عزیزان؛ صلوات ساعت ۲۰ هیچوقت از یادتون نره؛ حتی اگه یادآوری نکردم.
امشب ۵ تا صلوات به تعداد ۵ تن آل عبا به نیت سلامتی رهبر عزیزمون
سهم شما ۵ صلوات هست
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سینا و پدر ومادر شهیدش
قبل از اینکه هدف سنگین ترین و ویرانگرترین
بمب های آمریکایی، قرار بگیرند
🚩 اماج
🔰 @Amaj24
🚩 امــــاج - اخبار مقاومت جهان اسلام
رژه رفتن دشمن در زوطر شرقی لبنان وقتی یک عده سیاستمدار وابسته، جلوی مقاومت مردمی را بگیرند، دشمنی ک
اشغالگری جدید با وجود حضور ارتش لبنان!
ارتش اشغالگر رژیم کودک کش صهیونیستی دیشب وارد روستای زوطر غربی شد که طبق توافق قرار بود به عنوان منطقه آزمایشی در دست ارتش لبنان باشد.
(صهیونیستها قبلاً نتوانسته بودند روستا را اشغال کنند اما آن را به عنوان روستای آزمایشی تعیین کردند! انگار دشمن وارد قشم نشده باشد اما در مذاکرات منت بگذارید که من از قشم خارج شدم پس شما سپاه را اخراج کنید!)
صهیونیستها با صد متر پیشروی یک خاکریز ایجاد کردند.
ارتش لبنان هنوز در مکان اصلی خودش باقی مانده ولی پهپادهای دشمن در ارتفاع پایین بر فراز دهکده در حال پروازند.
ارتش لبنان مانعی برای دشمن نیست و اصرار یک عده برای انحصار سلاح در دست دولت، تنها خدمتی به اسراییل برای خلع سلاح مقاومت مردمی است.
🚩 اماج
🔰 @Amaj24
اونی که هنوز خودروی زیر مدل ۸۵ سوار میشه،باید بفهمید که اون نداره مدل بالاترش رو بخره،چه بسا داره با همین ماشین مدل پایین و فرسوده خرج زندگیش رو در میاره،عوض اینکه وام های با درصد صفر و اقساط بلند مدت چندین و ده ها امتیاز در نظر بگیرید، اونایی که ماشین فرسوده دارن بیان داوطلب ماشین فرسوده تحویل بدن دارید سنگ اندازی میکنید؟عوض اینکه از دستشون بگیرید دارید از پاشون میکشید؟تا کی قراره در این کشور از بنزین وسیله ای برای عصبانی کردن مردم استفاده بشه؟
نیویورک تایمز مدعی شد: ایران فهرستی از خواستههای خود را ارائه کرده که امیدها برای بازگشایی تنگه هرمز را کاهش داده است.
سفر فرمانده سِنتکام به سرزمینهای اشغالی
🔹فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمریکا وارد سرزمینهای اشغالی شده و با رئیس ستاد و مقامات ارشد نظامی اسرائیل دیدار خواهد کرد.
هدایت شده از مقاومت نیوز ✔️
🔴خروج نظامیان آمریکا از یک پایگاه در اربیل کلید خورد
🔹پایگاه خبری المعلومه عراق گزارش داده که نظامیان فنی و مهندسی آمریکایی مستقر در پایگاه حریر در اربیل عراق، درحال خروج از این پایگاه هستند.
ـــــــــــــــــ
🚨اخبار تخصصی جبهه مقاومت
@moghavematnews_ir
عراقچی: مذاکرات با عمان برای تعیین مسیر موقت تقریبا به نتیجه نزدیک است.
عزیزان؛ صلوات ساعت ۲۲ هم از یادتون نره
امشب ۵ تا صلوات به تعداد ۵ تن آل عبا به نیت سلامتی رهبر عزیزمون
سهم شما ۵ صلوات هست
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
هدایت شده از بویه
🔴 چند شب است دنبالش میگردم ...
🔹 شرجی نفس شهر را گرفته بود. رطوبت هوا آرام از کنار شقیقهها پایین میآمد و لباسها را به تن میچسباند. اما گرما هم نتوانسته بود مردم را از میدان دور کند. بعد از پایان مراسم، سریع خودم را به ماشین رساندم. کولر را روشن کردم. چند لحظه بعد، ضربهای آرام به شیشه خورد.
🔹 پیرزنی لاغراندام و آفتابسوخته پشت شیشه ایستاده بود. چشمهایش در گودی صورت فرو رفته بود و عرق از پیشانیاش میچکید. گفت: «ننه... حالم خوب نیست. منو تا عاشوری میرسونی؟».
🔹 سوار که شد، نگاهم به سربند پرچم ایران، مچبند بافتنی سهرنگ و پیکسل نقشه ایران روی سینهاش افتاد. تمام مسیر حرف میزد و من فقط گوش میدادم. از میان حرفهایش فهمیدم سرطان دارد، شوهرش نابیناست و چهار ماه است هر شب از روستای چاهخانی با ماشینهای عبوری خودش را به میدان امام میرساند؛ تا پایان مراسم میماند و شب دوباره همان مسیر را برمیگردد.
🔹 فقط یک شب نیامده بود؛ همان شبی که در بیمارستان بستری بود. پرسیدم: «مادر، چرا با این حال و روز هر شب میای؟». اشک در چشمهایش جمع شد. گفت: «چون رهبرمو دوست دارم. از وقتی خبر شهادتش رو شنیدم، دیگه لقمه از گلوم پایین نمیره. وزنم از چهلوچهار کیلو رسیده به سی و خوردهای.»
🔹 وقتی گفت سالها قبل هم برای دیدن رهبر در سفرش به بوشهر خودش را رسانده بود، فهمیدم این دلبستگی، قصه امروز و دیروز نیست. میان همه حرفهایش، قصهای بود که وقتی تعریفش کرد، بغض به صدایش نشست.
🔹 گفت: «چند شب قبل، بعد از پایان مراسم، سوار ماشین زن و مرد جوانی شدم تا برگردم چاهخانی. نزدیک دویره احمدی، وقتی راننده فهمید که من هر شب برای حضور در مراسم به بوشهر میام، پرچمم رو از دستم گرفت و دسته چوبیاش رو شکست. میخواست پرچمم رو بیرون بندازه. گفتم سر منو بشکن... ولی پرچمم رو نه».
🔹 بعد هم آهی کشید. با گوشه روسریاش، اشک چشمش را پاک کرد و گفت: «بعد از آن، چند تا لیچار بارم کرد. وسط بیابون نگه داشت؛ پیادهام کرد و رفت. فقط چوب پرچمم رو نشکست... حرمتم رو هم شکست.»
🔹 چند شب بعد، دوباره به میدان امام رفتم. میان جمعیت چشم میگرداندم؛ دنبال همان سربند، همان مچبند سهرنگ و همان پیرزن لاغراندام. اما نبود. نگرانش شدم. شمارهای که داده بود را گرفتم. صدایش ضعیفتر از آن شب بود. گفت: «چند روزه حالم بدتر شده... دکتر گفته دیگه نباید راه برم... ولی دلم هنوز پیش میدونه...».
🖊️ سمیه شایگان
▫️ «بویه»؛ رسانه روایت در استان بوشهر
@boie_bu