نَزارید چیزی بَراتون حَسرَت بِشه
حَسرَت تَنها دَردیه که نه جُبران میشه نه عادَت.
وَلی زَمان هیچگاه دَردی را دَوا نَکَرد.
این ما بودیم که به مُرور، به دَردها عادَت کَردیم.
خاطِراتی که آدَمهایَش رَفتهاَند، دَردناکَند وَلی خاطِراتی که آدَمهایَش حُضور دارَند اما شَبیه گُذَشته نیستَند به مَراتِب، دَردناکتَرَند.
اَما اِحساسِ بِهتَری پیدا خواهَم کَرد.
این طَبیعَتِ اِنسان اَست که یِك زَخم کُهنه را دَرمان خواهَد کَرد وَ خودَش را بَرایِ بَستَنِ پوستهای جَدید آماده میکُنَد.
دَر مَن بِسیار چیزها اَز بین رَفتَند؛
که گُمان میکَردَم تا اَبَد ماندِگارَند.