eitaa logo
الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
1.1هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
815 ویدیو
70 فایل
❤رزمندگان تخریب لشگر ۱۰ سید الشهداء (ع)❤ منتظر نظرات شما هستیم👈👈 @Alvaresin1394
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹🌹 🌹 #هیات_الوارثین #رزمندگان_تخریب_لشگر_10 این هفته در شب وفات ام العباس بانو ام البنین(س) #یادبود_شهیدان_ابراهیم_و_اسماعیل_خوش_سیر جمعه 18بهمن ساعت 19 شهرری-میدان شهید غیبی-بلوار کمیل-نرسیده به میدان شهدای شاملو-کوچه بهار-ساختمان فروردین1 -واحد3 @alvaresinchannel
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹🌹 🌹 از روز 19 بهمن 64 بعد از اینکه تمرینات غواصی در کنار کارون تمام شد به بیمارستان خرمشهر که عقبه ی بچه های لشگر10 بود اومدیم و داخل یکی از اطاق های بیمارستان مستقر شدیم روز بیستم بهمن بعد از نماز یه تعداد بچه ها برای استحمام رفتند و تا ظهر همه اومدند و برای نماز ظهر و عصر بعضی از فرماندهان لشگر من جمله _شهید_حاج_یدالله_کلهر در بین غواص ها حضور پیدا کردند. بعد از خوردن نهار ماشین ها اومدند و همه ی غواص ها رو سوار کردند و یادم میاد از جاده شلمچه به سمت عرایض رفتیم و بعد از پل نو ماشین ها به سمت چپ گردش کردند و در یک روستای مخروبه ای در نزدیکی قصر خزعل پیاده شدیم. بچه ها سریع رفتند داخل خونه های مستقر شدند. دو سه ساعتی تا مغرب مونده بود و هرکسی مشغول کاری شد. شهید آقا رسول کشاورز مسوول دسته ما بود و شهید خاتمیان هم معاونش بود. از طریق قرارگاه فرمانده های دسته رو برای آخرین هماهنگی ها احضار کردند و شهید کشاورز هم با بقیه مسوولین غواص ها رفت. قرار شد غواص ها بدون اینکه توجه دشمن رو جلب کنند چند در تیم های سه یا چهار نفره به لب آب اروند بروند و از داخل دیدگاه از نزدیک با منطقه درگیری آشنا شوند. با شهید خاتمیان دولا دولا رفتیم سمت دیدگاه قصر شیخ خزعل و توی مسیر هم یکی دوتا تیر به سمت ما شلیک شد. یه دوربین 20 در 120 داخل دیدگاه بود و ساحل جزیره ام الرصاص را به خوبی می شد دید. به علت جزر آب موانع دشمن بیرون آب بود و سربازان دشمن مشغول ترمیم موانع و نخل های لب کانال بودند. قرار بود من سنگری که مقابل معبر ما بود رو با آرپی جی هدف قرار بدهم. از داخل دوربین سنگر رو برانداز کردم تا فاصله تقریبی سنگر تا آب و موانع مقابلش دستم بیاد. اونطرف اروند یک تابلویی بود مثل تابلوی راهنمایی رانندگی که حرف A2 روی اون نوشته شده بود و این تابلو شاخص معبر ما در ساحل دشمن بود. نیم ساعتی با شهید خاتمیان توی دیدگاه بودیم و هوا هنوز روشن بود که به محل تجمع غواص ها برگشتیم. یک ساعت به مغرب بود که دستور رسید که برادرها لباس های غواصی رو بپوشند. بچه ها به هم کمک میکردند تا لباسها رو بپوشند. یه عده خشک خشک و با سختی لباس پوشیدند و بعضی ها هم با سطل آب بدن هاشون رو خیس کرده و لباس به تن کردند. یه مقدار نارنجک و فشنگ هم آورده بودند که بچه هایی که قدرت بدنی دارند با خود به اونطرف اروند منتقل کنند. من بعد از پوشیدن لباس غواصی به کمک شهید علی پیکاری یه تعداد نارنجک به کمربند غواصی با کش بستم که در صورت لزوم استفاده کنم. سلاح انفرادی اکثر غواص ها کلاشینکف بود که با جوشاندن در گیریس و روغن به اصطلاح ضد آب شده بود. به هر دسته ای یک قبضه آرپی جی و یک قبضه هم نارنجک انداز تخم مرغی داده بودند که با صلاحدید فرمانده ها قرار شد من با آرپی جی کار کنم و من به این شرط قبول کردم که شهید پیکاری به عنوان کمک آرپی جی زن من رو همراهی کند که علی هم بر من منت گذاشت و قبول کرد. ادامه خاطره👇👇👇👇👇👇
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 #غواص_های_دسته_ی_ما #روستای_ام_النوشه کنار رودخانه کارون بهمن ماه 1364 #شهید_سید_مصطفی_خاتمیان فرمانده دسته سمت چپ تصویراسلحه به دست 🔸✨ @alvaresinchannel
قبل از اینکه هوا تاریک بشه همه ی غواص ها لباس پوشیده و با همه ی تجهیزات آماده فرمان بودند البته قبل از پوشیدن لباس غواصی وضو گرفته بودیم که برای عملیات هم با وضو باشیم حول و حوش ساعت 5.30 دقیقه غروب روز 20 بهمن سال 64 وقت نماز مغرب و عشاء شد و همه در صف های جماعت بر روی خاک به نماز ایستادیم. بعد از نماز همه جا تاریکی مطلق بود و روبه قبله توسلی به حضرت زهراء سلام الله علیها پیدا کردیم. بچه ها خیلی گریه کردند.. یه عده در سجده مشغول مناجات بودند و بعضی ها هم تذکر میدادند که برادرها مواظب سر و صدا باشند که خدای نکرده صدا به آنطرف اروند نرسد و دشمن هوشیار شود. بعد از اینکه بچه ها از مناجات فارغ شدند شام آوردند و بعضی خوردند و بعضی هم نخوردند. چایی آوردند و چند تا لیوان چایی خوردیم که اون هم دلیل داشت که جاش اینجا نیست. آماده رفتن به سمت لب اروند بودیم که خبری بین بچه ها پخش شد که برادر کشاورز که مسوول دسته ما بود در راه برگشتن از قرارگاه به علت تاریکی شب با خودرو مقابل شاخ به شاخ تصادف کرده و بیهوش شده و به عملیات نمیرسه. این خبر به جهت روحی، شوکی به بچه ها وارد کرد و اثر این شوک بر شهید خاتمیان معاون دسته ما بیش از همه بود. چون مسوولیت عبور غواص ها از اروند و حمله به دشمن رو باید قبول میکرد. شب 20 بهمن ماه سال 64 حول و حوش ساعت 8 شب به بعد به سمت آب حرکت کردیم و با توکل به خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام غواص ها رو از زیر قرآن عبور دادن و به دل اروند زدیم. معبر ما به نام نامگذاری شده بود و حضرت زهرا سلام الله علیها به مدد آمد معبرما درست روبروی بود و از 6 شهید غواص لشگر10 سیدالشهداء علیه السلام در موج اول حمله به 5 شهید سهم دسته ما شد و بچه ها توانستند کمتر از یک ساعت مواضع دشمن را تصرف کنند. یاد و خاطره غواصان شهید را گرامی میداریم. : 🌹 🌹🌹🌹🌹🌹 @alvaresinchannel
غواص های #لشگر_10 از معبرهای 1⃣ #علی_اصغر_(ع) 2⃣ #فاطمه_زهراء_(س) 3⃣ #زینب_کبری_(س) 4⃣ #اباعبدالله_(ع) به قلب دشمن زدند. @alvaresinchannel
شب قبل از #عملیات_والفجر_8 19بهمن 1364 خرمشهر توجیه #غواصان_لشگر_10 از روی ماکت #شهید_رسول_کشاورز و #شهید_سید_مصطفی_خاتمیان @alvaresinchannel
🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷 🌷 مامور به گردانهای رزمی فرمانده ما شهید اصرارش بر این بود که تخریبچی های مامور به گردان های رزمی حتی الامکان چند روز مونده به عملیات به گردان ها برند که فرماندهان گردان و گروهان ها و حتی دسته ها اون ها رو بشناسند. و این دلیل داشت . اول اینکه شناخت تخریبچی مامور به دسته و گروهان موجب میشه که شب عملیات اگر اتفاقی افتاد و قرار شد نیرو از معبر عبور کند نیروی رزمنده میدونه اینکه اون رو توی معبر هدایت میکنه مسوولیت داره و دوم اینکه به تجربه ثابت شده بود حضور تخریبچی کار بلد در بین نیروهای رزمنده قوت قلبی است برای هدایت گنندگان و و ها در حین عملیات. تصاویر اعزام بچه های تخریب به گردان های رزمی از در تاریخ 17 بهمن1364👇👇👇👇👇👇 🍃🌺 @alvaresinchannel
#عملیات_والفجر8 #تخریب_لشگر_10 تصاویر اعزام بچه های تخریب به گردان های رزمی از #مقر_ام_النوشه در تاریخ 17 بهمن1364 @alvaresinchannel
#شب_قبل_از_عملیات #ستاد_لشگر_10 #خرمشهر #شهید_کیانپور و #شهید_سید_محمد_زینال_الحسینی فرمانده تخریب لشگر ده سیدالشهداء(ع) و غواصانی که دور اونها رو گرفتند. @alvaresinchannel
💐🌴🌿💐🌿🌴💐🌿🌴💐🌿🌴💐🌿🌴 🌴🌿 19 بهمن ماه 1364 ✍✍✍ راوی: شب قبل از عملیات رو برای توجیه بیشتر به خرمشهر بردند و از روی ماکتی که اونجا بود توجیه کردند. بعد از توجیه فرماندهان گروهان ودسته اومدیم داخل حیاط منزل. حدود 90 نفری میشدیم . اونجا هم حضور داشت و شروع کرد برای غواص ها از حساس بودن ماموریتشون سخن گفتن. اینطوری یادم میاد که گفت : ما زیاد هم امیدوار نیستیم غواصها بتوانند بتوانند از اروند عبور کرده و به برسند و خط دشمن رو بشکنند برای احتیاط چند تا در ساحل خودی مستقر کردیم که در ساعت مقرر روی سنگرهای دشمن آتش بریزند و قایق ها زیر آتیش حرکت کنند و در ساحل دشمن پیاده شوند. صحبت های حاج آقا فضلی فرمانده تیپ سیدالشهداء(ع) حسابی دل ما رو خالی کرد . حاج آقا فضلی با صراحت به غواص ها گفت: . یعنی اینکه احتمال شهادت صد در صده. و هرکس مرد این میدون نیست تکلیفش رو روشن کنه. صحبتهای حاج فضلی که تموم شد اومدیم بیرون از ساختمان و دیدم و (جانشین اطلاعات عملیات ل10) ایستاده اند . بچه ها هجوم بردند و دور این دو فرمانده رو گرفتند. هرکس سووالی داشت و من هم پرسیدم که ..... اگر با آتیش تیربارها میشه خط رو شکست این کار رو بکنید چه نیازی هست ماها رو بین اروند سرگردون کنید و تلفات رو بالا ببرید. شهید کیانپور زد زیر خنده و گفت من و سید باور داریم که شماها کار و انجام میدید نگران نباشید و توکل به خدا کنید. حرفهای آقا غلام آبی بود بر روی آتش عصبانیت ما. ما شنیده بودیم حاج غلام چندین بار عرض اروند رو رد شده و حتی پشت مواضع دشمن رو هم شناسایی کرده. 🌹 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 @alvaresinchannel