شهید مفقود الأثر محمد مهدي الشرتوني🌹
برادرها اگه من شهید شدم، این توفیق اولا از سمت پروردگار عالم بر من است و ثانیا از سمت امام زمان (عج) و ثالثا از برکات رزمنده شهید "هادی محمد یاسین" است. تو قول دادی به من "هادی"، گفتی به من شهادت نزدیکه و انشالله شهید خواهی شد..
انشالله برادر به زودی به تو خواهم پیوست، خیلی دوستت دارم عزیزم، ای پشتوانهی من، میدونی که من خصوصا بعد از شهادتت چقدر بهت وابسته شدم و رابطمون با هم چقدر عمیق و قوی شد.
یاد کنید من و شهید رزمنده "هادی یاسین" رو...
و ما رو در کارهای خیرتون فراموش نکنید، خصوصا در نماز شب برای ما دعا کنید و طلب استغفار کنید
والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته
🚩 اماج
🔰 @Amaj24
به گزارش والاستریت ژورنال، مقامات آمریکایی گمان میکنند که چین یا روسیه ممکن است اطلاعات مربوط به اهداف را در اختیار ایران قرار میدهند
چرا که تهران توانسته است با دقتی غیرمعمول به تأسیسات حساس حمله کند.
پ ن : ارزش اين خبر به اعتراف به دقت و كارى بودن اصابت ها هست
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علیرضا دبیر: ما به جنوب کشور آمدهایم که بگوییم نوکرتان هستیم
🔹ببخشید اینو میگم، من جزو کشتیگیرهای ایرانی هستم که به آمریکاییها نباختم. آمریکایی بردن خیلی راحت است، شومنهای خوبی هستند، دهشان را صد نشان میدهند.
🚩 اماج
🔰 @Amaj24
🚩 امــــاج - اخبار مقاومت جهان اسلام
من که دوستت داشتم بابایی! بسیجی پاسدار شهید مهدی حیدری که صبح پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ در تجاوز ددمنش
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا به حق این نالهها، ظهور مولایمان را برسان.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
۵ صفر شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها، دختر سه ساله حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، خدمت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) و همه عاشقان اهلبیت(ع) تسلیت و تعزیت باد.
بابا عدو رحمت اتمدی اکبرآلان گوشوارمه ༻
༻ بابا عدو رحمت اتمدی اکبرآلان گوشوارمه
آی بابا آی بابا بابا بابا
یارالی بابا ༻
༻ بابا منم او قیز کی آچاردی جانمازین
ندن روا بیلیرسَن پنهان قالا بو رازین
دییرم هر شام و سحر رقیه مهتابیمدیم منیم ༻
༻ دییرم هر شام و سحر رقیه مهتابیمدیم منیم
حرمی دنیایه دَیَر دختر اربابیم دی منیم
حرمی دنیایه دَیَر دختر اربابیم دی منیم
🚩 اماج
🔰 @Amaj24
عزیزان؛ دعای ساعت ۲۲
دوستان
امشب ۵ تا صلوات به تعداد ۵ تن آل عبا به نیت سلامتی رهبر عزیزمون
سهم شما ۵ صلوات هست
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
🚩 امــــاج - اخبار مقاومت جهان اسلام
🔴فوری/وزارت خارجه قطر: پیشنهاد جدید آتشبس را برای ایران و آمریکا فرستادیم پ.ن:بعد از شروع دوباره ج
جزئیات اولیه از پیشنهاد قطر برای برقراری آتش بس
🔸۱- پایان جنگ و برقراری آتش بس
🔸۲- تنگه هرمز تحت کنترل ایران به مدت ۱۰ روز باز شود
پ.ن:دقت میکنید دیگه حرفی از اورانیوم غنی شده و موشک های بالستیک و نیروهای نیابتی مطرح نمیکنن؟تنگه کاری کرده فعلا اینا از اولویت دشمن خارج بشه،اینا فقط دنبال اینن تنگه باز بشه حتی شده ۱۰ روز،مدیونید اگه فکر کنید این پیشنهاد قطر هست و آمریکا بهش دیکته نکرده....!
بنابر گزارش كانال 13 عبرى :
ترامپ به کشورهای حاشیه خلیج فارس: اگر ظرف این هفته آتش بس حاصل نشد، برای تشدید تنش باشيد
بر اساس اعلام مقامات آمریکایی، ایالات متحده جنگندههای اف-۱۶ و اف-۳۵ بیشتری را به همراه هواپیماهای سوخترسان به خاورمیانه اعزام میکند.
این اقدام که پیش از حمله اخیر ایران در اردن که به کشته شدن دو سرباز آمریکایی انجامید، دستور داده شده است، همزمان با افزایش تنشها با ایران صورت میگیرد.
به گفته یک مقام نظامی اسرائیلی، ممکن است برخی از این هواپیماهای اضافی در پایگاههای هوایی نیروی هوایی اسرائیل مستقر شوند.
پ ن : هرچى بيشتر بيارى براى موشك هاى ما اهداف بيشترى تامين مى كنى
رویترز: جنگ علیه ایران شركت هاى بزرگ هوايى را به مرز ورشکستگی کشانده است
(قسمت اول)
"یک شماره ناشناس"
+ سلام، شما؟
- سید رضا هستم.
این اولین مکالمه من با "سید رضا" بود.
دقیق یادمه، ۳ سال قبل؛ یه زائر خارجی اربعین حسینی یه مشکلی داشت که تقریبا حل شدنش ناممکن بود و این کار "سید رضا" بود که حل ش کرد.
[از سید رضا فقط یه شماره تلفن داشتم]
موقعی که تصمیم گرفتیم " سرویس های بهداشتی و حمام های موکب" رو درست کنیم؛ با رئیس موکب که نشستیم حساب کتاب کردیم، دیدیم که بخاطر از دست دادن ارزش پول ملی و هزینه های سرسام آور؛ اگر ما بخواهیم کل هزینه ها رو از پول های جمع شده بدیم، ممکنه اصلا پولی برای برگشت تیمی که قراره کار کنند، باقی نمونه.
از طرف دیگه؛ انجام کار سرویس بهداشتی ها واجب بود.
سرویس بهداشتی های قبلی؛ از آهن بود، آب جمع میشد، زهکشی خوبی نداشت، لوله کشی خوبی نداشت و در نتیجه بهداشت خوبی نداشت (عکس ها در ادامه)
تصور اینکه وسط تابستون با دمای ۵۰ درجه، در این گرمای تابستون، زائری که پیاده روی داره میکنه؛ وارد یک سرویس بهداشتی از جنس آهن بشه، آزار دهنده بود و در شان زائر امام حسین (ع) نبود؛ باید اینکار درست کردن سرویس بهداشتی و حمام ها انجام میشد.
هزینه های برآورد شده یک طرف، پول های جمع شده یک طرف و در ادامه؛ هزینه های رفت و برگشت ۱۳ نفر عزیز کارکننده برای ساخت و تعمیر سرویس بهداشتی ها و حمام ها یک طرف و در انتها، هزینه سفره داری و مهمان داری از زائرین امام حسین در زمان اربعین یک طرف؛ هزینه هر شب مدیریت تجمعات شبانه در اون شهر که بر عهده این موکب هست هم یک طرف ؛ همه اینها هزینه سنگینی بود که روی دوش موکب بود و البته هنوزم هست.
[ البته این رو هم بگم ؛ کارکن های عزیزمون، از همین بچه های موکب بودند که صلواتی پای کار بودند. بدون چشم داشت ؛ از جانباز شیمیایی جنگ تا جانباز جنگ ۸ ساله تا بازنشستگانی از نیروهای مسلح و ...].
با تمام این شرایطی که بالا گفتم، این وسط تنها شخصی که به ذهن م رسید که ازش تو عراق کمک بگیرم " سید رضا " بود که ازش فقط یه شماره تلفن داشتم.
قبل از اینکه جواب خواسته هام رو بدونم نوشتم؛
+ "سید رضا" ما برای ساخت "سرویس بهداشتی، تعمیر حمام های موکب و ساخت دیوار کنار موکب" به این اقلام نیاز داریم.
۷۰ کیسه سیمان
۲ هزار بلوک
۲ ماشین ماسه
کاشی
۳ تا سنگ توالت (بقیه موارد رو سالم از توالت قبلی درمیاریم).
+صدای دلگرم و دلنشین "سید رضا" رو شنیدم ؛ دکتر، حالت چطوره؟
- خوبم سید ؛ سید تو همچین شرایطی هستیم.
+اشکال نداره ، من با "حاج فارس" [اولین بار بود این اسم رو میشنیدم] حرف میزنم تا اینارو تهیه کنیم. شما رسیدید به موکب، به من اطلاع بدید.
+ چشم
"سید رضا" رو از قول قبلی ش میشناختم، حرف رو اگه گفت؛ عملی میشد.
به دوستان گفتم بیایید بریم؛ خدا کریمه.
پرسیدند میشناسی "سید رضا" رو؟ گفتم نه
پرسیدند حتی ندیدی "سید رضا" رو؟ گفتم نه
پرسیدند قطعا دیگه دوست واسطی دارین؟ گفتم نه
گفتند به حرفش اعتماد داری؟ گفتم صد در صد
آخرش گفتند ؛ بریم دیگه؟ گفتم بریم.
از مرز مهران به عراق که رد شدیم ؛ پیام دادم که : "سید رضا" ما ۴ ساعت دیگه احتمالا موکب هستیم.
یکی از دوستان تلفنی بهم گفت که ؛ من با عراقی ها کار کردم، تا آدم رو بی حوصله نکنند؛ چیزی نمیفرستن.
گفتم صبر کن سید.
رسیدیم محل موکب، اولین بار بود که تو عمرم به این موکب میومدم ؛ من فقط اومده بودم که خودم حضور داشته باشم و مدیون پول های مخاطبین که بهم اعتماد کرده بودند که پول شون دقیق و در محل خودش هزینه بشه، نباشم.
[واقعیت ش من میترسم از حساب کتاب و مدیون شدن به افرادی که خودم شاهد بودم در اون فراخوان ها، ۵ هزارتومن، ۳ هزارتومن و ... واریز کرده بودند].
وگرنه کلی کار ریخته بود تو سرم تو ایران که باید بهش میرسیدم.
نیم ساعتی معطل کلید موکب شدیم، تازه رسیده بودیم که به ساعتی نکشید یکی زنگ زد آدرس خواست، کامیون اول اومد؛ ۷۰ کیسه سیمان بود ؛ پشت سرش ۱ کامیون ماسه اومد؛ پشت سرش ۲ کامیون دیگه، ۱۰۰۰ تا بلوک بود.
(من داشتم عکس مینداختم و گزارش کار برای مخاطبین)
گوشی م زنگ زد ؛ تماس واتساپ بود. شماره عراقی بود.
+ مرحباً يا دكتور، أهلاً بك. أنا الحاج فارس
این صدای گرم و دلنشین، صدای همون عزیزی بود که "سید رضا" بهم اسمش رو گفته بود. پرسید مواردی که فرستادم رسیدن به موکب؟
گفتم آره ؛ گفت از فردا کهکار رو شروع کردین، بقیه موارد هم میاد.
همون دوستم که ظهری گفته بود که عراقی ها تا آدم رو بی حوصله نکنند، کار انجام نمیدن ؛ دوباره زنگ زد. حرف زدیم و آخرش گفت : چقدر با آدم شریفی تو عراق روبرو هستین.
[امام حسین (ع) بود که ما رو دور خودش جمع کرده بود].
بچه ها هنوز لباس هاشون رو در نیاورده بودند؛ خستگی یه راه ۲۰ ساعته رو تن شون بود که گفتند نباید سیمان ها بیرون از موکب باشه و کل سیمان هارو به داخل منتقل کردند.