملیات #اطلاعات_عملیات و #تخریب ارائه شد
@alvaresinchannel
🍂✨🍂✨🍂✨✨🍂✨🍂✨
🍂✨
#عملیات_کربلای_2
✔️🔹 یک هفته به #محرم مونده بود
#مقر_تخریب_لشگر10_در_قلاجه بودیم .
آماده میشدیم برای #محرم_سال_65 .
آمادگی از این جهت که ساک ها رو بسته بودیم برای رفتن مرخصی .
اکثر بچه ها میخواستن دهه ی اول محرم رو تهران باشند.
از منطقه هم قول و قرار برای #حسینیه_لباس_فروشها و #مسجد_جامع_بازار_تهران گذشته بودند و ما هم که هیات داشتیم خوشحال بودیم که امسال محرم لااقل به هیئت های عزادارمون میرسیم.
اما دستوری همه ی این امید و آرزوها رو به فنا داد و فرمان دادند که گردانها و واحدهای #لشگر10 به منطقه پیرانشهر حرکت کنند.
🔻 غروب روز جمعه 7 شهریور 65 از #قَلاجِه با دو تا اتوبوس راه افتادیم
شب رو در #مسجد_ترکهای_باختران به صبح رسونیدیم
مسجد خیلی شلوغ بود رزمنده های زیادی توی شبستون مسجد خوابیده بودند
من تا صبح از صدای خرسناه بعضی ها خوابم نبرد.
بلافاصله بعد از نماز صبح سفره ها رو انداختند و صبحانه خوردیم و راه افتادیم به سمت سنندج.
دو تا اتوبوس بودیم
دو تا اتوبوسمون هم خیلی تمیز و شیک بود.
یادم هست اتوبوسی که ما توش بودیم ایران پیما بود و راننده اش ماشین رو از تمیزی برق انداخته بود.
وقتی وارد اتوبوس شدم گفتم : خدا رو شکر ، یه بار ما رو آدم حساب کردند و یه ماشین خوب برای ما فرستادند.
یه راست رفتم صندلی آخر اتوبوس یه جای دنج پیدا کردم.
قبل از نماز ظهر و عصر رسیدیم به #سپاه_بوکان
اونجا نماز ظهر و عصر رو خوندیم و نهار هم خوردیم و حدود ساعت 2 بعد از ظهر بود که به سمت نقده حرکت کردیم.
من کف اتوبوس چفیه ام رو پهن کردم و خوابیدم.. البته راننده و کمکش یه خورده غر غر کردند اما مهم نبود.
مست خواب بودم که یه صدای عجیبی اومد. مثل اینکه چیزی به عقب ماشین ما خورد و من که کف ماشین خوابیده بودم سر خوردم تا دم درب اتوبوس.
همه ی بچه ها از خواب پریده بودند و هرکسی یه ذکری میگفت:
یکی میگفت یا زهرا(س)
یکی یا حسین و یا ابالفضل
من که کف اتوبوس بودم و از چیزی خبر نداشتم
با زحمت از میون صندلی ها و بچه هایی که به سمت درب اتوبوس هجوم آورده بودند خودم رو بالا کشیدم و با تعجب پرسیدم چی شده؟؟ چرا اینقدر شلوغش میکنید!!!
که نگاهم به سمت راست جاده و پشت ماشین افتاد.
اتوبوس پشت سری ما از پل مسیر جاده غلطید و به پهلوی راست روی زمین افتاد.
اینبار خودم با همه ی وجودم یه یا ابالفضل(ع) گفتم.
اتوبوس ما چند متری جلو رفت و راننده از ماشین پایین پرید و من هم پایین رفتم
هی میگفتم خدایا به ما رحم کن...
خدایا بچه هامون چیزیشون نشده باشه.
شیشه جلوی ماشین خورد شده بود و راننده از شیشه اومد بیرون و پشت سرش یکی یکی بچه ها بیرون اومدن.
در کمال ناباوری همه ی تخریبچی ها سالم بودند فقط یکی از بچه ها یه خورده گوشه ی پایش زخم شده بود که با یه چسب زخم مشکل حل شد.
وسایل بچه ها توی صندوق اتوبوس بود که به علت ترکیدن گالن های گازوئیل آلوده شده بود.
همه ی وسایل رو از دو تا اتوبوس خالی کردیم
اتوبوس دوم که چپ کرده بود و اتوبوس اول هم که ما بودیم در اثر ضربه ای که به موتورش خورده بود از کار افتاده بود.
به خنده گفتم: بخشگی شانس... یه بار یه اتوبوس خوب برای ما اومد و این هم شد سرنوشت ما..
راننده دو تا اتوبوس توی سر خودشون میزدند . چون هم اتوبوس ها صدمه دیده بود و هم اینکه نگران بودند اگر هوا تاریک بشه با نا امنی جاده ها چه بکنند.
از طریق بی سیم یکی از پایگاه های تامین جاده که در نزدیکی ما بود خبر تصادف رو دادند و یک ساعتی طول کشید که ماشین اومد و قبل از غروب آفتاب به #شهر_نقده رسیدیم.
مقر #بچه_های_تخریب_لشگر_10 داخل یک هنرستان بود و نماز جماعت مغرب و عشاء رو به جماعت خوندیم و بعد از نماز چون روزهای قبل از ماه محرم بود مجلس عزاداری برگزار شد.
#شهید_حسن_مقدم اون شب حال خوبی داشت.
و بعد از خوندن من ، او مجلس رو به دست گرفت.
یادم میاد اون شب توسل به حضرت مسلم (ع) داشتیم.
شهید مقدم توی ناله ها و گریه هاش میگفت: ارباب جان. حالا که میری کربلا یه خورده آهسته برو ما هم برسیم.
و #شهید_حسن_مقدم نیمه شب دهمین روز شهریورماه 1365 میهمان اربابش شد
روحش شاد
✍️✍️ راوی: #جعفر_طهماسبی
💐✨ @alvaresinchannel
#یاد_مداحان_شهید_بخیر
ایکاش یه مناسبتی بود که یاد این #چاوشان_جبهه زنده میشد
فکر کنم بهترین مناسبت #دهه_ی_اول_ماه_محرم است
اما کجاست یه متولی
بگذریم
آنقدر این عکس حرف برای گفتن داره که آدم دوست نداره نگاهش رو از اون برداره.
#شهید_سید_علی_سادات_زواره داره برای نیروهاش روضه میخونه.
اینا دارن میرن #خیبری دیگر فتح کنند.
جا داره کسانی که امروز اقبالی در مداحی دارند این عکس رو قاب کنند و روز ی چند بار بهش زول بزنند. نه منبری...
نه بلندگویی...
نه چای قند پهلویی...
نه خدم و حشمی..
نه ماشین و وسیله نقلیه آنچنانی...
کمپرسی اومده این مداح و مستمع هاشو برای قربانی شدن ببره...
سید داره میخونه...
🔹باید گذشتن از دنیا به آسانی..
🔹باید مهیا شد از بهر قربانی....
@alvaresinchannel
هرچی میتونید این پست رو منتشر کنید تا برسد به کسانی که دنبال #الگوی_مداحی میگردند
این ها باید #الگو باشند
🌿🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌿🌹
#یاد_مداحان_شهید_بخیر
#مداح_شهید_آقا_جواد_رسولی
داره توی #پادگان_دوکوهه برای بچه ها قبل از رفتن به عملیات میخونه
اتوبوس های گل مالی آماده است تا اونایی که یالیتنی کنت معک به امام حسین(ع) گفتند با خودش ببره
#روضه_خونهای_جبهه اهل نمازشب بودند و قبل از دیگران از خواب بلند میشدند.
در ادب و افتادگی زبانزد بودند.
آنقدر نقش این نازنینان برجسته بود که تصور #جبهه_و_سنگر و شب عملیات بدون اونها بی معنی است.
اکثر روضه خونهای جبهه ، #وقت_شهادت_جوان_و_نوجوان بودند .
#مداحان_مدعی تک و توکشون جبهه میومدند و همین نوحه خونهای #هیئت_های توی کوچه های شهر ها شده بودند #مداحان_گردانها_و_واحدها .
با خودم فکرمیکردم مگر میشود روضه خون امام حسین علیه السلام بود و دم از عاشقی زد و یالیتنی کنت و معک گفت ... اما در میدان جنگ با یزیدیان پر رنگ حاضر نشد..
یاد همه مداحان شهید بخیر
🌿🌹
🌿🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@alvaresinchannel
هدایت شده از رفع الله رایة العباس (علیه السلام)
52.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ببینید | #حسینیه_سیار
روضه
#اختصاصی [ جلسه هیئت سیّار ]
با مداحی: #حاج_محمود_کریمی
شب هشتم محرمالحرام ١٤٤٢-١٣٩٩
گلزار شهدای بهشت زهرای تهران
نشر آثار #حاج_محمود_کریمی
@MAHMOUDKARIMMI
(قسمت اول