پُرسیدَند 'چِرآ چِنین بی مَرز دوستَش دآشتی؟'
گُفتَم " او زَخم هایَم رآ بوسید وَ رَنجَم رآ بآوَر کَرد"
دیدنِ زیباییِ تُ هنر میخواهَد پس مَن هنرمندم پیشِ تُ
یا شاید تُ باعث شدی مَن هنرمند شوم :)!
وَ حَتی اگهِ سِتارههایِ حَسود از راهِشیری بِشکَنَن و قِطعهقِطعه بِشَن،بازَم مَن بهِشت رو تو چِشایِ تو میبینَم!:)
گرما یعنی نفس های تو ، دست های تو ، آغوش تو ؛ من به خورشید اعتقادی ندارم .
-احمدشاملو
چَشم ها چیزی را کِه سَعي داریم با زَبان اِنکارَش کُنیم را
بی پَروا نِشان میدَهَند