eitaa logo
عَمْ‌العَبٰاس:)
666 دنبال‌کننده
472 عکس
872 ویدیو
2 فایل
ای‌بهترین‌عموی‌دنیاعباس:)🥀 ای‌اهل‌حرم‌میروعلمدار‌نیامد سقای‌حسین‌سیدوسالار‌نیامد لاکپی!فوروارد!✔️ استفاده شخصی بلامانع🤍👌 📍از اسم کانال توی ایتا کپی نکنید اصلا..
مشاهده در ایتا
دانلود
علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) در مسجد جامع کوفه حضور داشت که مردی از اهالی شام به نزد ایشان آمد و از حضرت پرسید: «من درباره‌ی چندین مسئله‌ی از شما سؤال دارم ...» او درباره‌ی رنگ‌ها و نام‌های هفت آسمان از حضرت (علیه السلام) سؤال کرد. حضرت (علیه السلام) در جواب به او فرمود: «آسمانِ اوّل متشکّل از آب و دود است و «رفیع» نام دارد؛ و آسمان ِدوّم به رنگ مس قرمز است و «قیذوم» نامیده می‌شود؛ سوّمین آسمان به رنگ فلز برنج است و «ماروم» خوانده‌می‌شود؛ آسمان ِچهارم نقره‌ای رنگ است و «ارفلون» نامیده‌می‌شود؛ و نام آسمان ِپنجم «هیعون» است و طلایی رنگ می‌باشد؛ نام آسمان ِششم «عروس» است که هم رنگ یاقوت سبز است و در نهایت «عجماء» که چون مروایدی سفید است و نام هفتمین طبقه آسمان می‌باشد».‌  【تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۲۱۴ نورالثقلین علل الشرایع، ج۲، ص۵۹۳】
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاشکی آدمت حسابمون کنی؛ بی ریا و بی نقابمون کنی!
به سیدالشهدا وصیت کرده بود که کنار پیامبر و مادرشان فاطمه به خاک سپرده شود. عایشه با همدستی بنی امیه و مروان سوار بر قاطری خاکستری از راه رسیدند و مانع حرکت عزاداران شدند. گفت: " خانه‌ خانه ی من است، و اجازه نمیدهم کسی در آن دفن شود " ابن عباس به او گفت: گویا دوست داری روزی هم به نام "قاطر" در تاریخ ثبت شود، همانطور که روزی به نام "جمل" در یاد‌ها ماند! _ در آخر پیکر مطهر امام مجتبی را تیرباران کردند، و طبق ادامه‌ی همان وصیت، در کنار مادر امیرالمومنین به خاک سپرده شد. | تاریخ یعقوبی،ج۲،ص۲۲۵
پیامبر‌اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آنقدر در میان ما غریب و ناشناخته است، که از اینکه به او بگوییم: شهید مضایقه می‌کنیم!
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درست به هیبت علی مرتضی [علیه‌السلام ] مگر تو علی مرتضی را دیده بودی؟ وقتی ابامحمد را دیدم خیال کردم علی مرتضی را دیده ام:)))
عایشه از امام مجتبی کینه داشت از جنگ جمل. امیرالمؤمنین در خطبه‌ی ١۵۶ نهج‌البلاغه می‌فرمایند بعضی کارها رو عایشه کرد، اگر می‌گفتند با هرکس بکنی، این کارو نمی‌کرد، انقد قبیح بود! هم جنگ مقابل امیرالمؤمنین(جمل)، هم باعث تیراندازی به بدن امام مجتبی شد... کینه‌ای که از ما داشت او را وادار کرد که این کارو بکنه. - استاد کاشانی.
عَمْ‌العَبٰاس:)
_
همینکه امام حسین علیه السلام بدن مبارک را به سوی مزار شریف حرکت دادند تا تجدید عهدی با جدش رسول خدا کرده باشد؛ طرف مقابل (پیروان سقیفه) در قالب جماعتی در مقابلشان صف آرایی کردند و مانع آنها شدند. عایشه هم سوار بر قاطری به جمع آنها ملحق شد؛ در حالی که می گفت: ما را با شما چه کار؟! می خواهید کسی را وارد خانه من کنید که محبتی (و ارادتی) نسبت به او ندارم؟ مروان که زمینه را برای عقده گشایی مناسب دید دهان باز کرد و گفت: عثمان در دورترین نقطه مدینه دفن شود و حسن در کنار پیامبر؟! چنین چیزی نشدنی است. و بعد با جمله وَ أَنَا أَحْمِلُ السَّیْفَ؛ تشیع کنندگان را تهدید به جنگ و برخورد شدید کرد. نزدیک بود فتنه ای به پا شود که ابن عباس جلو رفت و خطاب به مروان گفت:برگرد به همان جایی که بودی؛ ما قصد نداریم این بدن مطهر را در کنار رسول خدا به خاک بسپاریم؛ تنها قصدمان این است که با زیارت دادن این بدن مبارک، تجدید عهدی با رسول خدا شده باشد و بعد از آن به سمت بقیع رفته و او را بنابر وصیت حضرتش در کنار قبر مادربزرگش فاطمه \[بنت اسد\] به خاک می سپاریم. مطمئن باش اگر وصیت کرده بود که بدن مطهرش را کنار رسول خدا دفن کنیم تو کوچکتر از آن بودی که بتوانی مانع ما شوی و لکن آن حضرت به خدا و رسولش و نیز حرمت قبر شریفش بیش از دیگران عالم است و می دانست که نباید خرابى در آن پدید آید، چنانچه این كار را دیگران كردند و بدون اذن آن حضرت صلی الله علیه وآله به خانه اش وارد شدند،سپس رو به عایشه کرد و گفت:این چه رسوائى است؟ عایشه! روزى بر استر و روزى بر شتر! (اشاره به جنگ جمل) می خواهى نور خدا را خاموش كنى و با دوستان خدا بجنگى؟ بازگرد! آنچه می ترسیدى خیالت راحت باشد که ما طبق وصیت، بدن مطهر را اینجا دفن نمی کنیم خوشحال باش که تو به هدفت رسیدى؛ ولی خدا هر گاه که باشد انتقام اهل بیت عصمت را از دشمنانشان خواهد گرفت.
در شب معراج ، وقتی به باغ بهشت درآمد و بر منازل مؤمنان گذر کرد،دو قصر عالی درکنار یکدیگر دید که؛ ویژگی آنان یکی بود،جز آنکه یکی از زبرجد سبز و دیگری از یاقوت سرخ بود. پیامبر پرسید:این دو قصر از آنِ کیست؟ جبرئیل گفت:یکی از آنِ حسن علیه‌السلام و دیگری از آنِ حسین علیه‌السلام است. وقتی رسول خدا از علت رنگ ها پرسید؛ جبرئیل پس از سکوتی طولانی پرده از راز برداشت: سبزی قصر حسن از آن روست که او با زهر به شهادت می‌رسد و هنگام مرگ،رنگ او از زهر،سبز می‌شود و سرخی قصر حسین از آن روست که او با شمشیر نیز کشته می‌شود و هنگام مرگ رنگ او از خون سرخ میشود! |محمدباقرمجلسی؛ بحارالأنوارج۴۴،ص۱۴۵ و ج۴۵،ص۲۱۸