رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
هوشنگ و من گذاشتم روش ولی صداش میکنن وینی
عا اره راستی حواسم نبود برعکس گفتم
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
دلم برای هندریکس تنگ شده
رابطتون جالب بود
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
رابطتون جالب بود
پشمام این هندریکسم میشناسه
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
پشمام این هندریکسم میشناسه
عمه من شبانه روز تو چنلش دربارش حرف میزد؟